بسم الله الرحمن الرحیم
تحذیر از زیاده روی در مهریه و اسراف در مراسم جشن ازدواج
امروزه بسیاری از خانواده ها از زیاده روی در مهریه و اسراف در مراسم جشن ازدواج که در جامعه انتشار وسیعی یافته شکایت دارند. مردم برای اسراف در این زمینه درحال رقابت با یکدیگرند و چشم و همچشمی می کنند تا جایی اموال هنگفتی را صرف امور حرام و منکری می کنند که غالبا در جشن های ازدواج دیده می شود. مانند: فیلم برداری، اختلاط بین زنان و مردان، آهنگ و موسیقی، حضور خوانندگان زن و مرد، استفاده از آلات موسیقی و... درحالی که در مراسم ازدواج فقط برای زنان جایز است که دف بزنند و شعرهای عادی را در بین خود برای اعلان ازدواج بخوانند. بر اساس آنچه که در سنت نبوی آمده است؛ این امر باید بدون استفاده از بلندگوها برای پخش صدا صورت گیرد. اما بسیاری از مردم به دلیل تقلید کورکورانه از دیگران و عدم آگاهی از سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم دست به چنین اعمال حرامی می زنند.
چنین اموری باعث شده که بسیاری از جوانان از ازدواج صرف نظر کنند و توانایی اقتصادی آنان باعث شده که نتوانند چنین مال هنگفتی را صرف این امور کنند.
همان طور که پیداست ازدواج یکی از سنت های پیامبران است که الله و رسولش به آن دستور داده اند. الله متعال می فرماید: {با زنان که مورد پسند شماست دو دو، و سه سه، چهار چهار، ازدواج کنید..}[1] و می فرماید: {و مردان و زنان بیهمسر و بردگان و کنیزان خود را که سزاوارند به ازدواج در آورید..}[2]. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: "ای جماعت جوانان! هرکس از شما توانایی ازدواج را دارد ازدواج کند؛ زیرا آن برای غض بصر و محافظت فرج – عورت - بهتر است و اگر کسی نتوانست ازدواج کند پس روزه بگیرد؛ چون روزه شهوت جنسی او را کم می کند"[3] و در حدیث دیگری می فرمایند: "اما من روزه می گیرم و افطار می کنم، نماز می خوانم و می خوابم و با زنان ازدواج می کنم، پس هرکس از سنت من روی بگرداند از من نیست"[4].
بنابراین تمام مسلمانان باید سعی و تلاش خویش را برای عملی کردن و آسان و میسر ساختن این سنت در پیش گیرند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: "اگر کسی به خواستگاری آمد که از دین و اخلاقش راضی هستید پس او را به ازدواجش درآورید، زیرا در غیر این صورت فتنه و فساد بزرگی در زمین پدید خواهد آمد"[5].
از ابوسلمه ابن عبدالرحمن روایت است که می گوید: از عائشه رضی الله عنها پرسیدم: مهریه ای که رسول الله صلی الله علیه وسلم دادند چه قدر بود؟ فرمود: "مهریه ای که به همسرانشان دادند دوازده اوقیه[6] و نَش بود. عائشه رضی الله عنها گفتند: آیا می دانی نَش چیست؟ گفتم: خیر. گفتند: نصف اوقیه است پس آن پانصد درهم بود"[7].
عمر رضی الله عنه می فرماید: "خبر ندارم که رسول الله صلی الله علیه وسلم با مهریه ای بیشتر از دوازده اوقیه با یکی از همسرانش ازداوج کرده باشد یا یکی از دخترانش را به ازدواج کسی درآورده باشد"[8].
همچنین ثابت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم زنی را به ازدواج مرد فقیری که مالی نداشت درآورد و مهریه اش را قرآن قرار داد[9].
عائشه رضی الله عنها در حدیثی مرفوع می فرماید: "از یُمن و برکت زن، آسانگیری در خواستگاری اش و کم بودن مهریه اش است"[10].
با وجود این سنت واضح و صریح از اقوال و افعال رسول الله صلی الله علیه وسلم بازهم بسیاری از مردم بر خلاف آن عمل می کنند. همچنین این مخالفت، مخالفت با دستور الله و رسولش است که آن صرف اموال در مواردی نامناسب می باشد. الله متعال در کتابش از زیاده روی و تبذیر برحذر می دارد؛ می فرماید: {و هرگز زیاده روی و تبذیر نکن. به راستی که تبذیر کنندگان، برادران شیاطین هستند و شیطان نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است}[11].
