پيامبر صلی الله علیه وسلم ميفرمايد: (والذي نفسي بيده، ما من رجل يدعوا امرأته إلي فراشه فتأبي عليه إلا کان الذي في السماء ساخطا عليها حتي يرضي عنها). «قسم به ذاتي که جانم در دست او است هر مردي که همسرش را به بسترش فراخواند و او سرباز زند، ذاتي که در آسمان است از او ناراضي ميشود تا وقتي که شوهرش از او راضي شود».مسلم (1436) ****************** پيامبر صلی الله علیه وسلم ميفرمايد : (إذا صلت المرأة خمسها، و صامت شهرها، و حفظت فرجها، و أطاعت زوجها، قيل لها ادخلي الجنة من أي أبوابها شئت) «اگر زن نمازهاي پنجگانه را بجا آورد و روزة رمضان را بگيرد و از زنا دوري کرده و از شوهرش اطاعت کند به او گفته ميشود از هر دري از درهاي بهشت که ميخواهي داخل شو».[صحیح ابن ماجه 660] ****************** پيامبر صلی الله علیه وسلم طولاني شدن شب نشيني (در عبادت) عبدالله بنعمر و دوري ازهمسرش را بر او انکار کرد و فرمود : (إن لزوجک عليک حقا) «همانا همسر شما بر شما حق دارد».متفق عليه :خ (1975)، مسلم (1159) ****************** اسماء بنت يزيد گفت : نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم بودم، و گروهي از زنان و مردان کنار او نشسته بودند که فرمود : (لعل رجلا يقول ما يفعل بأهله و لعل امرأة تخبر بما فعلت مع زوجها؟ فأرم القوم فقلت : إي والله يا رسول الله : إنهن ليفعلن و إنهم ليفعلون. قال فلا تفعلوا، فإنما ذلک مثل الشيطان لقي شيطانة في طريق فغشيها والناس ينظرون) «شايد بعضي از مردان و زنان اسرار زناشوئي خود را بازگو کنند؟ مردم ساکت شدند، گفتم بله، به خدا قسم اي رسول خدا! زنان اين کار را ميکنند و مردان هم اين کار را ميکنند، پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : اين کار را نکنيد چون اين کار مانند کار شيطاني نر است که شيطاني ماده را در راه ميبيند و در حاليکه مردم به آنها نگاه ميکنند با او آميزش ميکند».صحيح [آداب الزفاف البانی 72]. ****************** پيامبر صلی الله علیه وسلم مي فرمايد : (والرجل راع في أهله و هو مسئول عن رعيته) «مرد سرپرست خانواده است ونسبت به آنان سؤال ميشود».متفق عليه : بخاری (893)، مسلم (1829) ****************** پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (لايفرک مؤمن مؤمنة إنکره منها خلقا رضي منها آخر) «هيچ مرد مؤمني نبايد کينه زن مؤمني را به دل بگيرد، چون اگر رفتاري را از او نپسندد،رفتار ديگري را از او ميپسندد».مسلم (469) ******************
پيامبر صلی الله علیه وسلم ميفرمايد: (والذي نفسي بيده، ما من رجل يدعوا امرأته إلي فراشه فتأبي عليه إلا کان الذي في السماء ساخطا عليها حتي يرضي عنها). «قسم به ذاتي که جانم در دست او است هر مردي که همسرش را به بسترش فراخواند و او سرباز زند، ذاتي که در آسمان است از او ناراضي ميشود تا وقتي که شوهرش از او راضي شود».مسلم (1436)
پيامبر صلی الله علیه وسلم ميفرمايد : (إذا صلت المرأة خمسها، و صامت شهرها، و حفظت فرجها، و أطاعت زوجها، قيل لها ادخلي الجنة من أي أبوابها شئت) «اگر زن نمازهاي پنجگانه را بجا آورد و روزة رمضان را بگيرد و از زنا دوري کرده و از شوهرش اطاعت کند به او گفته ميشود از هر دري از درهاي بهشت که ميخواهي داخل شو».[صحیح ابن ماجه 660]
