Fri, 28 Apr 2017جمعه 8 ارديبهشت 1396
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2496
تعداد كل بازديدها تاكنون : 4222357
 
 
 

 پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (يا معشر الشباب من استطاع منکم الباءة فلتزوج، فإنه أغض للبصر و أحصن للفرج، و من لم يستطع فعليه بالصوم، فإنه له وجاء) «اي جماعت جوانان هر کس از شما توانايي ازدواج را دارد ازدواج کند؛ زيرا ازدواج بهتر چشم را (از حرام) مي‌پوشاند و بهتر فرج را (از حرام) محافظت مي‌کند، و کسي که نتوانست (ازدواج کند) بايد روزه بگيرد؛ چون روزه شهوت جنسي او را کم مي‌کند».متفق عليه: بخاری (5066)، مسلم (1400)

******************

از ابوهريره روايت است که: (أن امرأة جائت إلي النبي صلی الله علیه وسلم  فقالت : يا رسول الله، إن زوجي يريد أن يذهب بابني و قد سقاني من بئر أبي عتبة، و قد نفعني. فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم  : هذا أبوک، و هذه أمک، فخذ بيد أيهما شئت. فأخذ بيد أمه، فانطلقت به) «زني نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمد و گفت : اي رسول خدا! شوهرم مي‌خواهد پسرم را از من بگيرد در حالي که پسرم از چاه ابي عتبه برايم آب آورده و به من کمک کرده است. پيامبر صلی الله علیه وسلم  به پسر فرمود : اين پدرت است و اين هم مادرت، دست هر کدام از آنها را که مي‌خواهي بگير، پس دست مادرش را گرفت، پس مادرش او را با خود برد».ابوداود (2260)

******************

از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت است که زني گفت: اي رسول خدا! شکمم ظرف حمل اين پسر بود، و پستانهايم برايش شيردان و آغوشم مأواي او بود، پدرش مرا طلاق داده و مي‌خواهد او را از من بگيرد. پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (أنت أحق به مالم تنکحي) «تا زماني که ازدواج نکني تو سزاوارتر به پسرت هستي».ابوداود (2259)

******************

از ابن عباس رضی الله عنه  روايت است : زن ثابت بن قيس بن شماس نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمد و گفت : اي رسول خدا! من نسبت به دين و اخلاق ثابت ايرادي ندارم، ولي از کفران و ناسپاسي با او مي‌ترسم – چون او را دوست ندارم - پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (فتردين عليه حديقته) «آيا باغش را به او پس مي‌دهدي؟ گفت : بله، پس باغ را به او پس داد، پيامبر صلی الله علیه وسلم  به ثابت دستور داد تا از او جدا شود».بخاری (5276)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (ثلاث جدهن جد، و هزلهن جد : النکاح و الطلاق و الرجعة) «سه چيز است که شوخي و جدي در آنها، جدي است : نکاح، طلاق و رجوع کردن».ابوداود (2180)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

حق و حقوق زن و شوهر بر یکدیگر

بسم الله الرحمن الرحیم

حق و حقوق زن و شوهر بر یکدیگر


دین اسلام بر هریک از زن و شوهر حقوقی را واجب نموده که باید هر یک آن را در حق دیگری ادا کند که برخی از این حقوق بین زوجین مشترک هستند.

در این مقاله به طور مختصر این حقوق را با استناد به قرآن و سنت همراه با شرح و اقوال اهل علم ذکر خواهیم کرد.

حقوق زن بر شوهر:

این حقوق به دو دسته ی مالی و غیر مالی تقسیم می شود:

حقوق مالی: مهریه، نفقه، مسکن.

حقوق غیر مالی: مانند عدالت داشتن میان همسران زمانی که بیش از یک همسر داشته باشد، معاشرت نیک، عدم ضرر رسانی به زن.

حقوق مالی:

أ‌.        مهریه: مالی است که هنگام عقد یا دخول بر زن، به وی تعلق می گیرد. این حق واجب زن بر مرد است. الله تعالی می فرماید: {و مهريه ی زنان را به عنوان هديه ای واجب با به آنان بدهيد}[1]. مشروعیت مهریه برای اظهار مهم بودن این عقد و جایگاه و مکانت آن و اعزاز و اکرامی است برای زن.

