مهمترین اصول انتخاب همسر
1- انتخاب همسر براساس تدین
در اینجا منظور از تدین آن است که فردی که انتخاب میشود، دارای فهم عمیقی از اسلام
بوده فضائل اخلاقی و والای دینی و آداب بلند پایه آنرا عملاً بر زندگی خود تطبیق
داده باشد و به عبارت دیگر همیشه به قوانین و قواعد شریعت اسلامی و اصول جاودان آن
پایبند باشد.
وجود این اوصاف، دلالت بر تدین دختر یا پسر دارد. چنانچه هر کدام از آنان فاقد
خصائل فوقالذکر بودند، از عقیدة اسلامی فاصله گرفتهاند و از راه راست منحرف
شدهاند و اخلاقی ناسالم دارند، هر چند مردم ظاهراً آنانرا نیکوکار و شایسته و
متدین بدانند.
بنابراین باید موازین صحیح و قابل اعتمادی برای سنجش اشخاص و آشکار کردن ویژگیهای
برجستة شخصیتی آنها داشته باشیم.
این شناخت صحیح مصداق گفتة مبارک رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است که فرمود:
«إنَّ
الله لا ينْظُرُ إِلى أجْسَامِكُمْ، ولا إِلى صُوَرِكمْ، وَلَكن ينْظُرُ إلى
قُلُوبِكمْ وأعمالكم».
رواه مسلم.
«خدای عزوجل به جسم و صورت شما نگاه نمیکند، بلکه به قلب شما و اعمالتان نظر
مینماید».
به این دلیل، نبیاکرمص، تمام کسانی را که قصد ازدواج دارند، راهنمائی کرده است که:
مهم ترین شرط انتخاب، صفت تدین است، چه برای پسر، و چه برای دختر تا فرد متدین در
زندگی زناشوئی آیندة خود، وظیفة کامل خود را در حق همسر و فرزندانش ادا کند.
در روایت بخاری و مسلم از ابوهریره آمده است که آن حضرت فرمودند:
«تُنْكَحُ
الْمَرْأَةُ لأَرْبَعٍ: لِمَالِهَا، وَلِحَسَبِهَا، وَلِجَمَالِهَا، وَلِدِينِهَا،
فَاظْفَرْ بِذَاتِ الدِّينِ تَرِبَتْ يَدَاكَ».
«زن براساس چهار ویژگی برای ازدواج انتخاب میشود:
ثروت و دارایی، اصل و نسب خانوادگی، زیبایی و دینداری، امّا زن دیندار را برگزین که
مایه بینیازی و سعادت است».
حقیقتاً چه لطمة بزرگی به تربیت و اخلاق و دین ما وارد خواهد شد که دختر جوان و
مؤمن ما در چنگال فاجر و فاسقی گرفتار آید که برای شرف و حیثیش ارزش و اعتباری قائل
نبوده و به هیچ عهد و پیمان و قانونی پایبند نیست.
و به راستی چه مصیبتی است برای زن مؤمن و شایستهای که پاکی و نجابت او را شوهری
بیدین و فاسد لکهدار میکند و او را مجبور به برهنگی و همنشینی و رقص با مردان
نامحرم و نوشیدن شراب مینماید و به عبارت دیگر او را از محدوده اخلاق و اندیشه
اسلامی بجانب تباهی و بیدینی سوق میدهد.
با کمال تاسف بسیارند دختران عفیفی که در منزل پدر نمونة پاکی و اخلاق بودهاند، و
زمانی که وارد خانه شوهر بیدین و بیبندوبار شدند به موجودی بیهوده و مفتضح تبدیل
گردیدند که برای آنان اصول و مبانی ارزشمند اخلاقی و عقیدتی هیچ اهمیتی ندارد و
اعتباری برای عفت و شرف قائل نمیشوند و شکی نیست که فرزندانی که در این خانواده یا
بهتر است بگوئیم در این منجلاب گناه و فساد رشد میکنند، در آینده افرادی منحرف و
تبهکار خواهند شد.