پيامبر صلی الله علیه وسلم طولاني شدن شب نشيني (در عبادت) عبدالله بنعمر و دوري ازهمسرش را بر او انکار کرد و فرمود : (إن لزوجک عليک حقا) «همانا همسر شما بر شما حق دارد».متفق عليه :خ (1975)، مسلم (1159)
اسماء بنت يزيد گفت : نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم بودم، و گروهي از زنان و مردان کنار او نشسته بودند که فرمود : (لعل رجلا يقول ما يفعل بأهله و لعل امرأة تخبر بما فعلت مع زوجها؟ فأرم القوم فقلت : إي والله يا رسول الله : إنهن ليفعلن و إنهم ليفعلون. قال فلا تفعلوا، فإنما ذلک مثل الشيطان لقي شيطانة في طريق فغشيها والناس ينظرون) «شايد بعضي از مردان و زنان اسرار زناشوئي خود را بازگو کنند؟ مردم ساکت شدند، گفتم بله، به خدا قسم اي رسول خدا! زنان اين کار را ميکنند و مردان هم اين کار را ميکنند، پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : اين کار را نکنيد چون اين کار مانند کار شيطاني نر است که شيطاني ماده را در راه ميبيند و در حاليکه مردم به آنها نگاه ميکنند با او آميزش ميکند».صحيح [آداب الزفاف البانی 72].
پيامبر صلی الله علیه وسلم مي فرمايد : (والرجل راع في أهله و هو مسئول عن رعيته) «مرد سرپرست خانواده است ونسبت به آنان سؤال ميشود».متفق عليه : بخاری (893)، مسلم (1829)
پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (لايفرک مؤمن مؤمنة إنکره منها خلقا رضي منها آخر) «هيچ مرد مؤمني نبايد کينه زن مؤمني را به دل بگيرد، چون اگر رفتاري را از او نپسندد،رفتار ديگري را از او ميپسندد».مسلم (469)
مشاهده كل احاديث
اسلام - قرآن و تفسیرنوار اسلامسایت جامع فتاوای اهل سنتمهتدینعصر اسلامدائرة المعارف شبکه اسلامیاسلام تيوباخبار جهان اسلامسایت بیداریکتابخانهپاسخ به شبهات دینیاسلام هاوس
جوانان بايدها ونبايدها
گفته مى شود جوانان قلب تپنده يك مملكت اند . آيا اين مقوله ادعاى تحقيقى است يا شعار تهييجى وياهردو؟ تجربه ثابت نموده كه هرسه مورد در جوامع متعدد، مى تواند مصداق داشته باشد. جوامع كه وضيعت انسان شأن از رشد وشكوفائى فرهنگى، توسعه سياسى ورفاه اجتماعى حكايت دارد به تحقيق نقش جوانا درآن به مثابه قلب تپنده اى است كه نيرو بخش ومحرك همه اركان حياتى آن مى تواند باشيد. از ابراز صنعتى وسايل زراعتى ومالدارى گرفته تاسلاح دفاع وتامين امنيت همه وهمه آشناى دستان نيرومند جوانان اند كه باصرف انرژى جسمى ولحظه هاى پر طروات بهار زندگى خويش گردونه حيات ملت هارا به پيش مى رانند، البته اين تكلف همه جانبه قشر پرانرژى در ميدان عمل به وسيله شگردهاى سياسى ومجرب ومؤثر وكا برد به موقع ومناسب آن از جانب دولتمردان امكان پذير مى گردد. در برخى كشورهاى رو بتوسعه كه هنوز دوران گذار به سوى مدنيت معاصر را طى نكرده وجامع شان بلوغ مفكوره لازم نيافته اند، محافل تفاهم هنوز هم به منظور استفاده از تواناى هاى جامعه جوان شان خود را از شعارهاى مهيج بى نياز نمى دانند هرچند حضور معقول وروز افزون جوانان وبهره گيرى عادلانه از دسترنج شان در عرصه توليد ضرورت به شعارهاى تحريك آميز را منتفى كرده است اما در ساير ميادين منجمله صحنه هاى نظامى واجتماعى بديلى براى چنين شعارها تاكنون مشاهده نشده است. جوانان كشورهاى مسلمانان مى توانند براى آيند خود عناصر مفيد باشند بايد به موارد ذيل توجه داشته باشند:
