به کودکان دروغ نگویید
دورغ گفتن به کودک؛ یکی از اشتباهات بسیار بزرگی است که پدر و مادرهای بسیاری مرتکب آن می شوند در حالی که نمی دانند با این کار کودک را به فعلی ناپسند و زشت عادت می دهند و همچنین باعث می شوند در قلب های پاک آنان تخم حقد و کینه نسبت به کسانی که به آنان دروغ گفته اند؛ کاشته شود.
والدین باید از دروغ گفتن به کودکان به بهانه این که آنان کوچک اند و چیزی نمی دانند؛ پرهیز کنند زیرا کودکان بر عکس آنچه ما فکر می کنیم همه چیز را درک می کنند و بر آنان تأثیر گذاشته می شود درنتیجه آن را تقلید می کنند. از عبدالله بن عامر رضی الله عنه روایت شده که فرمود: (روزی رسول الله صلی الله علیه و سلم در منزل ما نشسته بودند که مادرم مرا صدا زد و گفت: عبدالله بیا این را بگیر. در این هنگام رسول الله صلی الله علیه و سلم به مادرم فرمودند: چه چیزی می خواهی به او بدهی؟ مادرم گفت: به او خرما می دهم. رسول الله صلی الله علیه و سلم در در خطاب به مادرم فرمودند: اگر به او چیزی نمی دادی برای تو دروغ نوشته می شد). علما درباره این حدیث گفته اند: این حدیث دلیل بر این است که اگر مردم فقط برای ساکت کردن یا ترساندن کودکان سخنی را به زبان آورند و به آن عمل نکنند حرام است و دروغ محسوب می شود.
سخن گفتن درباره اصول و منهج تربیت بسیار آسان است و امکان هم دارد که شخص ارزش های اخلاقی و اصول متعالی که شایسته ی نفوس است را تعیین کند؛ اما در مقابل به کار گیری و پیاده کردن این قواعد دشوار است.
مربی یا تربیت کننده مثل پدر، مادر،معلم و یا هر کسی که در زمینه دعوت فعال است؛ باید بداند که وی همیشه زیر ذربین شاگردانش قرار دارد به خصوص وقتی که شاگردان در مراحل اول زندگی باشند. و چون هر عملی که از مربی سرمی زند؛ کودک آن را به عنوان توجیه کننده آن عمل می داند؛ در این هنگام اگر کلام مربی با عمل او در تعارض باشد؛ مطمئنا شاگرد عمل را بر سخن مقدم می دارد در نتیجه آن فعل را انجام می دهد. پس مربی باید بر بزرگی خطر این امر مطلع باشد و این قول الله تعالی را به یاد آورد که می فرماید: (ای کسانی که ايمان آورده ايد! چرا چيزی را می گوييد که به آن عمل نمی کنيد؟* نزد الله بسیار ناپسند است آن که چيزی را که می گویید اما به آن عمل نمی کنید).
برخی از مردم گمان می کنند که دروغ گفتن به کودک مسئله مهمی نیست و آن تنها یک دروغ کوچک است در حالی که نمی دانند طرف مقابل یعنی کودک اینگونه به مسئله نگاه نمی کند زیرا کودکان دوست دارند اعمال بزرگترها را تقلید کنند و مانند آنان عمل کنند در نتیجه وقتی والدین یا مربی خود را می بیند که به او دروغ می گوید کودک هم چون از بزرگترها تقلید می کند مانند آن فرد دروغ می گوید و بر اساس این فعل ناپسند و زشت هم بزرگ می شود.
علاوه بر این دروغ گفتن به کودکان باعث عدم اعتمادی کودک به والدین می شود تا جایی که دیگر کودک در هر وعده ای که به او داده می شود شک و تردید می کند زیرا والدین به هیچ یک از وعده های خویش عمل نمی کنند و همگی می دانیم وقتی ریسمان اعتماد بین فرزند و والدین قطع شود دیگر وصل کردن آن بسیار سخت و دشوار است.
