بر اثر مناقشه خانوادگی به زنم گفتم: اگر از خانه بیرون روی سه طلاقه هستی! آیا طلاق واقع شده؟
من يک جوان هستم 29 سال دارم و مدت 5 سال ميشود که ازدواج نموده ام از اين که از روز اول خانمم با من به بسيار زشتي و بي احترامي رفتار ميکند و حتي خانواده اش نيز طرفداري وي را ميکنند و حدود تقريباً دو سال پيش يک روز که با هم جنجال داشتيم ميخواست که بيرون به صداي بلند از اطاق خارج شود و من به وی گفتم که اگر از اطاق خارج شدي بر من سه بار طلاق باشي بخاطری که نمي خواستم که ديگر اعضاي خانواده از جنجال و مشکلات زنده گي ام با خبر شوند. در جواب خانمم به من گفت که براي من طلاق تو مهم نيست و بيرون از اطاق رفت و بعد از مدتي دوباره پيشمان شد و از اين که دو فرزند دارم و من فرزندانم را بسيار دوست دارم نمي توانم از انها جدا شوم اميد مرا رهنمايي نموده که چي کنم بعضي اوقات تصميم ميگيرم که خارج رفته تمام زنده گي و خانه را برايش رها کنم و همچنان در مسائل اسلامي و نماز بسيار سستي ميکند و بارها برايش تکرار کرديم که لطفاً نماز بخوان ميگويد که کساني که ميخواند چي کرده اند که من کنم لطفاً مرا رهنمايي کنيد. بسيار به تنگ شده ام و نمي خواهم که اينده اولادهايم با خطر مواجه شود.
الحمدلله،
در اينجا دو مسئله بايد پاسخ داده شود:
اول اينکه: هرگاه مردي طلاق زنش را به چيزي معلق گرداند، مثلا بگويد: "اگر فلان کار را بکني، تو طلاق هستي" ، اين نوع طلاق را طلاق معلق گويند و بستگي به نيت مرد دارد:
- اگر نيت مرد از گفتن اين لفظ تنها ترساندن زن باشد تا زن بترسد و آن کار را انجام ندهد و در قلب خود قصد طلاق را نداشته باشد، در آنصورت طلاق روي نمي دهد بلکه در حکم سوگند مي باشد و مرد بايد کفاره سوگند بدهد.
- اما اگر واقعا نيت طلاق را داشته؛ يعني واقعا در قلب نيت داشته که اگر زنش فلان کار را بکند او طلاق باشد؛ در آنصورت طلاق روي مي دهد، و زن بايد در عده طلاق باشد.
پس اگر هدف شما از گفتن اين جمله که: (اگر از اطاق خارج شدي بالاي من سه بار طلاق باشي)؛ تنها ترساندن همسرتان بود تا از خانه بيرون نرود، در آنصورت طلاق روي نداده و تنها بايد کفاره سوگند بدهيد. اما اگر واقعا قصد طلاق او را داشتيد، پس طلاق روي داده و زن بايد عده طلاق بگيرد. البته بر طبق راي راجح گفتن سه بار طلاق با يک لفظ، تنها يک طلاق روي مي دهد، لذا هنوز طلاق بائن نشده و طلاق رجعي خواهد بود و در دوران عده مي توان زن را نزد خود بازگشت داد.
مسئله دوم اينکه: در مرحله اول بايد همسر خود را با نرمي و مدارا به نماز خواندن دعوت کنيد و وي را از عواقب اخروي ترک نماز بترسانيد، و سعي کنيد که خود شما نيز به وي کمک کنيد؛ مثلا هرگاه براي نماز خواندن اقدام کرديد وي را نيز ترغيب کنيد که با هم نماز بخوانيد و يا وي را به مسجد ببريد، سعي کنيد که برايش هديه درنظر بگيريد و محبت خود را نسبت به او بيشتر نمائيد..
مدتي زماني را با اين روش رفتار کنيد، اگر بعد از مدت زماني همچنان بر ترک نماز اصرار داشت، اينبار او را تهديد کنيد که اگر نماز نخواند وي را طلاق مي دهيد! اگر باز پس از مدتي حاضر نشود بصورت مرتب نمازهايش را بخواند، در آنصورت از او جدا شويد و با يک زن ديندار و اهل نماز ازدواج کنيد، زيرا زني که نماز نخواند براحتي به شوهرش خيانت مي کند و مادر بدي براي فرزندان شما خواهد شد و آنگاه در آينده بايد با فرزندان تارک نماز هم روبرو شويد.
به فتواي (1485) نيز مراجعه کنيد.
والله اعلم
وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين
سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com |