1ـ علوم شخصيت:
اصولاً مجموع خواص برجسته روحى واخلاقى انسان، بناى شخصيت آن را تشكيل مى دهد گاه اين برجستگى ها حالتى معكوس ومعصيت بار داشته وضعف شخصيت انسانى را سبب مى شود .در كشورهاى اسلامى معيارها بناى شخصيتى انسان نسبت به جوامع غير اسلامى تفاوت هاى اساسى دارد مثلاً وقتى گفته مى شود ربانيت وخداگرايى پاك وبى غل وغش است كه شالوده اساسى ونخستين معيار علو شخصيت انسان مسلمان محسوب مى شود، پاسخ بسا سئالات در اين باب داده مى شود، هرچند صداقت امانمت دارى، گذشت، مردانگى، شجاعت، بخشندگى، احترام به حقوق ديگران و... كه جزء تأكيدات دين ما مسلمانان است در هر جامعه ودر وجود هر انسانى اعتلاى شخصيت آن را موجب مى گردد اما اين خصال پسنديده دركنار ربانيت وخداگرايى انسان مسلمان، نورى است علىنور كه جوان مسلمان بايد به آن توجه جدى وكافى داشته باشد. مولفه هاى بنيادى ونردبان تعالى شخصيت انسان عناصر تعريف شده وثابتى هستند كه سليقه هاى زورمندان ، تمايلات ثروتمندان ويا برخى ناهنجارى هاى اجتماعى بر خلاف رسم معمول امروزى نمى توانند بر آن حدود و ثغورى تعيين نمايند يا به عبارتى شخصيت يك صفت ذاتى اصالت وتعالى معنوى واخلاقى در شخص است نه يك نوهم وتصور در نگاه ديگران. متأسفانه در ترازوى ناميزان زمانه آنچه كه كفهء شخصيت انسان را سنگين مى كند ارزش هاى كاذبى هستند كه هيچ گاه عناصر حقيقى علو شخصيت نمى توانند باشند از آن جمله سرمايه وامكانات مادى است با اين تفاوت كه در گذشته متمولين جواد وبخشنده از علوم شخصيت بر خوردار بودند وزراندوزان بخيل وممسك همواره مورد نكوهش، اما امروز پول وسرمايه ذاتا صاحبش را شخصيت مى بخشد در حالى كه اين امر تحريف شخصيت حقيقى بشمار مى رود. وبازبان بازى، ريا، تملق، نوعيت لباس وغيره تعيين كننده ميزان شخصيت وسبب بالا نشينى واحترام است ولوكه جاهل وهوا پرست ورندى باشد در عباى تفضل.حضرت سعدى رحمت الله عليه چه خوش گفته است : اى درونت برهنه از تقوى كز برون جامعه ريا دارى پرده هفت رنگ در مگذار تو كه در خانه بوريا دارى پس اين جوان مسلمان بايد معيارى حقيقى شخصيت والاى انسانى را بشناسد واين گوهر اساسى را باخرمهره هاى جواهر نماى باب روز اشتباه نگيرد. 2ـ عفت وپاك دامنى : اين سيره پيامبرى به خودى خود چند صفت برجسته اى كه بايسته و شايسته جوان مسلمان است مانند تعادل عقل واحساس، پايدارى، اعتماد به نفس وحرمت نهادن به حقوق ديگران را نيز تفسير مى كند وبرعكس جوان شهوى وهوسباز، اسيرى است در دست نفس لوامه كه بندى اى اين بند را نه آزادى ايست ونه اراده اى . عفت وپاك دامنى، همين مقوله اى امروز بر عناصر نا آگاه ودلباخته وانگارى غرب مايه دلتنگىاست وگريز از اين بوستان پر طروات به سمت پليدى ها