در نزد جمهور علما مهریه شرط یا رکن عقد ازدواج به شمار نمی آید بلکه آن یکی از آثار مترتبه بر آن است. پس اگر عقدی بدون ذکر مهریه انجام گیرد بر اساس قول جمهور آن عقد صحیح است زیرا الله تعالی می فرماید: {اگر زنان را مادامی که با آنان آميزش جنسی نکرده ايد و مهری برايشان معين نکرده ايد طلاق داديد؛ گناهی بر شما نيست}[2]. پس مباح بودن طلاق قبل از همبستری و تعیین مهریه، دلیل بر جواز عدم نام بردن از مهریه در هنگام عقد دارد. پس اگر عقد بسته شد بر شوهر دادن مهر المِثل – یعنی مهریه ای به اندازه ی زنان همانند او – واجب می شود.

 

ب‌.   نفقه: تمام علمای اسلام بر واجب بودن نفقات زنان بر شوهرانشان متفق اند به شرط اینکه زن خودش را تسلیم شوهرش – یعنی اجازه ی همبستری شدن با او – کرده باشد. پس اگر شوهرش را منع کند یا ناشزه باشد در این حالت نفقه بر او واجب نمی شود.

حکمت از واجب شدن نفقه این است که: بر اساس مقتضای عقد ازدواج زن تحت فرمان شوهرش است و بدون اجازه ی شوهر نمی تواند برای کسب و کار و .. از خانه خارج شود پس بر مرد واجب است بر او به اندازه ی کافی انفاق کند و همچنین در قبال همبستری شدن با وی.

منظور از نفقه: فراهم کردن آنچه که زن به آن نیاز دارد مانند: طعام و مسکن و پوشش حتی اگر زن خودش ثروتمند باشد. زیرا الله جل شأنه می فرماید: {و بر کسی که فرزند برای او متولد شده – پدر – لازم است خوراک و پوشاک مادران را به گونه ای شايسته فراهم کند}[3] و همچنین در سنت آمده است که عایشه رضی الله عنها می فرماید: (هند بنت عتبه همسر ابو سفیان نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول الله! ابو سفیان مردی بخیل است و به من نفقه ای نمی دهد که برای من و فرزندم کافی باشد حال اگر من از مال او بدون اجازه اش بردارم آیا بر من گناهی است؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: با نیکی از مالش بگیر به اندازه ای که برای تو فرزندت کفایت کند)[4]. همچنین جابر رضی الله عنه می فرماید که رسول الله صلی الله علیه وسلم در خطبه ی حجة الوداع فرمودند: "درباره ی زنان از الله بترسید. زیرا شما آنان را با عهد و پیمان الله به عقد خود در آورده اید و طبق شریعت الهی، شرمگاههایشان را برا ی خود، حلال ساخته اید. یکی از حقوق شما بر آنان، این است که کسی را که شما دوست ندارید به خانه هایتان راه ندهند. اگر این کار را کردند، آنان را بزنید نه زدنی سخت و مضر و حق آنان بر شما این است که آنان را بخوبی و به اندازه ی توان، خوراک و پوشاک بدهید"[5].

 

ج‌.    مسکن: این نیز یکی دیگر از حقوق مالی زن است و آن اینکه همسرش باید به اندازه ی وسع و توانایی اش جایی برای سکونت او فراهم سازد. الله تعالی می فرماید: {آنان را در حد توانتان مانند جایی که خودتان سکونت داريد، سکونت دهيد}[6].

حقوق غیر مالی:

أ‌.        عدالت بین همسران: در صورتی که مرد دارای چند همسر باشد از دیگر حقوق زن بر شوهرش این است که باید میان او و دیگر همسرانش عدل و مساوات را برقرار کند. این مساوات در نفقه، خوراک و پوشاک و نوبت ماندن در نزد او باید انجام گیرد. الله متعال می فرماید: {با زنانی که مورد پسند شماست دو تا، سه تا یا چهارتا ازدواج کنيد. پس اگر بيم داريد که نتوانيد عدالت کنيد، به يک زن يا به آنچه از کنيزان که مالک آنهاييد اکتفاء نماييد. اين بهتر از این است که ستم کنيد}[7].

 

ب‌.   معاشرت نیکو: همچنین بر مرد واجب است که با وی اخلاقی نیکو داشته باشد و به او مهربانی کند و سعیش را در الفت گرفتن و به دست آوردن قلبش به کار گیرد. الله حق تعالی می فرماید: {و با آنان به نیکی معاشرت کنید}[8] و می فرماید: {و برای زنان حقوقی بر مردان است همان طور که مردان بر آنان حقوقی دارند و باید با نیکویی ادا کنند}[9]. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند: "با زنان به نیکی رفتار کنید"[10].