و می فرماید: {و دست خویش را بر گردنت بسته مدار – ترک انفاق نکن – و بیش از حد هم آن را گشاده مساز – اسراف و زیاده روی نکن – که آن گاه سبب شود از کار بمانی و مورد ملامت قرار گیری و درمانده و بی چیز بنشینی}[12]. الله متعال به ما خبر می دهد که از صفات مؤمنان، اعتدال و میانه روی در انفاق و خرج کردن است. می فرماید: {و کسانی که چون خرج و انفاق کنند، اسراف نمی کنند و سختگیری هم نمی کنند و بین این دو اعتدال دارند}[13]. الله سبحانه و تعالی می فرماید: {مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید و نیز غلامان و کنیزان شایسته نیکوکار را؛ اگر فقیر باشند، الله از فضل و کرم خویش آنها را بی نیاز می کند و الله گشایش دهنده ی آگاه است}[14] در اینجا الله تعالی امر به ازادواج زنان و مردان به طور عام می کند تا فقیر و غنی را شامل گردد و بیان نموده که فقر، مانع ازدواج نیست، زیرا رزق و روزی به دست الله سبحانه و تعالی است و قادر بر تغییر احوال است و می تواند فقیر را غنی سازد. زمانی که شریعت اسلامی تشویق به ازدواج می کند بر مسلمانان است که برای امتثال اوامر الهی مبادرت ورزند و برای آسان کردن و عدم تکلف در آن تلاش کنند. ابوبکر صدیق رضی الله عنه در این باره می فرماید: "الله را در آنچه که شما را امر به ازدواج کرده اطاعت کنید تا وعده اش در مورد غنی کردن تان را عملی سازد"[15]. همچنین ابن مسعود رضی الله عنه می فرماید: "غنا را در ازدواج دنبال کنید"[16].
پس در مورد خودتان و کسانی را که سرپرستی شان بر عهده ی شماست مانند: دختران، خواهران و .. تقوای الهی را پیشه کنید. در محقق ساختن خیر و نیکی در جامعه و آسان کردن امور تلاش کنید تا مانع انتشار فساد و گناه شود. نعمت های الهی را سببی برای نافرمانی اش قرار ندهید و همیشه به یاد داشته باشید که هریک از ما مسئول اعمال و تصرفات خویش هستیم و در آخرت مورد مؤاخذه قرار خواهیم گرفت؛ الله جل جلاله می فرماید: {پس سوگند به پروردگارت، قطعاً - در قیامت - از همه ی آنها سؤال خواهیم کرد. از آنچه که می کردند}[17] رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: "در روز قیامت، هیچ بنده ای قدم از قدم بر نمی دارد تا زمانی که در مورد چهار چیز از او سؤال شود: از عمرش که چگونه گذرانده؟ از جوانی اش که چگونه سپری کرده؟ از ثروتش که چگونه به دست آورده و خرج و انفاق کرده است؟ و در مورد علمش که با آن چه کرده است؟"[18].
برای به ازدواج در آوردن دختران و پسرانتان با اقتدا به پیامبرتان و اصحابش و کسانی که از آنان پیروی کرده اند مبادرت ورزید. انسان های با تقوا و دین دارد را به ازدواجشان درآورید. در تکالیف ازدواج و مراسم آن سختگیری نکنید. در گرفتن مهریه زیاده روی و اغراق نکنید. اگر در مال اضافی در نزدتان دارید آن را از روی احسان و نیکی به فقیران و یتیمان ببخشید یا در کارهای دَعَوی و بنا کردن مساجد و ... مصرف کنید. زیرا چنین عملی خیر دنیا و آخرت را در پی دارد. نه اینکه آن را صرف مهمانی ها و مراسم های سرسام آور کنید تا در برابر مردم خودنمایی و فخر فروشی کنید. همچنین کسانی که چنین جشن های بزرگی را به پا می کنند و خوانندگان زن و مرد را به آن دعوت می کند باید بدانند این عمل خطر بزرگی را در پی دارد و باید بترسند که چنین کاری کفران نعمت الهی به شمار می آید که شکرش را به جای نیاورده اند و در آخرت از آنچه کرده اند مورد بازخواست پروردگار خویش قرار خواهند گرفت. پس باید به دنبال برپایی مراسمی باشند که در آن آنچه را که الله متعال مباح دانسته به کار برده شود نه موارد حرام.
