مهريه و احکام آن
بسم الله الرحمن الرحيم
مهريه يا صداق، همان چيزى است كه بمنظور حلال كردن استفاده جنسى به
زن داده مىشود. دادن مهريه واجب است. خداوند مىفرمايد: «وَآَتُوا النِّسَاءَ
صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً »(النساء: 4). «مهريه زنان را با طيب خاطر بپردازيد». و
رسولاللّه صلی الله علیه وسلم مىفرمايد: «وَالْتَمِسْ وَلَوْ خَاتَمُ
حَدِيْدٍ» يعنى نكاح همراه با مهريه باشد هر چند كه مقدار مهريه كم باشد،
مانند، يك انگشترى از فلزى. پس مهريه حقي است که زن بر مرد دارد، و (زن) مالک آن
است و براي هيچ کسي حلال نيست، - پدر باشد يا غير پدر – چيزي از آنرا براي خود
بردارد مگر اينکه زن بر اينکار راضي باشد.
احكام مهريه
1- در شريعت حداقل و حداکثري براي مهريه در نظر گرفته نشده ولي کم
بودن و زيادهروي نکردن در آن مورد تشويق قرار گرفته است تا ازدواج به آساني
امکانپذير باشد وجوانان به خاطر مهريه و مخارج زياد آن از ازدواج روي نگردانند.
تخفيف و كم بودن مهريه مطلوب است. رسولاللّه صلی الله علیه وسلم مىفرمايد:
«أَعْظَمُ النِّسَاءِ بَرَكَةً أَيْسَرُهُنَّ مَئُونَةً» (احمد، حاكم بيهقى).
«بزرگترين زنان با بركت آنانى هستند كه هزينه نكاح و مهريه آنان سادهتر باشد».
علاوه بر اين مهريه دختران رسولاللّه صلی الله علیه وسلم چهارصد الى پانصد درهم
بوده است. مهريه همسران رسولاللّه صلی الله علیه وسلم نيز، همين مقدار بوده است.
2- نام بردن و معين كردن مهريه در مجلس عقد سنت است.
3- مهريه بوسيله هر مال كه قيمتش اندكى بيش از يك چهارم دينار باشد
صحيح است. رسولاللّه صلی الله علیه وسلم مىفرمايد: «وَالْتَمِسْ وَلَوْ
خَاتَمُ حَدِيْدٍ»
از انس بن مالک رضی الله عنه روايت است : (أن عبدالرحمن بن عوف جاء
إلي رسول الله صلی الله علیه وسلم و به أثر صفرة فسأله رسول الله صلی الله علیه
وسلم فأخبره أنه تزوج امرأة من الأنصار، قال: کم سقت لها؟ قال : زنة نواة من ذهب،
قال رسول الله صلی الله علیه وسلم أولم ولو بشاة)[ متفق عليه] «عبدالرحمن بن عوف
نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم آمد در حاليکه آثار زردي (زعفران يا حنا) بر او ديده
ميشد، پيامبر صلی الله علیه وسلم از حال او پرسيد، (عبدالرحمن بن عوف) در پاسخ گفت
که با زني از انصار ازدواج کرده است. پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : چقدر مهريه
برايش قرار دادهاي؟ گفت به اندازه وزن يک هسته خرما طلا، پيامبر صلی الله علیه
وسلم فرمود : وليمه بده اگرچه گوسفندي باشد».
4- شتاب در پرداختن مهريه و دادن آن همزمان با برگزارى عقد ازدواج
صحيح است و تأخير كل آن با بخشى از آن نيز جايز است. خداوند مىفرمايد:
«وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ
فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً » (البقرة: 237).
«و اگر آنان را پيش از آنكه با آنان نزديكى كنيد طلاق داديد، حال
آنكه مهرى براى آنها معين كردهايد».
البته دادن بخشى از مبلغ مهريه قبل از زفاف مطلوب و مستحب است. در
ابو داود و نسائى آمده است: رسول اكرم صلی الله علیه وسلم به على
رضی الله عنه
امر كرد تا قبل از زفاف چيزى به فاطمه زهراء بدهد. على
رضی الله عنه
گفت: من چيزى ندارم. رسول اكرم صلی الله علیه وسلم فرمود: ذره تو
كجاست؟ حضرت على ذره خود را به حضرت زهراء داد.
ميتوان مهريه را بطور نقد يا نقد و قسط يا تمام قسط عند المطالبه
پرداخت کرد، براي مرد جايز است قبل از آنکه مهريهاي پرداخت کند با همسرش آميزش
نمايد، اگر مقدار مهريه معين نشده، مهرالمثل و اگر معين شده باشد پرداخت مقدار
تعيين شده بر مرد واجب است، و از عدم وفا به شروط عقد جداً خودداري نمايد، چون
پيامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است : (أحق ما أوفيتم من الشروط، أن توفوا به ما
استحللتم به الفروج)[ متفق عليه] «سزاوارترين شروطي که بايد به آن وفا کنيد شروط
نکاح است».
5- مهريه در لحظه انجام عقد بر عهده شوهر تعلق مىگيرد و با دخول و
زفاف واجب مىگردد. اگر بدليلى همسر قبل از زفاف مطلقه گرديد، نصف مهريه ساقط
مىگردد و نصف ديگر بر ذمه شوهر باقى مىماند. خداوند مىفرمايد: «وَإِنْ
طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ
فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ »(البقرة: 237).
«اگر پيش از دخول و خلوت صحيحه آنان را طلاق داديد و حال آنكه
مهريه براى آنان تعيين گرديده است، پس نصف مهريه از پيش تعيين شده به آنان مىرسد».
6- اگر شوهر قبل از تماس جنسى و بعد از انجام عقد نكاح فوت شود،
مهريه كامل و سهم ميراث باو تعلق مىگيرد، اگر مهريهاى تعيين شده است و اگر مهريه
از قبل تعيين نشده است، مهر مثل باو مىرسد و عدت وفات نيز بر وى واجب مىگردد.
از علقمه روايت است : (أتي عبدالله في أمرأة تزوجها رجل ثم مات
عنها، و لم يفرض لها صداقا، و لم يکن دخل بها، قال : فاختلفوا إليه، فقال : أري لها
مثل مهر نسائها و لها الميراث و عليها العدة فشهد معقل بن سنان أشجعي أن النبي صلی
الله علیه وسلم قضي فيبروع بنت واشق بمثل ما قضي)[ الإرواء 1939].
«از عبدالله درباره زني که مردي با او بدون تعيين مهريه ازدواج
کرده و قبل از آنکه با او رابطه زناشويي برقرار کند فوت کرده، سؤال شد، (علقمه)
گفت: درباره او اختلاف کردند، عبدالله گفت : به نظر من مهرالمثل به او تعلق
ميگيرد، ارث ميبرد و بايد عده را بگذارند، معقل بن سنان اشجعي در همانجا گواهي
داد که پيامبر صلی الله علیه وسلم درباره بروع بنت واشق مانند عبدالله حکم کرده
است».
وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.
|