Fri, 04 Apr 2025جمعه 15 فروردين 1404
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2523
تعداد كل بازديدها تاكنون : 9445940
 
 
 

بريده بن حصيب رضی الله عنه گفت: (لما خطب علي فاطمة رضي الله عنها قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم  : إنه لابد للعرس من وليمة) «وقتي که علي از فاطمه رضي الله عنها خواستگاري کرد، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : براي عروسي وليمه لازم است». صحیح ابن ماجه (2419)

******************

سنت است که مرد در هنگام آميزش با زن خویش بگويد : (بسم الله اللهم جنبنا الشيطان و جنب الشيطان ما رزقتنا) «به نام خدا، خداوندا! شيطان را از ما و از آنچه به ما عطا مي‌کني دور بگردان»، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (فإن قضي بينهما ولد لن يضره الشيطان أبدا) «اگر کودکي از آن دو متولد شود، شيطان هرگز به او ضرر نمي‌رساند». متفق عليه : بخاری (5165)، مسلم (1434)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (إذا تزوج أحدکم امرأة، أو اشتري خادما، فليأخذ بناصيتها، وليسم الله عزوجل و ليدع بالبرکة، و ليقل : اللهم إني أسألک من خيرها وخير ما جبلتها عليه، و أعوذ بک من شرها و شر ما جبلتها عليه). «هرگاه يکي از شما زني را به ازدواج خود درآورد يا خادمي را خريد، دست بر پيشاني‌اش بگذارد و بسم الله بگويد و براي او از خدا طلب برکت کند ». ابوداود (2146)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (أحق ما أوفيتم من الشروط، أن توفوا به ما استحللتم به الفروج) «سزاوارترين شروطي که بايد به آن وفا کنيد شروط نکاح است». متفق عليه : بخاری (5151)، مسلم (1418)

******************

از انس بن مالک رضی الله عنه  روايت است : (أن عبدالرحمن بن عوف جاء إلي رسول الله صلی الله علیه وسلم  و به أثر صفرة فسأله رسول الله صلی الله علیه وسلم  فأخبره أنه تزوج امرأة من الأنصار، قال: کم سقت لها؟ قال : زنة نواة من ذهب، قال رسول الله صلی الله علیه وسلم  أولم ولو بشاة) «عبدالرحمن بن عوف نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمد در حاليکه آثار زردي (زعفران يا حنا) بر او ديده مي‌شد، پيامبر صلی الله علیه وسلم  از حال او پرسيد، (عبدالرحمن بن عوف) در پاسخ گفت که با زني از انصار ازدواج کرده است. پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : چقدر مهريه برايش قرار داده‌اي؟ گفت به اندازه وزن يک هسته خرما طلا، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : وليمه بده اگرچه گوسفندي باشد». متفق عليه : بخاری (5153)، مسلم (1427)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم وقتي ازدواج کسی را تبريک مي‌گفت مي‌فرمود : (بارک الله لکم و بارک عليکم، و جمع بينکما في خير) «خداوند خودتان و ازدواجتان را پربرکت و اجتماعتان را پرخير کند». ابن ماجه (1905)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

لعان و احکام آن

لعان و احکام آن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

1- تعريف لعان: لعان اين است كه شوهر همسرش را متهم به زنا كند و بگويد: من او را در حال زنا ديده‏ام، يا اينكه شوهر، چنين همسرش را از نطفه خود انكار كند. در اين وضعيت قضيه نزد حاكم برده مى‏شود. از شوهر كه مدعى زنا است. گواه خواسته مى‏شود، يعنى شوهر چهار گواه، داير بر اينكه هر چهار تا زن را در حال زنا با فلان مرد بيگانه ديده‏اند، ارائه دهد، اگر شوهر نتوانست اقامه بينه كند، آنگاه قاضى «لعان» را ميان متهم و شاكى بدين شرح به اجرا درمى‏آورد. يعنى شوهر، چهار مرتبه بنام خدا سوگند خورده بگويد: من او را در حال زنا ديده‏ام يا چهار مرتبه بنام خدا سوگند خورده بگويد: اين حمل كه در شكم او (زن متهم) مى‏باشد از من نيست. و دفعه پنجم بگويد: اگر حرف من دروغ است، لعنت خدا بر من. بعد اگر همسر به جرم خود اعتراف كند، حد زنا بر وى جارى مى‏شود. و در صورت عدم اعتراف، چهار مرتبه چنين سوگند بخورد: خدا را گواه مى‏گيرم كه او (شوهر و شاكى) مرا در حالت زنا نديده است، يا اينكه اين حمل از نطفه شوهر است. براى بار پنجم گويد: اگر شوهرم راست مى‏گويد، خشم خدا بر من باد. بعد قاضى حكم تفريق و جدائى را صادر مى‏كند و آن دو براى هميشه بر يكديگر حرام مى‏شوند. ولی اگر مرد نه سوگند بخورد (لعان نماید) و نه چهار شاهد نیاورد، در اینصورت بر وی حد تهمت زنا وارد می شود.

