قبل از اینکه برای طلاق اقدامی بکنی! ....
در حالی که شرم و حیا از صورتش نمایان بود پیشم آمد و گفت از شما تقاضا دارم که برایم خانمی پیدا کنی تا با ازدواج با او نصف دینم را تکمیل نمایم. من هم درخواستش را اجابت کردم، هر دو طرف به این ازدواج رضایت داشتند، بالاخره مراسم عروسی و زفاف انجام شد. بعد از گذشت سه روز آن جوان با حالتی بسیارافسرده و محزون نزدم آمد و با خجالت گفت: معذرت می خواهم، امّا خودم اولین بارخدمت رسیدم، حالا نزدیک است شما را اذیت کنم.
گفتم: خوب ، چرا ؟
سپس او را نصیحت کرده، از او خواستم که از شیطان رجیم به الله (سبحانه وتعالی) پناه برد و اصلاً در این باره فکر هم نکند، او در جواب گفت: دیگر کار از گار گذشته و راهی برای بازگشت نیست، من،بعد از اینکه پافشاری او را بر جدایی دیدم، با اصرار از او خواستم که با همسرش بماند زیرا این من بودم که آن زن را به او معرفی کرده بودم. او نیز با اکراه از من پذیرفت ، چند ماهی و بعد چند سالی (از این اتفاق) گذشت، و او اکنون با همسرش بحمالله در بهترین حالت به سر می برند ، اکنون فرزندانی هم از او دارد.
در اینجا خوب است که این سؤال را مطرح کنیم که چرا جوانان برای طلاق عجله دارند؟
و چرا تعداد زیادی از زوج های جوان در شش ماه اول پس از ازدواج اقدام به طلاق می نمایند؟
برای این موضوع دلایل متعددی وجود دارد از جمله:
1. کمبود آگاهی قشر جوان نسبت به مسئله ی ازدواج، به گونه ای که تعداد بسیار زیادی از آنها تنها با هدف اشباع غریزه ی جنسی اقدام به ازدواج می نمایند، و هنگامی که آنچه را از رسانه ها ی مختلف، در مورد زن دیده وشنیده بودند ، در همسر خود نمی یابند ، ناگهان آشفته شده ، و اتفاق نامیمون طلاق رخ می دهد.
2. بسیاری از جوانان تنها طالب محاسن ازدواج هستند و معایب آن را نمی خواهند. جوان ما همسر ی می خواهد که مطیع و تابع امر، منظم و وقت شناس، کدبانویی که غذا برایش آماده می کند، و همخوابه و همبستر می خواهد، بدون اینکه این همسر هیچگونه احتیاجی داشته باشد ونیازی به سرپرستی و حقوق خاص خود داشته باشد. بنابر این او خوشی و لذت ازدواج را بر می گزیند و از قبول مسئولیت در قبال آن شانه خالی می کند و از طرف دیگر می خواهد که محاسن ازدواج را با محاسن عزدوران تجرّدکه او را کاملاً آزاد می گذاشت، یکجا داشته باشد، هر روز هر جا که خواست بماند و به هر جا که خواست مسافرت کند بدون اینکه قید و بندی در کارش باشد یا خانواده ای داشته باشد که قبل از سفر مجبور به سرپرستی امور آن گردد.
ازدواج موفق، ازدواجی است که در شوهر، احساسات انتقال از دوران مجردی به دوران تأهل را بیدار نماید که مهم ترین آنها این است که : زندگی مجردی را با تمام شیرینی ها و تلخی ها و تمام معایب و مزایایش فراموش کند . اما در مورد با هم داشتن مزایای مجردی و ازدواج وطرد معایب هردو (باید گفت) چنین خواسته ای خودخواهی محض است و به اجرا در آوردن چنین خواسته ای محال است .که این حالت برای کسانی است که برای بار دوم ازدواج می کنند نیز صادق است که غالباً شخص می خواهد از مزایای هردو ازدواج بهره مند شده و از معایب آنها رهایی یابد؛ که چنین چیزی نیز غیر ممکن و محال است .
3. دلیل دیگر این است که بعضی از جوانان قبل از ازدواج از اضطراب و نگرانی که بر روانشان تاثیر می گذارد رنج می برند ، به خصوص در صورتی که شوهر ، همسرش را تا قبل از شب زفاف ندیده باشد که چنین حالتی بر او تأثیر گذاشته و او را(در اولین تجربه همبستری م) ناکام می کند و اضطرابش بیشتر می گردد ، باز دوباره اقدام می کند و باز هم شکست می خورد، آنگاه است که خجالت زده شده و احساس می کند که مردانگی او دچار نقص است و می خواهد از واقعیت فرار کند تا او را متهم به نقص نکنند ، از این رو با عجله به سراغ طلاق می رود و اگر (جوان) ما بداند که این پدیده چیزی کاملاً طبیعی است ونه تنها برای دهها هزار جوان ، اتفاق می افتد، بلکه عدم موفقیت در چنین مواردی برای بسیاری از دیگر زوجین اتفاق می افتد، چیزی که آن را می توان شکست، یا به عبارتی تنبلی موقتی نام نهاد پدیده ای است ،که بعد از پایان تأثیرات آن از بین می رود، و این وظیفه ی اولیای امور و مربیان است که جوان خود را در چنین مواردی آگاه ساخته و او را به خوبی به طبیعی بودن چنین عوارضی تفهیم نمایند.
4. حقایقی نیز وجود دارند که حاصل تجربیات واقعی می باشد ، با اینکه بسیاری از مکاتب پزشکی به آن اعتقادی ندارند، پدیده ای به نام ویار که هنگام حاملگی دامنگیر زنان می شود ، به گونه ای که گاهی این حالت شدّت پیدا می کند و همسر از نزدیک شدن به شوهرش امتناع می کند و از بوی او بدش می آید ، به خصوص درهنگامی در همان ابتدای ازدواج بدون اینکه زوجین متوجه شوند حاملگی اتفاق می افتد، و بلافاصله همسر از نزدیکی با شوهر امتناع می نماید و آشکارا به او می گوید که دیگر تحمّل او و بوی بدنش را ندارد، همسر درخواست جدایی می کند، و بالاخره به غیرت شوهر بر می خورد و اقدام به طلاق همسرش می نماید!
پس بنابر این جوان ، ناگزیر باید از این امور مطلع باشد، و دانش خود را در باره آنها بالا ببرد.
5. عجله داشتن در پدیدار شدن مودّت ورحمت و محبّت (وعده داده شده م)، خود به مشکلی در قضیه ی ازدواج بدل شده است، طوری که بسیاری از جوانان انتظار دارند در همان شب و روز اول عشق و محبت همسرشان را داشته باشند، به گمان آنان محّبت باید حتماً حالتی فشرده و یکباره داشته باشد ، در حالی که مودّت و دوستی، تنها با معاشرت طولانی به دست می آید.
( ومن آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا إليها وجعل بينكم مودة ورحمة ، إن في ذلك لآيات لقوم يتفكرون ) ، بنابر این(آیه شریفه م) دوستی را خداوند در بین زوجین قرار می دهد، چیزی که به وجود نخواهد آمد، مگر بعد از گذشت زمان.
این بود دلایلی که به نظرم مهم آمدند، گاهی ممکن است دلایل مهم تر ، مقدم تر و قابل ذکر تری هم وجود داشته باشد.
والله اعلم و احکم
منبع: مجلّه ی مجلة الأسرة شماره 127
ترجمه: عبیدالله
سایت خانواده خوشبخت
BlestFamily.Com |