شایسته است که علما و حکمرانان مسلمان نیز مردم را در این راه همراهی و کمک کنند و سعی کنند خودشان الگوی مناسبی برای دیگران باشند. زیرا مردم در خیر و شر از آنان پیروی می کنند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند: "هرکس در اسلام سنت نیکی بنا کند، اجر و پاداش آن سنت و کسی که پس از او بدان عمل کند به وی می رسد بدون آنکه چیزی از اجرشان کاسته شود و هرکس در اسلام سنت بدی را به پا کند گناه و معصیت آن سنت و هرکسی پس از او بدان عمل کند به او می رسد بدون آنکه چیزی از گناهشان کاسته شود"[19].
از الله تعالی خواستاریم که به ما و به تمام مسلمانان فرصت توبه ای صادقانه و اعمال نیک را عطا نماید و ما را نسبت به احکام دین آگاه سازد و در انجام دستورات شریعت یاری نماید. تا بدین وسیله امور مردم اصلاح شود و جامعه در راهی راست به حرکت درآید و اینگونه از خشم و غضب الله جل وعلا در امان بمانند.
همانا الله هدایتگر راه راست است.
ترجمه همراه با تصرف: ام احمد
http://www.binbaz.org.sa/article/574
[1] {فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَیٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ..} نساء:3
[2] {وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَیٰ مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ..} نور:32
[3] "یَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ مَنْ اسْتَطَاعَ مِنْکُمْ الْبَاءَةَ فَلْیَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَأَحْصَنُ لِلْفَرْجِ وَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَعَلَیْهِ بِالصَّوْمِ فَإِنَّهُ لَهُ وِجَاءٌ" روایت بخاری و مسلم.
[4] "لَکِنِّی أَصُومُ وَأُفْطِرُ وَأُصَلِّی وَأَرْقُدُ وَأَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی" روایت بخاری و مسلم.
[5] "إذا أتاکم من ترضون دینه وخلقه فزوجوه، إلا تفعلوا تکن فتنة فی الأرض وفساد کبیر" روایت ترمذی و ابن ماجه. آلبانی آن را در "صحیح الترمذی"، حسن دانسته است.
[6] یک اوقیه برابر با چهل درهم است و وزن یک درهم برابر با 2.975 گرم است.
[7] "کَانَ صَدَاقُهُ لِأَزْوَاجِهِ ثِنْتَیْ عَشْرَةَ أُوقِیَّةً وَنَشًّا. قَالَتْ: أَتَدْرِی مَا النَّشُّ؟ قَالَ: قُلْتُ: لَا. قَالَتْ: نِصْفُ أُوقِیَّةٍ فَتِلْکَ خَمْسُ مِائَةِ دِرْهَمٍ" روایت مسلم.
[8] "مَا عَلِمْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ نَکَحَ شَیْئًا مِنْ نِسَائِهِ وَلَا أَنْکَحَ شَیْئًا مِنْ بَنَاتِهِ عَلَی أَکْثَرَ مِنْ ثِنْتَیْ عَشْرَةَ أُوقِیَّةً" روایت ترمذی و آن را حسن صحیح دانسته است. آلبانی آن را در "صحیح الترمذی" صحیح دانسته است.