از ابن عباس روايت است : هلال بن اميه نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم همسرش را متهم کرد که با شريک بن سحماء زنا کرده، پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (البينة أو حد في ظهرک) «بايد دليل بياوري وگرنه حد بر پشتت جاري مي‌شود:، گفت : اي رسول خدا! آيا اگر کسي از ما مردي را روي همسرش ديد، مي‌رود و شاهد پيدا مي‌کند؟! پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (البينة أو حد في ظهرک)، شاهد وگرنه حد بر پشتت جاري مي‌شود، هلال گفت : قسم به ذاتي که تو را به حق مبعوث کرده است من راستگو هستم، و حتماً خداوند آيه‌اي نازل خواهد نمود و پشت مرا از حد نجات خواهد داد، پس جبرئيل فرود آمد و آيه:

) وَالَّذِينَ يَرمُونَ أَزوَاجَهُم ( را تا ) إن کَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( بر پيامبر صلی الله علیه وسلم نازل کرد، پيامبر صلی الله علیه وسلم رفت و به دنبال آن زن فرستاد، هلال آمد و شهادت داد، پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (إن الله يعلم أن أحدکما کاذب فهل منکما تائب) «خداوند مي‌داند که يکي از شما دروغ مي‌گويد آيا کسي از شما هست که توبه کند؟»، سپس آن زن بلند شد و شهادت داد، و چون نوبت پنجم شد او رانگه داشتند وبه وي گفتند : اين کار لعنت را بر تو واجب مي‌کند، ابن عباس گفت : آن زن کمي درنگ کرد و روي گردانيد بطوريکه گمان کرديم از لعان پشيمان مي‌شود (و اقرار مي‌کند)، سپس گفت : بعد از اين آبروي خويشاوندانم را نمي‌برم و رفت، پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (أبصروها فإن جاءت به أکحل العينين سابغ الإليتين، خدلج الساقين، فهو لشريک بن سحماء، فجاءت به کذلک، فقال النبي صلی الله علیه وسلم لولا ما مضي من کتاب الله لکان لي و لها شأن) «نگاه کنيد اگر بچه‌اش متولد شد و چشمهاي سياه، باسنهاي بزرگ، و پاهاي پرگوشت داشت، بدانيد که آن بچه از شريک بن سحماء است، وقتي بچه را به دنيا آورد به او نگاه کردند و ديدند که به همان شکلي است که پيامبر صلی الله علیه وسلم توصيف کرده بود، پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : اگر به خاطر حکم کتاب خدا نبود که طبق آن، لعان اجراي حد را از زن رفع مي‌کند، مي‌دانستم با او چه کار کنم». [الإرواء 2098]

 

 2- مشروعيت لعان: لعان بدليل آيه زير مشروع است. خداوند مى‏فرمايد: « وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ (6) وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ (7) وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ (8) وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِنْ كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ »(النور: 6- 9). «كسانى كه همسران خود را متهم مى‏كنند و گواهى ندارند، چهار بار سوگند ياد كرده گواهى بدهند كه راست مى‏گويد، و دفعه پنجم بگويد: اگر سخن من دروغ است خدا مرا لعن و نفرين كند. و حد از همسر بدينصورت دور كرده شود: چهار بار با ياد كردن سوگند گواهى دهد كه سخن شوهر دروغ محض است و براى دفعه پنجم بگويد: اگر حرف شوهر راست است، خشم و غضب خدا، بر من باد».

پیامبر صلی الله علیه وسلم ميان عويمر عجلانى و همسرش و ميان هلال بن اميه و همسرش لعان را به اجراء در آورد است. (صحيح بخارى).

