Tue, 17 Oct 2017سه شنبه 25 مهر 1396
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2506
تعداد كل بازديدها تاكنون : 4588420
 
 
 

از انس بن مالک رضی الله عنه  روايت است : (أن عبدالرحمن بن عوف جاء إلي رسول الله صلی الله علیه وسلم  و به أثر صفرة فسأله رسول الله صلی الله علیه وسلم  فأخبره أنه تزوج امرأة من الأنصار، قال: کم سقت لها؟ قال : زنة نواة من ذهب، قال رسول الله صلی الله علیه وسلم  أولم ولو بشاة) «عبدالرحمن بن عوف نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمد در حاليکه آثار زردي (زعفران يا حنا) بر او ديده مي‌شد، پيامبر صلی الله علیه وسلم  از حال او پرسيد، (عبدالرحمن بن عوف) در پاسخ گفت که با زني از انصار ازدواج کرده است. پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : چقدر مهريه برايش قرار داده‌اي؟ گفت به اندازه وزن يک هسته خرما طلا، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : وليمه بده اگرچه گوسفندي باشد». متفق عليه : بخاری (5153)، مسلم (1427)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم وقتي ازدواج کسی را تبريک مي‌گفت مي‌فرمود : (بارک الله لکم و بارک عليکم، و جمع بينکما في خير) «خداوند خودتان و ازدواجتان را پربرکت و اجتماعتان را پرخير کند». ابن ماجه (1905)

******************

از ابن عباس روايت است: (أن جارية بکراً أتت النبي صلی الله علیه وسلم  فذکرت له أن أباها زوجها و هي کارهة، فخيرها النبي -صلى الله عليه وسلم). «دختري (بکر) نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمد وبه او گفت که : پدرش بدون رضايتش، او را به عقد کسي درآورده است، پيامبر صلی الله علیه وسلم  او را (در فسخ عقد) اختيار داد». صحیح ابن ماجه (4711)

******************

از خنساء بنت خدام أنصاري روايت است: (أن أباها زوجها و هي ثيب، فکرهت ذلک، فأتت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرد نکاحها). «او بيوه بود و پدرش بدون رضايت او، او را به عقد کسي درآورد، نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  رفت و نکاحش را باطل کرد». مسلم (886)

******************

 پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (لاتنکح الأيم حتي تستأمر، ولاتنکح البکر حتي تستأذن، قالوا : يا رسول الله و کيف إذنها؟ قال : أن تسکت) «بيوه تا از او دستور نگرفتند ازدواج داده نشود، و دوشيزه هم تا از او اجازه گرفته نشود، به ازدواج کسي داده نشود. گفتند : اي رسول خدا، اجازه (رضايت) بکر چگونه است؟ فرمود : اين است که ساکت بماند». صحیح ابن ماجه (2100)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (لانکاح إلا بولي و شاهدي عدل) «ازدواج بدون ولي و دو شاهد عادل صحيح نيست».صحیح ابن ماجه (7557)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

راه دستیابی به تربیت اسلامی حقیقی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

راه دستیابی به تربیت اسلامی حقیقی

 

بر هیچ ناظر اندیشمندی مخفی نیست که نوعی شکاف میان علم و عمل، و معرف و تربیت نزد بسیاری از عوام و نخبگان به وجود آمده است. بسیاری از آنان فکر می ‌کنند قضیه‌ ی تربیت یک قضیه‌ ی معرفتی و نظری است که وابسته به توان پدران و مادران در تلنبار کردن انواع معارف و متون در ذهن کودکان شان می باشد و همینطور تلاش آنان در مطالعه ‌ی بیشترین مقدار ممکن از کتاب ‌ها و پژوهش‌ هایی که درباره‌ ی وسائل تربیتی و اینگونه موارد نوشته شده است. کار به جایی رسیده که آنان نصوص شرعی را حمل بر موارد معرفتی و ذهنی کرده‌ اند و توجهی به جانب تربیتی و عملی آن ننموده ‌اند.

مثلا سخن الله متعال را که می ‌فرماید: {همانا بندگان عالم الله از او خشیت دارند}[1] را حمل بر همه‌ ی کسانی کرده‌ اند که احکام شرعی یا علوم تجربی را می ‌دانند! با وجود آنکه معنای این آیه چنین نیست که هر عالمی از الله می‌ ترسد، بلکه می‌ گوید هرکس از الله خشیت دارد عالم است.


شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می ‌گوید: «الله متعال می ‌فرماید: {إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ} و این نشان می‌ دهد که هرکس از الله بترسد او عالم است و این درست است و معنایش این نیست که هر عالمی از الله می ‌ترسد»[2].


ایشان در جای دیگری می‌ گوید: «معنایش این است که فقط عالمان از او می‌ ترسند؛ چرا که الله متعال بیان داشته هرکس از الله بترسد او عالم است، آنگونه که در آیه‌ ی دیگر می‌ فرماید: {یا آن کسی که در طول شب در سجده و قیام است و از آخرت می‌ ترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد. بگو آیا کسانی که می‌ دانند و کسانی که نمی‌ دانند یکسانند؟ تنها خردمندانند که پند پذیرند}[3]»[4].


این آیه ی دوم که شیح الاسلام رحمه الله به آن اشاره نمود از دیگر آیاتی است که آن را بر معنایی اشتباه حمل کرده‌ اند، از جمله برای ثنا بر علم و معرفت، اگرچه تهی از عمل و تربیت باشد. آنان آخر آیه را بدون ذکر اول آن می آورند، در حالی که: {بگو: آیا کسانی که می ‌دانند و کسانی که نمی ‌دانند یکسانند؟} با بخش نخست آیه تفسیر می ‌شود که می‌ فرماید: {یا آن کسی که در طول شب در سجده و قیام است و از آخرت می ‌ترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد}. بنابراین منظور از «کسانی که می ‌دانند» در این آیه آن‌ هایی هستند که شب از ترس آتش جهنم و امید به بهشت و رحمت الله برای او به نماز می ‌ایستند و از او اطاعت می ‌کنند و آنهایی که از این - قیام شب و ترس از پروردگار – غافلند و نمی ‌دانند.



به همین سبب امام ابن قیم رحمه الله با تقریر قاعده‌ ی کلی در این باب می‌ گوید: "سلف نام فقه را تنها بر علمی می ‌گذاشتند که همراه با عمل باشد"[5].


این حقیقت فقه نزد سلف صالح ماست: علمی که همراه با عمل باشد. اما هنگامی که این حقیقت از ذهن بسیاری از دعوتگران و مربیان و معلمان رخت بربست، به معرفت خالی از اصلاح رفتار و اصلاح قلب و مجاهده‌ ی نفس و بهبود اخلاق رسیدند و گمان می کنند علم و فهمی که از آنان خواسته شده فقط همین است، در حالی که اینطور نیست!


تربیت بر اساس اخلاق و دین تنها از ربانیان برمی ‌آید، چه از جمله‌ ی علما باشند یا از دعوتگران و مصلحان و معلمان. ربانی یعنی کسی که انتساب و ارتباطش با الله از نظر علم و عمل و تعلیم بسیار بالا باشد.


الله متعال می ‌فرماید: {بلکه ربانی باشید به سبب آنکه کتاب [آسمانی] را تعلیم می‌ دادید و از آن رو که درس می‌ خواندید}[6].

امام شوکانی می ‌گوید: "ربانی یعنی منسوب به رب، که برای مبالغه الف و نون به آن افزوده شده است... گفته‌ اند: ربانی یعنی کسی که مسائل کوچکِ علم را پیش از موارد بزرگ، به مردم آموزش می ‌دهد؛ گویا در آسان سازی کارها به پروردگار سبحانه و تعالی اقتدا می‌ کند"[7].


نتیجه این است که: تربیت صرفا سخنانی خالی از حالات، مبانی نظری و تهی از معانی ایمانی نیست؛ بلکه  مدار تربیت در به دست آوردن یک ملکه‌ ی ثابت درونی است که صاحبش علم و شکیبایی، حکمت و فهم، عمل به علم و آموزش آنچه را که آموخته، یکجا دارد.


برای همین است که امام شوکانی در تفسیر {وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ}: (و از آن رو که درس می‌ خواندید) می ‌گوید:

"کسی که [تدرسون] را با تشدید بخواند باید ربانی بودن را چیزی اضافه بر علم و تعلیم بداند یعنی همراه با این باید مخلص یا حکیم یا شکیبا باشد؛ تا سببیت آشکار شود.


اما کسی که بدون تشدید بخواند، آن وقت جایز است که معنای ربانی را حمل بر عالمی بداند که به مردم علم می آموزد. بنابراین معنایش چنین می‌ شود: «به سبب اینکه عالمید و علم می‌ خوانید معلم مردم باشید.

