پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (ولاتنفق امرأة شيئا من بيت زوجها، إلا بإذن زوجها، قيل و لا الطعام؟ قال : ذلک أفضل أموالنا) «زن نبايد از مال شوهرش مصرف کند، مگر اينکه شوهرش به او اجازه دهد، گفته شد حتي غذا؟ فرمود : آن بهترين اموالمان است».[صحیح ابن ماجه 1875] ****************** پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (فحقکم عليهن ألا يوطئن فرشکم من تکرهون، و لايأذن في بيوتکم لمن تکرهون) «حق شما بر زنانتان اين است که ناموستان را حفظ کنند و کسي را که دوست نداريد به خانههايتان راه ندهند» ****************** پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (خير النساء من تسرک إذا أبصرت، و تعطيک إذا أمرت، و تحفظ غيبتک في نفسها و مالک) «بهترين زنان زني است که وقتي به او نگاه ميکني، تو را خوشحال ووقتي که به او امر ميکني تو را اطاعت کند و در غياب تو حافظ خود و مال شما باشد». [صحیح ابن ماجه 3299]. ****************** پيامبر صلی الله علیه وسلم ميفرمايد : (والمرأة راعية في بيت زوجها و مسئولة عن رعيتها) «وزن در خانه شوهرش نگهدار و در برابر زيردستانش مسئول است». متفق عليه : بخاری (893)، مسلم (1829). ****************** پيامبر صلی الله علیه وسلم ميفرمايد : (إياکم و الدخول علي النساء، قيل يا رسول الله : أفرأيت الحمو – و هو قريب الزوج کأخيه و ابن أخيه و عمه و ابنعمه و نحوهم – قال : الحموالموت). «از داخل شدن بر زنان بپرهيزيد، گفته شد اي رسول خدا! نظرت درباره حمو (نزديکان شوهر مانند برادر و پسر برادر و عمو و پسر عمو و مانند آنها) چيست؟ فرمود : حمو مرگ است».متفق عليه : بخاری (5232)، مسلم (2172) ****************** پيامبر صلی الله علیه وسلم ميفرمايد : (من أتي حائضا أو امرأة في دبرها، أو کاهنا فصدقه بما يقول فقد کفر بما أنزل علي محمد) «هر کس در زمان قاعدگي يا از غير محل نسل با همسرش آميزش کند يا نزد کاهني برود و آنچه را (کاهن) ميگويد تصديق کند، به آنچه بر محمد صلی الله علیه وسلم نازل شده کافر شده است».ابن ماجه (639) ******************
پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (ولاتنفق امرأة شيئا من بيت زوجها، إلا بإذن زوجها، قيل و لا الطعام؟ قال : ذلک أفضل أموالنا) «زن نبايد از مال شوهرش مصرف کند، مگر اينکه شوهرش به او اجازه دهد، گفته شد حتي غذا؟ فرمود : آن بهترين اموالمان است».[صحیح ابن ماجه 1875]
پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (فحقکم عليهن ألا يوطئن فرشکم من تکرهون، و لايأذن في بيوتکم لمن تکرهون) «حق شما بر زنانتان اين است که ناموستان را حفظ کنند و کسي را که دوست نداريد به خانههايتان راه ندهند»
پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (خير النساء من تسرک إذا أبصرت، و تعطيک إذا أمرت، و تحفظ غيبتک في نفسها و مالک) «بهترين زنان زني است که وقتي به او نگاه ميکني، تو را خوشحال ووقتي که به او امر ميکني تو را اطاعت کند و در غياب تو حافظ خود و مال شما باشد». [صحیح ابن ماجه 3299].
پيامبر صلی الله علیه وسلم ميفرمايد : (والمرأة راعية في بيت زوجها و مسئولة عن رعيتها) «وزن در خانه شوهرش نگهدار و در برابر زيردستانش مسئول است». متفق عليه : بخاری (893)، مسلم (1829).
پيامبر صلی الله علیه وسلم ميفرمايد : (إياکم و الدخول علي النساء، قيل يا رسول الله : أفرأيت الحمو – و هو قريب الزوج کأخيه و ابن أخيه و عمه و ابنعمه و نحوهم – قال : الحموالموت). «از داخل شدن بر زنان بپرهيزيد، گفته شد اي رسول خدا! نظرت درباره حمو (نزديکان شوهر مانند برادر و پسر برادر و عمو و پسر عمو و مانند آنها) چيست؟ فرمود : حمو مرگ است».متفق عليه : بخاری (5232)، مسلم (2172)
پيامبر صلی الله علیه وسلم ميفرمايد : (من أتي حائضا أو امرأة في دبرها، أو کاهنا فصدقه بما يقول فقد کفر بما أنزل علي محمد) «هر کس در زمان قاعدگي يا از غير محل نسل با همسرش آميزش کند يا نزد کاهني برود و آنچه را (کاهن) ميگويد تصديق کند، به آنچه بر محمد صلی الله علیه وسلم نازل شده کافر شده است».ابن ماجه (639)
مشاهده كل احاديث
اسلام - قرآن و تفسیرنوار اسلامسایت جامع فتاوای اهل سنتمهتدینعصر اسلامدائرة المعارف شبکه اسلامیاسلام تيوباخبار جهان اسلامسایت بیداریکتابخانهپاسخ به شبهات دینیاسلام هاوس