و در حديثى آمده است، رسول اكرم صلی الله علیه وسلم مى‏فرمايد: «الْمُتَلَاعِنَانِ إِذَا تَفَرَّقَا لَا يَجْتَمِعَانِ أَبِدًا» «زن و شوهرى كه بوسيله لعان از هم جدا مى‏شوند، ديگر هرگز با هم جمع نشوند».

 

 3- حكمت لعان:

 حكمت و فلسفه مشروعيت لعان:

 1- صيانت عرض و آبروى زوجين و رعايت حرمت و كرامت مسلمان.

 2- برطرف ساختن حد قذف از شوهر و حد زنا از همسر،

 3- امكان نفى فرزند يا حمل در صورتى كه از نطفه شوهر نباشد.

 

 4- احكام لعان:

 1- زوجين، عاقل و بالغ باشند، زيرا كه نابالغ و مجنون مكلف احكام شرع نيستند، رسول اللّه صلی الله علیه وسلم مى‏فرمايد: «رُفِعَ الْقَلَمُ عَنْ ثَلَاثٍ... الخ»

2- شوهر مدعى شود كه همسرش را در حال زنا ديده است و در صورت رد و نفى حمل، مدعى شود كه با همسرش آميزش جنسى بطور كلى انجام نداده است يا حد اقل در مدتى كه حامله شده انجام نداده است. مثلا مدعى شود، كه همسرم اين فرزند را كمتر از مدت شش ماه، زائيده است و در غير صورتهاى فوق، لعان جايز نيست، چون لعان به تهمت و گمان بدون ثبوت شرعى صورت نمى‏گيرد، خداوند مى‏فرمايد: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ »(الحجرات: 12). «اى مؤمنان از بسيارى گمان‏ها بپرهيزيد، همانا بسيارى از گمان‏ها، گناه هستند»، رسول اللّه صلی الله علیه وسلم مى‏فرمايد: «إِيَّاكُمْ وَالظَّنِّ» «از گمان خود را برحذر داريد». (متفق عليه).

3- ملاعنه در انظار توده مسلمانان صورت گيرد و با الفاظ و كلماتى كه در قرآن در بحث لعان آمده‏اند، باجراء در آيد.

 4- قاضى، شوهر را با كلماتى كه رسول اللّه صلی الله علیه وسلم در اين خصوص فرموده است، نصحيت كند، و آن كلمات چنين‏اند، «وَأَيُّمَا رَجُلٍ جَحَدَ وَلَدَهُ وَهُوَ يَنْظُرُ إِلَيْهِ احْتَجَبَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ مِنْهُ وَفَضَحَهُ عَلَى رُءُوسِ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» (ابوداود، نسائى و ابى ماجه). «هر شخص كه فرزندش را از خود نفى كند در حالى كه فرزند بسوى او نگاه كند خداوند از آن شخص خود را پنهان مى‏كند و در انظار اولين و آخرين او را رسوا خواهد نمود». همسر را نيز با كلماتى كه رسول اللّه صلی الله علیه وسلم در اين باره فرموده است، نصيحت كند، و آن كلمات چنين‏اند: «أَيُّمَا امْرَأَةٍ أَدْخَلَتْ عَلَى قَوْمٍ مَنْ لَيْسَ مِنْهُمْ فَلَيْسَتْ مِنَ اللَّهِ فِى شَىْءٍ وَلَنْ يُدْخِلَهَا اللَّهُ جَنَّتَهُ» «هر زنى كه فرزند نامشروعى را از بيگانه داخل فاميلى كند، خداوند از وى بيزار است و او را به بهشت، راه نخواهد داد».

 

 5- فرزند از شوهرى كه لعان مى‏كند، متنفى مى‏شود و احكام ميراث ميان فرزند و لعان كننده جارى نمى‏شوند، شخص لعان كننده بر اين فرزند انفاق نمى‏كند، اما در موارد احتياط مانند فرزند باوى معامله مى‏شود، زكات باو داده نشود، و ميان اين فرزند و ساير فرزندان شخص لعان كننده محرميت ثابت مى‏شود، ميان او و شخص ملاعن قصاص جارى نمى‏شود و آن دو (فرزند نفى شده و پدر ملاعن) نمى‏توانند براى يكديگر گواهى بدهند.