این آیه بزرگترین انگیزه برای عالم است که به علم خود عمل کند و بزرگترین عمل به علم، آموزش آن و اخلاص برای الله سبحانه و تعالی است"[8].


اینگونه مشخص می‌ شود که عصاره‌ ی تربیت، ربانی بودن است که اساس آن تربیت با دیدن حالت شخص است نه تنها با گفتن خالی از افعال حقیقی.

به همین خاطر است که حافظ ابن رجب در رساله‌ اش می گوید:

"فضل علم سلف بر علم خلف:

بسیاری از متأخران در این امر دچار فتنه شده‌ اند و گمان کرده‌ اند هرکس در مسائل دین بسیار سخن بگوید و بحث و جدل کند داناتر از کسی است که این چنین نیست درحالی که این جهل محض است؛ به بزرگان صحابه مانند: ابوبکر، عمر، علی، معاذ، ابن مسعود و زید بن ثابت رضی الله عنهم نگاه کن که چگونه بودند؛ سخنانشان کمتر از ابن عباس رضی الله عنهما بود با وجود اینکه داناتر از او بودند.

همچنین سخن تابعین بیشتر از صحابه است، در حالی که صحابه از آنان داناترند و تابعان تابعین، سخنشان بیشتر از تابعین است در حالی که تابعین داناتر از آنانند.

بنابراین علم به روایت بسیار و سخن بسیار نیست؛ بلکه نوری است که در قلب بنده می تابد و با آن حق را می شناسد، میان حق و باطل تفاوت قائل می ‌شود و آن را با عباراتی مختصر که معنا را برساند بیان می ‌کند".


نبودن الگوی نیکوی ربانی، مصیبت بزرگی است که وارد خانه‌ ها و مؤسسات آموزشی مسلمانان شده است. الگوی ربانی، کسی است که با کردار، پیش از گفتار به تربیت مردم می ‌پردازد و در آموزش خود سخنان درست را با اعمال نیک و حکمت را با فهم صحیح دین الله و آنچه را که از مردم خواسته یکجا عملی می‌ کند.


ابن جوزی ـ رحمه الله ـ می‌ گوید:

"بدان که تربیت مانند دانه است و کسی که قرار است تربیت شود مانند زمین. اگر زمین نامناسب باشد بذر در آن نمی روید و اگر خوب باشد رشد می ‌کند و بزرگ می ‌شود"[9].

آن تعداد از فرزندان علما و مصلحین که راه صلاح را در پیش گرفتند اینگونه بودند. هکچممی فقها و مربیانی که بر راه و روش نیکو قرار داشتند. اینجاست که دیگر اسباب دنیایی قطع می‌ شود و کارها به رب الارباب و آفریننده‌ ی اعمال بندگان و هدایتگر به راه راست سپرده می‌ شود. بنابراین اوج کاری که مربیان و پدران باید انجام بدهند تربیت و پاکسازی رفتار آنان است و حقیقت اصلاح و دگرگون کردن دل‌ ها به دست هیچکس جز الله نیست. به همین دلیل گفته اند: "ادب از  سوی پدران است و صلاح از سوی الله"[10].


در پایان:

راه محقق ساختن این هدف به صورت واقعی به طور مختصر چنین است:

1.    آگاه سازی دعوتگران و معلمان به حقایق تربیت.

2.    آگاه سازی عموم مردم توسط مصلحان درباره ی وسائل تربیت ربانی.

3.     همکاری مصلحان با افراد بانفوذ و مورد اعتماد در جوامع اسلامی برای تأسیس مؤسسات تربیتی در کنار مؤسسات آموزشی و نظارت بر آماده‌ سازی گروهی از مربیان ربانی برای سرپرستی این مؤسسات.

 

برگرفته از:  https://islamqa.info

ام احمد

 

 



[1] {إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ} غافر:28

[2] مجموع الفتاوی:7/539

[3] {أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ} زمر:9

[4] جموع الفتاوی:7/21

[5] مفتاح دار السعادة:1/89

[6] {وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ}:آل عمران:79

[7] فتح القدیر:1/407

[8] فتح القدیر:1/407

[9]  "الآداب الشرعیة" تألیف ابن مفلح:3/580

[10] "الآداب الشرعیة":3/552


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.