بنابر آنچه گفته شد، آنچه زندگی سعادتمند و تربیت اسلامی فرزندان و حیثیت و ثبات
حیات آیندة زوجین را تضمین میکند، انتخاب همسر آینده براساس دینداری و التزام به
اخلاق اسلامی است.
2- انتخاب براساس نجابت و اصالت خانوادگی
یکی دیگر از ضوابطی که اسلام برای انتخاب شریک زندگی وضع نموده است انتخاب همسر
براساس نجابت و اصالت خانوادگی است، به این معنا که شخصی که برگزیده میشود از
خانوادهای ریشهدار و اصیل باشد که در بین مردم به شرافت و پاکی و شایستگی اخلاقی
معروف باشند.
در واقع میتوان مردم را به معادن خصایل اخلاقی و معنوی تشبیه کرد که از لحاظ حقارت
و شرافت و فساد و سلامت اخلاقی با هم تفاوت دارند.
میدانیم به علت وارونه شدن ارزشها، غالبا در طول تاریخ و حتی در دنیای امروز،
خانواده یا دودمانی را بزرگ و با عظمت میدانند که یا بر اریکه قدرت تکیه زده است و
یا از لحاظ مالی و اقتصادی توانمند و غالب باشد. با کمال تاسف تاریخنویسان هم در
اینباره دچار خطا شدهاند. و تاریخ، سرگذشت قدرتمندان یا دولتمندان است، اما آنچه
از دیدگاه اسلام باعث عزت و شرف و بزرگی میشود، ایمان به خداوند و تقواست به دلیل
آن که
﴿¬!ur
äo¨�Ïèø9$#
¾Ï&Î!qßtÏ9ur
úüÏZÏB÷sßJù=Ï9ur﴾
[المنافقون: ٨]
«همانا عزت ویژه خداوند و پیامبرش و مؤمنین است». و ﴿¨bÎ)
ö/ä3tBtò2r&
yYÏã
«!$#
öNä39s)ø?r&﴾
[الحجرات: ١٣]، «و گرامیترین شما نزد خدا با تقواترین شماست». بنابراین اگر مولف
به اصالت خانوادگی اشاره میکند و در حدیث نبوی نیز از آن بحث شده است، اشاره به
ارزشها و معنویات موجود در آنهاست، نمونه این مطلب را در زمان رسول اکرم صلی الله
علیه وسلم میبینیم که پیامبر اکرمص به علت مشکلات مالی در دوران کودکی و نوجوانی
چوپانی میکرد با وجود فقری که خانواده عمو و پدربزرگ ایشان داشتند باز هم خانواده
او و قبیله قریش بزرگ و شرافتمند بحساب میآمدند. زیرا خصایل اخلاقی را بخوبی حفظ
کرده بودند، یعنی خانوادهها و قبایلی که دارای این ارزشها و معنویات بودند بیش از
سایرین استعداد پذیرش حق را داشتند، در حدیث میبینیم که پیامبر صلی الله علیه وسلم
ارزش و بزرگی آنانرا برسمیت نمیشناسد مگر آنکه ایمان آورند و براه راست گام نهند.
علم وراثت ثابت کرده است که طفل خصوصیات جسمی و عقلی و روانی را از والدین دریافت
میکند، پس اگر همسر را براساس سلامت و اصالت و شایستگی و شرافت خانوادگی برگزینیم،
بیتردید فرزندانی که از این وصلت نتیجه میشوند، سالم و عفیف و پاکمنش خواهند
بود.
طفلی که براساس وراثت شایستهای متولد میشود، و با روش تربیتی ارزشمندی پرورش
مییابد، تحقیقاً میتواند به مدارج بالای دینی و اخلاقی برسد و به الگویی در تقوی
و فضیلت و نمونهای در برخورد خوب با اطرافیان و جامعهاش تبدیل شود.