[9] "عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ رضی الله عنه: أَنَّ امْرَأَةً عَرَضَتْ نَفْسَهَا عَلَی النَّبِیِّ صلی الله علیه وسلم فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: یَا رَسُولَ اللَّهِ زَوِّجْنِیهَا. فَقَالَ: «مَا عِنْدَکَ»؟ قَالَ: مَا عِنْدِی شَیْءٌ، قَالَ: «اذْهَبْ فَالْتَمِسْ وَلَوْ خَاتَمًا مِنْ حَدِیدٍ». فَذَهَبَ ثُمَّ رَجَعَ، فَقَالَ: لا وَاللَّهِ مَا وَجَدْتُ شَیْئًا، وَلا خَاتَمًا مِنْ حَدِیدٍ، وَلَکِنْ هَذَا إِزَارِی، وَلَهَا نِصْفُهُ، قَالَ سَهْلٌ: وَمَا لَهُ رِدَاءٌ، فَقَالَ النَّبِیُّ: «وَمَا تَصْنَعُ بِإِزَارِکَ؟ إِنْ لَبِسْتَهُ لَمْ یَکُنْ عَلَیْهَا مِنْهُ شَیْءٌ، وَإِنْ لَبِسَتْهُ لَمْ یَکُنْ عَلَیْکَ مِنْهُ شَیْءٌ». فَجَلَسَ الرَّجُلُ حَتَّی إِذَا طَالَ مَجْلِسُهُ قَامَ. فَرَآهُ النَّبِیُّ صلی الله علیه وسلم فَدَعَاهُ، أَوْ دُعِیَ لَهُ. فَقَالَ لَهُ: «مَاذَا مَعَکَ مِنَ الْقُرْآنِ»؟ فَقَالَ: مَعِی سُورَةُ کَذَا وَسُورَةُ کَذَا، لِسُوَرٍ یُعَدِّدُهَا. فَقَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه وسلم: «أَمْلَکْنَاکَهَا بِمَا مَعَکَ مِنَ الْقُرْآنِ" ترجمه: سهل بن سعد رضی الله عنه می گوید: زنی، خودش را به نبی اکرم صلی الله علیه وسلم عرضه کرد. مردی گفت: ای رسول الله! او را به ازدواج من در بیاور. آنحضرت فرمود: «چیزی هم داری»؟ گفت: هیچ چیز ندارم. فرمود: «برو چیزی پیدا کن حتی اگر انگشتری آهنی باشد». آن مرد رفت و پس از بازگشت، گفت: نه، سوگند به الله که هیچ چیز حتی انگشتر آهنی هم پیدا نکردم، البته این ازارم، وجود دارد که می توانم نصفش را به او بدهم. سهل رضی الله عنه می گوید: آن مرد، ردایی هم نداشت. لذا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «ازارت چه می شود؟ اگر تو آنرا بپوشی، چیزی برای او باقی نمی ماند و اگر او آنرا بپوشد، چیزی برای تو باقی نخواهد ماند». آنگاه مرد، همانجا نشست تا اینکه نشستنش طولانی شد. و هنگام برخاستن، نبی اکرم صلی الله علیه وسلم او را دید. پس او را صدا زد و یا دستور داد تا صدایش بزنند و خطاب به او فرمود: «چقدر قرآن حفظ کرده ای»؟ گفت: فلان و فلان سوره را یاد دارم و چند سوره را برشمرد. نبی اکرم صلی الله علیه وسلم فرمود: «او را در مقابل قرآنی که یاد داری، به نکاح تو در آوردیم».
[10] "إن من یُمْنِ المرأة تیسیر خطبتها وتیسیر صداقها" روایت حاکم و گفته است: بر اساس شرط مسلم صحیح است؛ ذهبی نیز با وی موافق است. آلبانی گفته است: نزد من حسن است.
[11] {..وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا﴿٢٦﴾إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ ۖوَکَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا} اسراء:26-27
[12] {وَلَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَیٰ عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا} اسراء:29
[13] {وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَٰلِکَ قَوَامًا} فرقان:67
[14] {وَأَنْکِحُوا الْأَیَامَیٰ مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ ۚإِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّـهُ مِنْ فَضْلِهِ ۗوَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ} نور:32
[15] "أطیعوا الله فیما أمرکم به من النکاح ینجز لکم ما وعدکم من الغنی" روایت ابن ابوحاتم در "التفسیر": 8/2583 با سند مرسل.
[16] "التمسوا الغنی فی النکاح" روایت ابن جریر طبری در "الجامع التأویل": 17/275، در سند آن انقطاع قاسم بن ولید و عبدالله بن مسعود رضی الله عنه واضح است.
[17] {فَوَرَبِّکَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ﴿٩٢﴾عَمَّا کَانُوا یَعْمَلُونَ} الحجر:92
[18] "لا تَزُولُ قَدَمَا الْعَبْدِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ حَتَّی یُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ: عَنْ عُمْرِهِ فِیمَا أَفْنَاهُ، وَعَنْ شَبَابِهِ فِیمَا أَبْلاهُ، وَعَنْ مَالِهِ مِنْ أَیْنَ اکْتَسَبَهُ وَفِیمَا أَنْفَقَهُ، وَعَنْ عِلْمِهِ مَاذَا عَمِلَ فِیهِ" روایت ترمذی و آن را حسن غریب دانسته است. آلبانی آن را در "صحیح الجامع" حسن دانسته است.
[19] "من سن فی الإسلام سنة حسنة کان له أجرها وأجر من عمل بها من بعده لا ینقص ذلک من أجورهم شیئا، ومن سن فی الإسلام سنة سیئة کان علیه وزرها ووزر من عمل بها من بعده لا ینقص ذلک من أوزارهم شیئا" روایت مسلم.
|