وآلايش هاى جنسى را بالا رفتن به پلكان تمدن مى پندراند، جامعه شناسان ومتوليان امور اجتماعى جوامع غرب همان جوامعى كه سالهاست بى بندو بارى اخلاقى را در سايه ليبراليسم تجربه كرده اند، امروز محتاج آنند، هر چند غرق شهوات اند اما آن را تكريم مى كنند وبر آن به عنوان يك ارزش ثابت اجتماعى ارج مى نهند، گذشته از امراز لا علاج محصول بحران هاى ضد اخلاقى ، نا پايدارى هاى روحى ورفتارى، گستن پيوندهاى خانوادگى وغيره نيز از تبعات زشت مفاسد اخلاقى است كه ارتكاب آن موقعيت معنوى و اجتماعى انسان را به شدت زير سؤال قرار مى دهد 3ـ آزادگى وخود اتكايى : ستم وبيداد گرى ريشه هاى تاريخى واشكال گوناگونى دارد، هر گاه پديده زشت ستم پذيرى ومظلوميت در هر جامعه بوجود آيد كسانى پيدا مى شودكه به جان اين جنگل خشكيده با تبرهاى بران بشتابند وآتش ظلم را مشتعل نمايند. همچنان گفتند " دشوار است كه ملل يا افراد از مشاهده بدبختى هاى همسايگان خود به فكر سود جويى نيفتند" شايد بارها مشاهده شده باشد كه گدى قوى تر ميدان گدايى را بر گداى ضعيف تر تنگ كرده وبه كرات آن را محل استثمار قرار داده باشد، پس غريزه استثمار گرى وبهره كشى در وجود هر فردى قسما وجود دارد وگهگاه .بانه مد کشچ وفرصت تبارز پيدا مى كند. ( لايحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم ) "خدواند بانگ برداشتن به بد زبانى را دوست ندارد مگر از كسى كه بر او ستم رفته باشد " آيه مباركه تصريح نموده است كه حتى اگر به غوغا وداد وفرياد هم مى شود به مقابل ظالم ايستادگى نمائيد .وآن حضرت صلى الله عليه وسلم فرموده اند: " لاضرر ولا ضرار في الاسلام ـ يعنى تحميل وتحمل ضرر در اسلام نيست" از همين جاست كه آزادگى وتسليم ناپذيرى در برابر پديده هاى طاغوتى از خصايص برجسته وارزشمندى معرفى مى شون كه بايد جوانان مسلمان از ىن برخوردار باشند حكما گفته اند تحمل بيدادگرى در سرشت آزادگان نيست زيرا تجارب تاريخى ثابت مى كند كه مردان قهرمان هر گز در برابر پديده هاى ستم شعار وزور گو سر خم نكرده است وسر نوشت خود وحتى جامعه را باخود اتكاى كامل، از دستبرد زور مندان حفظ كرده اند وبه اين باور رسيده اند كه زور مداران و زرگرايان، انسان پويا تلاشگر، مبتكر وعزت مند را به مسلخ حقارت مى كشانند تا از ان كالبدى تهى وفاقد ارزش هاى معنوى و انسان بسازند . پس جوان مسلمان است تا عزت ازادگى را به هيچ قيمتى نفروشد وجيب شخصيت خويش را از اين در گرانمايه تهى نسازد وبايد بداند كه جامعه زبون در پنجه ارباب زور زورمثل مرده هاى بى اختيار اند در دست مرده شوى ها . هنگامى كه اگزيستانسياليزم به توصيف شخص زبونى مى پردازد مى گويد كه اين شخص بدين سبب زبون نشده كه وضع روحى خاصى دارد بلكه زبون است زيرا باعمال خود، خود خويشتن را زبون ساخته است هيچ كس فطرتاً زبون ساخته نشده است . 4ـ اعتماد به نفس: هر جامعه نياز دارد تا از وجود جوانان خويش در همه عرصه هاى توليدى، دفاعى، علمى، فرهنگى وغيره به نيكوترين وجهى استفاده نمايد اما اين ضرورت عام را چه جواناى مى توانند برآورده سازند؟ مسلماً آنهايى كه بخواهند افتخار خدمت گذارى واصلاح جامعه را به عهده بگيرند بايد از اعتماد به نفس بالاى برخوردار باشند جوانان مسلمان كشورهاى اسلامى هر چند از برخى گذرگاه هاى تاريخى خطرناك پيروز مندانه عبور كرده اند ليكن در برخى عرصه ها به دليل ضعف هاى عديد ناشى از ناهنجارى هاى اجتماعى، واقتصادىو...... به گونه تأسف بارى به ميل به غربى ها نمودند . بناءً نياز به بيدارى وآگاهى عام بيش از هر وقت ديگرى متصور است تا به كمك اين آگاهد« مرمچ مسلمان بخصوص جونان مسلمان ا. اعتماچ بنفس بیشترد برخورچار گردند وروحيه بالندگى وعدم قناعت به وضعيت فلاكت بار موجود در ايشان تقويت گردد ، باشد كه براين سؤلات ذهن سوزء كه استيلاى اجانب تابكى بر ما مسلماناندوام خواهد داشت؟ آيا ما هنوز ملتى به معنى واقعى نشدهايم وهمچنان در منجلاب نفس گير عصبيت هاى قومى دست وپا خواهيم زد؟ وده ها آياى ديگر پاسخ هاى دلنواز پيدا نمايند. 5ـ پايدارى هدفمندانه: نمى توان منكر أي واقعيت شد كه ما در مصاف با دشمنان مختلف وعرصهاى گوناگون شكست هاى فاحشى را قهرا تحمل كرده ايم وهمين اكنون هم در حالت شكست بسر مى بريم؛ برخى شايد احساس كنند وبگويند كه زبان نگهدار! حالا چه جاى اين بحث هاست ؛ آخر روحيه ها تضعيف مى شود و... اما بايد گفت كه مسلمانها بايد ديگر كارد به استخوان رسيده وبايد نقطه هاى قوت را تقويت وبر نقطه ضعف هاى موجود دليرانه انگشت انتقاد گذاشت وباچشم نقد وتحقيق به قضايا نگاه كرد ؛ وليكن در وسطيت وعادلانه بايد عمل شود ، نه درعنف ووهرچه طوى. جواهر لعل نهرو در يكى از سخنرانى هايش پس از استقلال هند مى گويد: اين مبارزه بر ضد هيچ كشورى نيست، اين پيكار بر ضد ضعف خودمان است اين ناتوانى خودمان وبر ضد عقب ماندگى خودمان است اين جهاد به مراتب از پيكار استقلال طلبانه ما دشوارتر، بزرگ تر ودامنه دار تراست . نكته قابل تأمل همين كوتاهى ما در مبدرت به اصلاح فكرى است كه شكست ما پيامد تلخ آن بود شكستى كه ضعف روز افزون ما را موجب گرديد وتا هنوز هم در سراشيبى آن سريعاًدر حركتيم. پايدارى از خصوصيات بارز يك جوان مسلمان است اما أنگاه كه هدفمندانه نباشد چه بسا كه به لجاجت بدل شود وخود مايه درد سر قرار گيرد. درهم ريختگى هاى موجود را نمى توان در انتقال از اين وآن ويا مداخلات خارجي ها در امورى كشورهاى اسلامى از طريق نظامى ويا فرهنگى وساير بهانه هاى مدارانه بهم آورد بلكه بايد استقامت وپايمردى كامل به ترك مشكلات بينى رفت وباهدف اعمار بناهاى ويران شده دينى ودنوى جامعه مسلمان قدم در يك راه حقيقى ونتيجه بخش نهاد. هرگاه جوانان مسلمان با نيتى خالص، آگاهى كامل، نگاهى گسترده به واقعيت هاى عصر وروحيه ايثار و فداكارى وارد عمل شوند بديهى است كه پيام آور غناى فكرى ومعنوى آرامش سياسى و آسايش اجتماعى در كشورها خواهند بود.
سایت خانواده خوشبخت
BlestFamily .Com
=================
بازگشت به ابتدا
بازگشت به نتايج قبل
ارسال مقاله به دوستان
چاپ مقاله
معرفي سايت به دوستان | درباره ما | تماس با ما
All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010
كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.