روي آوردن فتنه ها بر قلب حذيفه بن يمان - رضي الله عنه - مي گويد: رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - فرموده اند: «تُعْرَضُ الْفِتَنُ عَلَى الْقُلُوبِ عَرض الْحَصِيرِ عُودًا عُودًا، فَأَىُّ قَلْبٍ أُشْرِبَهَا نُكِتَت فِيهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ وَأَىُّ قَلْبٍ أَنْكَرَهَا نُكِتَت فِيهِ نُكْتَةٌ بَيْضَاءُ حَتَّى تعود القلوب عَلَى قَلْبَيْنِ: قَلْب أَسْوَدُ مُرْبَادًّا كَالْكُوزِ مُجَخِّيًا لاَ يَعْرِفُ مَعْرُوفًا وَلاَ يُنْكِرُ مُنْكَرًا إِلاَّ أُشْرِبَ مِنْ هَوَاهُ. وَقَلْبٍ أَبْيَضَ، لاَ تَضُرُّهُ فِتْنَةٌ مَا دَامَتِ السَّمَوَاتُ وَالأَرْضُ» (مسلم). «فتنه ها و معاصي همچون (بافتن حصير) يکي يکي در برابر دل ها رژه مي روند. هر دلي که از آن ها تأثيرپذير شود، نقطه ي سياهي در آن پديد مي آيد. اما هر دلي که از آن ها روي گردان شود، نقطه ي سفيدي در آن پديد مي آيد، تا اين که دل به صورت يکي از دو دسته دل هاي زير مي شود: قلبي سياه و تيره به سان کوزه اي وارونه شده که نيکي را نمي شناسد و به بدي پشت نمي کند و تنها از هواهاي نفساني خويش پيروي مي نمايد. ديگري قلبي سفيد (و پاک) که تا آسمان ها و زمين برپاست، فتنه و گناه زياني را به آن نمي رساند». رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - روي آوردن اندک اندک فتنه ها بر قلوب را به چيدن و بافتن حصير از دانه دانه ني ها تشبيه فرموده است. و قلب هايي را که مورد تهاجم فتنه ها قرار مي گيرند به دو نوع تقسيم نموده است که نوع اول اقسامي دارد: اول: الف/ قلبي که وقتي فتنه ها به آن روي مي آورند. همانگونه که اسفنج آب را مي مکد، آن فتنه ها را در خود جمع مي کند، و بر اثر هر معصيتي و فتنه اي نقطه اي سياه در آن پديد مي آيد. آن قلب همچنان با آغوش باز با آن معاصي روي خوش نشان مي دهد، تا اين که به تمامي سياه و بي فروغ مي شود، و وارونه و سر و ته مي گردد. هرگاه اينگونه گرديد، دو بيماري بسيار خطرناک که آن را به سوي مرگ و نابودي معنوي مي کشانند به آن روي مي آورند.ب: مشتبه شدن معروف و منکر بر آن، يعني خوب و بد و خير و شر براي او فرق نمي کنند و هريک معناي خود را از دست مي دهند. حتي ممکن است اين بيماري آنچنان در او ريشه دار شود که او معروف را منکر و منکر را معروف و بدعت را سنت و سنت را بدعت و حق را باطل و باطل را حق به شمار بياورد. ج: حاکم گردانيدن هواهاي نفساني خود بر آنچه که رسول خدا - صلى الله عليه وسلم - آورده است. دوم: قلبي سفيد و پاک که آفتاب ايمان در آن دميده و نور افشاني نموده است، چنين قلبي هرگاه مورد تهاجم فتنه ها و گناهان قرار گيرد، با آن ها به مقابله برمي خيزد و آن ها را از خود دور مي گرداند. همين باعث مي شود که روشنايي و نورافشاني و توانايي آن بيشتر شود. فتنه هايي که بر دل ها روي مي آورند. و اسباب بيماري معنوي قلب مي شوند، عبارتند از: - فتنه شهوات. - فتنه شبهات. - فتنه تباهي و گمراهي. - معاصي و بدعت ها. - ستم ها. - جهالت ها فتنه اولي، باعث تباهي قصد و اراده مي شود. دومي باعث فساد علم و اعتقاد مي گردد. برخي از اصحاب رضي الله عنهم قلوب را به چهار نوع تقسيم کرده اند. از جمله روايت شده که حذيفه بن يمان - رضي الله عنه - فرموده است: «قلب ها چهارگونه اند: قلبي پاک و خالص که در آن چراغي فروزان روشن است و آن قلب قلب انسان اهل ايمان است. دوم: قلبي بي فروغ و پنهان مانده که قلب انسان کافر است. سوم: قلبي وارونه و راه گم کرده که قلب آدم منافق است. قلبي که نيکي و خير را مي شناسد، اما از آن روي برمي گرداند و حق و حقيقت را مي بيند، اما خود را به نابينايي مي زند. چهارم: قلبي که دو نيرو - نيروي ايمان و نيروي نفاق هريک آن را به سوي خود مي کشند، و در نهايت تابع آن نيرويي مي شود که بر آن تسلط بيشتري پيدا مي نمايد. منظور او از «قلب مجرد قلبي است که از غير خداوند متعال و پيامبر گرامي - صلى الله عليه وسلم - و حق و راستي از ديگر امور تهي باشد. منظور از چراغي که در آن قلب قرار دارد، چراغ ايمان است. و مجرد بودن آن به معناي سلامتش از شبهات و شهوات باطل و گمراه کننده است، و وجود چراغ فروزان در آن به معناي نوراني و درخشان بودن آن به وسيلة عمل و ايمان است.
سایت خانواده خوشبخت
BlestFamily .Com
=================
طب القلوب لابن القيم / مترجم عبد العزيز سليمي
بازگشت به ابتدا
بازگشت به نتايج قبل
ارسال مقاله به دوستان
چاپ مقاله
معرفي سايت به دوستان | درباره ما | تماس با ما
All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010
كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.