پس راهیان این طریق بهوش باشند که برای یاور آینده زندگی، انتخاب شایستهای داشته
باشند و از ابتدا بنیان محکمی ایجاد نمایند تا فرزندان سالم، صالح و مؤمن نصیب آنان
گردد.
3- برتری ازدواج با دختران باکره
یکی دیگر از دستورات روشنگر و مفید اسلام در انتخاب همسر، برگزیدن دختر باکره و
برتر دانستن آن نسبت به زن بیوه است. فوائد قابل توجه و حکمت عمیقی در این رهنمود
وجود دارد.
دختر، اصولاً در برخورد با اولین مرد زندگیش، مهر و محبت خود را نثار او میکند،
زیرا شوهرش اولین انسانی است که به دایرة عصمت او پای گذاشته است، بنابراین وجودش
با وجود همسرش در میآمیزد و جوّی از آرامش و محبت ایجاد میکند. این صفای قلبی
نظام خانواده را از تیرگی روابط و افتادن در دام جدال و خصومت حفظ خواهد کرد و
باگذشت زمان عاملی در استحکام رشتههای ارتباط زن و شوهر خواهد بود، امّا زن بیوه
در ازدواج دوّم حلاوت و الفت ازدواج اوّل را نخواهد داشت و تعلق خاطر و تمایل پیشین
باقی نمانده است، زیرا اخلاق او با برخورد دوّم تفاوت دارد.
«حضرت عائشه» رضی الله عنها این حالت درونی را با مثالی برای نبیاکرمص اظهار
میدارد، آنجا که به پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم میگوید: ای رسول خدا صلی الله
علیه وسلم اگر در راه به مکانی فرود آیی و دو درخت پیش رویت باشد، یکی از آندو
میوهاش خورده شده و دیگری دست نخورده است، زیر سایة کدامیک استراحت میکنی؟ آن
حضرت صلی الله علیه وسلم فرمود: زیر سایة آنکه دست نخورده است و «عائشه» و ط گفت:
من همان درخت دست نخوردهام. «روایت بخاری»
در اینجا قصد امالمؤمنین بیان فضلی است که ایشان بر سایر همسران پیامبر داشتند.
شکی نیست که نمیتوان فضیلت نهائی را بر باکره یا بیوه بودن زن دانست و باکره بودن
زن یکی از فضائل اوست نه اینکه این خصلت را عمومیت دهیم. نمونه آن، همسر گرامی و
ارجمند پیامبر خدا،«حضرت خدیجه رضی الله عنها بودند که محبت ایشان در قلب آنحضرت
بقدری بود که میگویند هرگاه نام او برده میشد، پیامبر خدا برایش دعای خیر میکرد
و اشک در چشمان مبارکش حلقه میبست.
4- ازدواج با زن زایا بهتر است
از دیگر رهنمودهای دین اسلام در گزینش همسر انتخاب زنی است که قادر به آوردن فرزند
باشد، زن زایابه دو طریق معلوم میگردد:
اول: سلامت جسمی و نداشتن مرضی که از بارداری زن جلوگیری کند و برای این کار باید
به متخصصین امر رجوع کرد.
دوم: در نظر گرفتن وضعیت مادر و خواهران دختر که ازدواج کردهاند، آیا آنها از زمرة
زنان باردار هستند یا نه؟ زیرا به احتمال زیاد از این جهت با یکدیگر تشابه خواهند
داشت.
از جهت طبی زنی که توانائی و استعداد باروری دارد از لحاظ سلامتی وضعیت مطلوبی دارد
و از توانائی جسمی خوبی برخوردار است و علامت این توانائی، قدرت به انجام رساندن
کارهای منزل و رسیدگی به امور تربیت بچهها و ادای وظایف زناشوئی به وجه احسن
میباشد.