 نسب اين فرزند از مادرش ثابت مى‏شود، و از همديگر ارث مى‏برند، رسول اكرم صلی الله علیه وسلم در باره فرزند متلاعنين (زن و شوهرى كه با هم لعان كرده‏اند) چنين قضاوت كرده است: «إِنَّهُ يَرِثُ أُمَّهُ وَتَرِثُهُ» او از مادرش و مادر از او ميراث مى‏برد. (احمد، سندش محل كلام است و نزد جمهور معمول به است).

 

6- اگر بعدا شوهر خود را تكذيب نمود، نسب فرزند از وى ثابت مى‏گردد.

 

بعبارتی دیگر هرگاه زن و شوهر ملاعنه کردند، با لعنت کردنشان احکام زير اجرا شود :

1- جدايي بين آن دو :

به دليل حديث ابن عمر که گفت : (لاعن النبيr بين رجل و امرأة من الأنصار و فرق بينهما) «پيامبر صلی الله علیه وسلم زن و مردي از انصار را ملاعنه داد و آنها را از هم جدا کرد». متفق عليه

 

2- تحريم أبد :

به دليل قوم سهل بن سعد : (مضت السنة في المتلاعنين أن يفرق بينهما، ثم لايجتمعان أبدا) «سنت درباره زن و مردي که لعان کنند، اين است که بين آنها جدايي انداخته شود و هرگز نتوانند دوباره با هم ازدواج کنند». [الإرواء 2104]

 

3- زن لعان کننده با لعان مستحق مهريه‌اش مي‌گردد :

به دليل حديث ايوب از سعيد بن جبير که گفت : «به ابن عمر گفتم (حکم) مردي که همسرش را به زنا متهم مي‌کند چيست؟ گفت : پيامبر صلی الله علیه وسلم بين زن و مردي از بني عجلان جدايي انداخت و فرمود : (الله يعلم أن أحدکما لکاذب فهل منکما تائب) «خداوند مي‌داند که يکي از شما دروغ مي‌گويد. آيا کس از شما هست که توبه کند؟» آندو سرباز زدند. پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (الله يعلم أن أحدکما لکاذب، فهل منکما تائب؟)، «خداوند مي‌داند که يکي از شما دروغ مي‌گويد. آيا کسي از شما هست که توبه کند؟» باز هم سرباز زدند پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (الله يعلم أن أحد کما لکاذب، فهل منکما تائب؟) دوباره آندو سرباز زدند و در نتيجه پيامبر صلی الله علیه وسلم آنها را از هم جدا کرد.

ايوب گويد : عمرو بن دينار به من گفت : چيزي در اين حديث هست که نگفته‌اي، (عمرو) گفت : آن مرد پرسيد : پس مالم چي؟ گويد : پيامبر فرمود: (لامال لک إن کنت صادقا فقد دخلت بهاء و إن کانت کاذبا فهو أبعد منک) «هيچ مالي به تو تعلق نمي‌گيرد چون اگر در ادعايت صادق باشي آن مال حقي است که به واسطه نزديکي با زنت از آن او است و اگر دورغ گفته باشي به طريق اولي مال به تو تعلق نمي‌گيرد». متفق عليه

 

4- بچه‌اي که از زن لعان کننده متولد شود، به او داده مي‌شود :

به دليل حديث ابن عمر : (أن النبي صلی الله علیه وسلم لاعن بين رجل و أمرأته، فانتفي من ولدها، ففرق بينهماء و أحلق الولد بالمرة) «پيامبر صلی الله علیه وسلم بين زن و شوهري ملاعنه داد، مرد فرزن زنش را از خود نفي کرد، پيامبر صلی الله علیه وسلم آنها را از هم جدا کرد و فرزند را به زن داد». متفق عليه

 

5- ثبوت ارث بين زن ملاعنه و فرزندش :

به دليل قول ابن شهاب در حديث سهل بن سعد : (فکانت السنة بعدهما أن يفرق بين المتلاعنين، و کانت حاملا، و کان ابنها يدعي لأمه) قال : (ثم جرت السنة في ميراثها أنها ترثه، و يرث منها ما فرض الله له) «بعد از (لعان آن زن و شوهر) سنت بر اينتثبيت گرديد که زن و مرد متلاعن از هم جدا شوند و اگر آن زن حامله بود، فرزندش به مادرش نسبت داده مي‌شود» گفت «سپس سنت درباره ميراث زن بر اين است که زن از فرزندش، و فرزند ا او به اندازه‌اي که خداوند تعين کرده است، ارث ببرد». متفق عليه

 

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.