در اینجا نمونه هایی از رفتار نیک رسول الله صلی الله علیه وسلم را که الگو و سرمش مان هستند را ذکر می کنیم:

-         زینب دختر ابوسلمه روایت می کند که ام سلمه رضی الله عنها گفت: (با رسول الله صلی الله علیه وسلم در یک چادر خوابیده بودم که دچار عادت ماهیانه شدم پس به آرامی خودم را بیرون کشیدم و لباس حیض پوشیدم؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم به من گفتند: آیا دچار قاعدگی شده ای؟ گفتم: بله. پس مرا فراخواند و با خود زیر همان چادر داخل نمودند.

زینب در ادامه می گوید که وی گفت: همچنین رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا می بوسیدند درحالی که ایشان روزه بودند و اینکه من و رسول الله صلی الله علیه وسلم از یک ظرف برای غسل جنابت آب بر می داشتیم)[11].

-         از عروه بن زبیر روایت است که عائشه رضی الله عنها فرمود: "به الله سوگند رسول الله صلی الله علیه وسلم را در کنار در خانه ام دیدم که ایستاده بود و حبشی ها در مسجد رسول الله صلی الله علیه وسلم با نیزه هایشان بازی می کردند، ایشان مرا با ردایشان می پوشانید تا بازی آنان را مشاهده کنم سپس به خاطر من منتظر می ماندند تا زمانی که من از نگاه کردن به آنان منصرف می شدم. پس قدر دختر کم سن و سالی را که مشتاق سرگرمی هست را بدانید"[12].

-         ام المؤمنین عائشه رضی الله عنها می فرماید: (من رسول الله  صلی الله علیه وسلم را ندیدم كه نماز شب را نشسته بخوانند مگر زمانی كه پا به سن گذاشتند. در این هنگام، قرائت را نشسته می ‏خواندند و وقتی كه می‌ خواستند به ركوع بروند، بلند می‌ شدند و حدود سی تا چهل آیه، قرائت می ‌نمودند. سپس، به ركوع می‌ رفتند سپس در ركعت دوم نیز، چنین می‏ كردند و پس از اتمام نماز، اگر من بیدار ‏بودم، با من حرف می‏ زدند وگرنه، می‏ خوابیدند)[13].

 

ج. عدم ضرر رسانی به زن: این از اصول اسلام است. زمانی که ضرر رساندن به غریبه ها حرام باشد من باب اولی در حق همسر روشن تر و واضح تر است. از عباده بن صامت روایت که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: "ضرر رساندن به خود و دیگران جایز نیست"[14].

از جمله چیزهایی که شریعت در این مسأله به آن تذکر و هشدار داده است: عدم جواز کتک زدن سخت و مضر است. همان طور که در حدیث جابر رضی الله عنه که قبلا ذکر شد رسول الله صلی الله علیه وسلم در خطبه ی حجة الوداع به این اشاره نمودند و فرمودند: "یکی از حقوق شما بر آنان، این است که کسی را که شما دوست ندارید به خانه هایتان راه ندهند. اگر این کار را کردند، آنان را بزنید نه زدنی سخت و مضر..". حسن بصری رحمه الله در این مورد می فرماید: یعنی زدن غیر مؤثر. عطا رحمه الله نیز می فرماید: از ابن عباس پرسیدم: ضرب غير المبرح – زدن غیر مبرح – چگونه است؟ فرمود: یعنی زدن با سواک[15] و مانند آن[16].

یعنی نباید این زدن به گونه ای باشد که جای آن بر بدن زن باقی بمانند یا ضرر و آسیب بدنی به او برسد. زیرا هدف از این اذیت کردن زن یا اهانت کردن به او نیست بلکه برای این است که وی به این نکته برسد و احساس کند که در حق شوهرش بدی کرده است.

 

اما حقوق شوهر بر زن:

حقوق شوهر بر همسرش از بزرگترین حقوق است بلکه حق او بر همسرش بزرگتر از حق زن بر شوهرش است زیرا الله متعال می فرماید: {و برای زنان حقوقی بر مردان است همان طور که مردان بر آنان حقوقی دارند و باید با نیکویی ادا کنند و مردان بر زنان یک درجه برتری دارند}[17] جصاص گفته است: الله تعالی در این آیه خبر داده که برای هریک از زوجین حقوقی بر دیگری است و شوهر حقی بر زن دارد که زن این حق را بر او ندارد.

ابن عربی می گوید: در این نص آمده که شوهر بر زنش در حقوق نکاح برتری دارد.