امّا لازم بتذکر است که این موضوع را نباید یک جانبه نگریست، زیرا کسی که زنی با
این خصوصیات برای زندگی خود میخواهد باید توانائی ادای مسؤولیت در قبال او را نیز
داشته باشد، چه مسؤولیت تامین اقتصادی و چه وظیفه تربیت و تعلیم فرزندانی که بدنیا
میآورد و چه مسؤولیت سلامت و صحت همسرش، در غیر اینصورت در نزد خدا مقصر خواهد
بود.
با توجه به آنچه گذشت نتیجه میگیریم کسی که توانائی تربیت فرزند را آن چنانکه
اسلام گفته است، در خود می بیند و میخواهد ازدواج کند به مطلوب خویش دست نمییابد،
مگر آنکه در جستجوی زنی بارور باشد و با تربیت فرزندان صالح و شایسته بر تعداد امّت
محمدی که خداوند آنها را نمونه برای تمامی انسانها و بهترین امت قرار داد، بیفزاید.
و این مطلب از رهنمودهای رهبر این امت حضرت محمد صلی الله علیه وسلم است.
ابو داود و نسائی و حاکم روایت میکنند: مردی به خدمت نبیاکرم صلی الله علیه وسلم
رسید و گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه وسلم زنی را دوست دارم، دارای اصل و نسب و
مال و منصب است، فقط یک اشکال دارد، باردار نمیشود، آیا با او ازدواج کنم؟
فرمود: خیر.
بار دیگر سؤال کرد و پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم مجدداً او را نهی کرد.
بارسوم به خدمت آن حضرت رسید و تقاضای خود را تکرار کرد.
فرمود: «تَزَوَّجُوا
الْوَدُودَ الْوَلُودَ فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»
«همسری را برگزین که زایا باشد، من بفراوانی شما (امت اسلام) در روز قیامت افتخار
میکنم».
پنج مورد ذکر شده مهمترین پایههای ازدواج در ارتباط با تربیت فرزندان بود، دیدیم
که چگونه اسلام تربیت فرزندان را از همان لحظات اوّل و در گذاشتن سنگ زیربنای
خانواده آغاز میکند.
بدین ترتیب هم ندای فطرت آدمی را پاسخ گفته است و هم سلسله رابطة نسبی بین فرزند و
پدران را ایجاد میکند، نظام اجتماعی را در مقابل امراض مخرب و ویرانگر حفظ خواهد
کرد و از بیبندوباری و فساد اخلاقی جلوگیری میکند و همکاری کاملی بین زن و شوهر
در جهت پرورش فرزند ایجاد مینماید، محبت و عاطفه پدر و مادر را بر میانگیزد و
ازدواج بر پایههای محکمی بنا میشود، این پایههای محکم و قواعد استوار و دقیق
انتخاب شریک زندگی آینده است که از مهمترین قواعد مذکور، انتخاب براساس صفت تدین و
برمبنای اصالت و شرف خانوادگی و برتری دختران باکره است و از آنجائی که انسان
مسلمان میداند از کجا آغاز کند تا بتواند خانوادهای مسلمان و فرزندانی نیکوکار و
نسلی مؤمن بوجود آورد، انجام مسؤولیتهای دیگری که بعهده دارد، در نظرش سهل و ساده
خواهد بود، زیرا او سنگ زیرین بنای ساختمان خانواده را گذاشته است که پایههای
تربیت بر این اساس محکم قرار داده میشود. این زیر بنای محکم در واقع همان زن مؤمن
و شایستهای است که خود با تربیتی استوار، در نهایت عامل اصلاح ناظم اجتماعی و رشد
و ترقی جامعة خویش خواهد شد، بنابراین، تربیت فرزندان با ازدواج مناسب و در واقع
نمونه آغاز میگردد که به اصلاح و ایجاد نسلی نمونه میانجامد.
«پس اندیشمندان از آنچه گفتیم پند گیرند».
|