و از جمله مسائل مهم که به این قضیه مربوط می شود و باید از آن نیز پرهیز کنیم مگر در برخی مواقع که چاره ی دیگری نداشته باشیم مسئله توریه است که بیشتر والدین در تعامل با کودکانشان استفاده می کنند. و توریه به این معناست که انسان سخنى دو پهلو بگوید، و قصدش چیزى باشد، ولى مخاطب چیز دیگرى بفهمد؛ که سبب منع آن این است که نگاه کودکان به توریه حیله و نیرنگ و دروغ است زیرا حقیقت آن را نمی دانند به عبارت دیگر توریه را دروغ می دانند.
ببینید اهل سلف چقدر به این مسئله اهمیت می دادند به عنوان مثال امام بخاری رحمه الله برای شنیدن و روایت احادیث از علمای بزرگ به شهرهای زیادی سفر می کردند. روایت شده که روزی نزد شیخی رفت و برای شنیدن حدیث کنار وی نشست در آن هنگام کودکی را دید که بر روی زمین افتاده بود؛ شیخ برای آرام کردن کودک دستش را مشت کرد تا کودک گمان کند او می خواهد به وی چیزی دهد در حالی که در دستش چیزی نداشت. امام بخاری رحمه الله با دیدن این عمل شیخ برخواست و مجلس را ترک کردند؛ زیرا ایشان این فعل را دروغ می دانستند که عیب و قدح در روایت حدیث به حساب می آید.
می بینیم که امام بخاری رحمه الله روایت حدیث از یکی از بزرگترین محدثین عصرش را رها کردند فقط به خاطر اینکه کودک گمان کرد که به وی می خواهد چیزی دهد در حالی که او در دستش چیزی نداشت. وای بر کسانی که شب و روز به کودکان خویش دروغ می گویند؟!
بنا بر این تربیت فرزند ازکودکی بر صدق و راست گویی مسئولیت بسیار بزرگی است که بر دوش والدین است که باید آن را رعایت کنند. اما وقتی پدر یا مادر؛ خودش به فرزندش دروغ می گوید چقدر بد است؟! مثلا هر بار به او وعده می دهد که برایت فلان چیز و فلان چیز را می خرم اما نمی خرد، و یا به او وعده می دهد که فردا به به فلان مکان می رویم و کودک از خوشحالی بسیار نمی تواند شب را بگذارند و صبح قبل از پدرش بیدار می شود اما می بیند که تمام آنچه پدرش به او قول داده بوده دروغ بوده و حقیقت ندارد. اگر خود را جای آن کودک قرار دهیم در می یابیم که به کودک چه صدمه ی بزرگی وارد شده است به خصوص زمانی که این دروغ ها برایش هر بار تکرار شود و والدین هم هیچ سبب و عذری برای اینکارشان نداشته باشند.
ای والدین گرامی شما به من بگویید که چطور با این رفتارها می توانیم فردی راستگو به جامعه تحویل دهیم؟ و یا با این رفتار و اخلاقی که داریم چگونه انتظار داریم که فرزندمان راستگو و صادق به بار آیند؟
پس بدانید که پدر و مادر معلمانی هستند که هرگاه خطایی از آنان سرزند فرزندشان از آنان تقلید می کند و رفتار پدر و مادر به اندازه ای بر کودک تأثیر می گذارد که در تمام کارها مانند والدینش رفتار می کند.
در نهایت می گویم ای والدین گرامی بر شما واجب است که از دروغ گفتن به کودکتان پرهیز کنید زیرا آنان مانند آینه اند که هر چه در ما باشد به ما نشان می دهد. و بدانید که فرزندانمان نزد ما امانت هستند و ادای امانت واجب است پس بر واجب است که با آنان به گونه ای عمل کنیم که از آتش جهنم حفظ شان کنیم چنان که الله عزوجل می فرماید: (ای کسانی که ايمان آورده ايد! خودتان و خانوادهتان را از آتشی که هیزم آن مردم و سنگهاست حفظ کنید (آتشی که) برآن فرشتگان خشن و سختگير (گمارده شده) که هرگز الله را در آنچه به آنان فرمان داده نافرمانی نمی کنند، و هرچه فرمان می يابند انجام می دهند).
منبع: .islamway.net
مترجم: ام محمد
|