Sat, 21 Apr 2018شنبه 1 ارديبهشت 1397
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2520
تعداد كل بازديدها تاكنون : 5152564
 
 
 

پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (أحق ما أوفيتم من الشروط، أن توفوا به ما استحللتم به الفروج) «سزاوارترين شروطي که بايد به آن وفا کنيد شروط نکاح است». متفق عليه : بخاری (5151)، مسلم (1418)

******************

از انس بن مالک رضی الله عنه  روايت است : (أن عبدالرحمن بن عوف جاء إلي رسول الله صلی الله علیه وسلم  و به أثر صفرة فسأله رسول الله صلی الله علیه وسلم  فأخبره أنه تزوج امرأة من الأنصار، قال: کم سقت لها؟ قال : زنة نواة من ذهب، قال رسول الله صلی الله علیه وسلم  أولم ولو بشاة) «عبدالرحمن بن عوف نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمد در حاليکه آثار زردي (زعفران يا حنا) بر او ديده مي‌شد، پيامبر صلی الله علیه وسلم  از حال او پرسيد، (عبدالرحمن بن عوف) در پاسخ گفت که با زني از انصار ازدواج کرده است. پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : چقدر مهريه برايش قرار داده‌اي؟ گفت به اندازه وزن يک هسته خرما طلا، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : وليمه بده اگرچه گوسفندي باشد». متفق عليه : بخاری (5153)، مسلم (1427)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم وقتي ازدواج کسی را تبريک مي‌گفت مي‌فرمود : (بارک الله لکم و بارک عليکم، و جمع بينکما في خير) «خداوند خودتان و ازدواجتان را پربرکت و اجتماعتان را پرخير کند». ابن ماجه (1905)

******************

از ابن عباس روايت است: (أن جارية بکراً أتت النبي صلی الله علیه وسلم  فذکرت له أن أباها زوجها و هي کارهة، فخيرها النبي -صلى الله عليه وسلم). «دختري (بکر) نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمد وبه او گفت که : پدرش بدون رضايتش، او را به عقد کسي درآورده است، پيامبر صلی الله علیه وسلم  او را (در فسخ عقد) اختيار داد». صحیح ابن ماجه (4711)

******************

از خنساء بنت خدام أنصاري روايت است: (أن أباها زوجها و هي ثيب، فکرهت ذلک، فأتت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرد نکاحها). «او بيوه بود و پدرش بدون رضايت او، او را به عقد کسي درآورد، نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  رفت و نکاحش را باطل کرد». مسلم (886)

******************

 پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (لاتنکح الأيم حتي تستأمر، ولاتنکح البکر حتي تستأذن، قالوا : يا رسول الله و کيف إذنها؟ قال : أن تسکت) «بيوه تا از او دستور نگرفتند ازدواج داده نشود، و دوشيزه هم تا از او اجازه گرفته نشود، به ازدواج کسي داده نشود. گفتند : اي رسول خدا، اجازه (رضايت) بکر چگونه است؟ فرمود : اين است که ساکت بماند». صحیح ابن ماجه (2100)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

در اولین برخورد خوش اخلاق باش

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در اولین برخورد خوش اخلاق باش


تعدادی از جوانان برای درس خواندن به آمریکا سفر کردند …


در اولین روز .. صبح زود به کلاس رفتند. کلاس شلوغ بود وهمه مشغول حرف زدن وآشنا شدن با همدیگر بودند.

مربی وارد کلاس شد … سکوت همه جا را فرا گرفت.  چشم مربی به جوانی افتاد که لبخند می زد
رو به جوان فریاد زد: چرا می خندی؟
جوان: ببخشید!! من نمی خندم
مربی: چرا … می خندیدی .
سپس ادامه داد:
تو آدم بی نظم وغیر جدی هستی بایستی با اولین پرواز برگردی پیش خانواده ات من نمی توانم به اشخاصی مثل تو درس بدهم.


آن جوان از این برخورد خیلی ناراحت شده و کمی به دوستانش نگاه کرد نمی توانست بیشتر از این تحمل کند
سپس مربی با چشمانی خشمگین به در اشاره کرد وگفت: بیرون …
آن جوان هم بی چون وچرا بیرون رفت … سپس مربی به جوانان نگاه کرد و گفت: من دکتر ((فلان)) هستم و این کتاب آموزشی را به شما می آموزم


ولی قبل از شروع درس می خواهم این برگه های سؤال را پر کنید بدون وارد کردن نامتان …. سپس برگه ها را بین جوانان پخش کرد


پنج سؤال در آن وجود داشت:
۱- نظرتان در مورد اخلاق مربیتان چیست؟


۲- نظرتان در مورد روش تدریس چیست؟


۳- آیا مربیتان نظر دیگران را قبول دارد؟


۴-  نظرتان در مورد تکرار درس توسط مربیتان چیست؟


۵-  از اینکه مربیتان را در خارج از محیط درسی ببینید خوشحال می شوید؟


جلوی هر سوال چهار گزینه بود ( عالی … خیلی خوب … خوب …بد )
جوانان برگه ها را پر کردند وبه مربی دادند مربی هم بدون انکه نگاهی بیندازد برگه ها را روی میز گذاشت
وشروع کرد به درس داد که ناگهان گفت: نه … چرا دوستتان را از این درس محروم کنیم
به خارج از کلاس رفت لبخند زنان به آن جوان دست داد واو را وارد کلاس کرد
مربی: مثل اینکه من خیلی با تو رفتار بدی داشتم ولی من یک ناراحتی رنج می برم ونارحتی های خودم را در تو ریختم … من واقعا متاسفم تو شا گرد خوبی هستی چرا که خانواده ات را ترک کردی واینجا آمدی
ممنونم از همه شما..


برای من افتخاریست که به شماها درس بدهم
مربی مهربان تر از قبل شد ولبخند می زد سپس برگه های جدیدی مثل همان برگه های قبلی بیرون آورد وگفت: الان که دوستتان امده نظرتان چیست دوباره از اول این برگه را پر کنید!!


همه برگه ها را پر کردند وبه مربی دادند ….سپس برگه های اول را بیرون آورد و با برگه های دومی مقایسه کرد
در برگه های اول، بیشتر  جوانان فقط از گزنیه ی "بد" استفاده کرده بودند
اما در برگه های دومی همه از گزینه های "عالی" و "خیلی خوب" استفاده کرده بودند
این چیزی را که دیدید نتیجه ی رفتار بد بین مدیر و کارمند … آن رفتاری را که با دوستتان کردم تنها یک نمایش بود که می خواستم برایتان واقعی بنظر آید، ولی بیچاره قربانی رفتار خشن من شد پس ببینید چگونه نظرتان تغییر کرد هنگامی که من رفتارم را عوض کردم..!


این طبیعت انسان است …..


نتیجه گیری: اولین برخورد ۷۰% از تصویر واقعی توست …. پس با مردم طوری برخورد کن که بدانند این رفتار اول و آخر توست.

 

http://bidari.net


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.