اما از جمله حقوق شوهر بر زن:

أ‌.        وجوب طاعت: الله تعالی مرد را سرپرست زن قرار داده است تا او توجیه و راهنمایی کند و رعایت و صیانتش را بر عهده بگیرد. همان طور که حاکمان سرپرست رعیت خود هستند. زیرا الله متعال به مرد ویژگیهای جسمی و عقلی خاصی را عطا نموده و فراهم کردن اموری مالی را نیز بر عهده ی او قرار داده است. الله جل شأنه می فرماید: {مردان بر زنان سر پرست و نگهبانند، بخاطر آنکه الله برخی از ايشان را بر برخی برتری داده و نيز بخاطر آنکه از اموالشان خرج می کنند}[18].

ابن کثیر رحمه الله می فرماید:

(و علی بن ابو طلحه از ابن عباس روایت می کند که {مردان سرپرست زنان اند} یعنی: حاکم و امیر بر آنان هستند. یعنی اینکه: در آنچه الله بدان امر نموده از شوهرش اطاعت می کند و اطاعت کردنش باید نیکویی و احسان به خانواده اش باشد و از مال و اموال همسرش حفاظت کند. مقاتل و سدی و ضحاک نیز همین را گفته اند[19].

ب‌.   اجازه دادن به شوهر برای لذت بردن و استمتاع از وی. از دیگر حقوق شوهر این است که زن اجازه ی همبستری و لذت بردن از او را شوهرش بدهد. پس اگر مرد با زنی ازدواج کند که توانایی همبستری و آمیزش جنسی را دارد پس بر زن واجب می شود پس از عقد ازدواج اگر شوهر از او این را طلبید خودش را تسلیم او کند. اما اگر زن، او را منع کند در واقع دچار گناه کبیره شده است مگر زمانی که دارای عذر شرعی باشد مانند: عادت ماهیانه، روزه ی واجب، بیماری و مانند این ها. زیرا با انجام گرفتن عقد شوهر مستحق عوض و بدل است که آن همبستری و استمتاع می باشد همانطور که زن نیز مستحق بدیل می شود که آن مهریه است. 

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: "اگر مرد، همسرش را برای همبستری فرا خواند و زن امتناع کند پس اگر شوهر درحالی که از او عصبانی است بخوابد، فرشتگان تا صبح آن زن را لعنت می کنند"[20].

ج‌.    عدم اجازه ی ورود به منزل به کسی که شوهرش از او بدش می آید. این نیز یکی دیگر از حقوق شوهر بر زن است. ابوهریره رضی الله عنه از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند که ایشان فرمودند: "برای زن جایز نیست که روزه بگیرد – روزه ی نفل – در حالی که شوهرش حاضر باشد مگر با اجازه ی او و اینکه کسی را به خانه راه ندهد مگر با اجازه ی شوهرش.."[21]. همان طور که قبلا ذکر کردیم ایشان در خطبه ی حجة الوداع فرمودند: "یکی از حقوق شما بر زنان، این است که کسی را که شما دوست ندارید به خانه هایتان راه ندهند. اگر این کار را کردند، آنان را بزنید نه زدنی سخت و مضر..".

د‌.       عدم بیرون رفتن از خانه مگر با اجازه ی شوهر: شافعی ها و حنابله گفته اند: او اجازه ندارد به ملاقات پدر مریضش برود مگر با اجازه ی شوهرش و شوهر حق منع کردن او را دارد...؛ زیرا اطاعت کردن از شوهر واجب است پس ترک کردن واجب به خاطر امری که واجب نیست جایز نمی باشد.

هـ. تنبیه کردن: شوهر حق دارد هرگاه همسرش از اوامر نیک و خوب او عصیان و سرپیچی کرد او را تنبیه کند. زیرا الله تعالی دستور داده است که هنگام نافرمانی از فرمان شوهر، زنان را می توانند با کناره گیری از آنان و زدن غیر مضر و سخت تنبیه کنند.

احناف چهار موقعیت را ذکر کرده اند که در آن شوهر حق دارد زنش را با زدن تنبیه کند، از جمله:

-         عدم زینت دادن خود زمانی که از او خواسته باشد.

-         عدم اجابت شوهر زمانی که او را به همبستری فرا خواند در حالتی که عادت ماهیانه نباشد.

-         ترک نماز.

-         بیرون رفتن از خانه بدون اجازه ی شوهر.

دلایل جواز تنبیه کردن عبارتند از:

الله جل شأنه می فرماید: {و زنانی را که از نافرمانی شان بيم داريد، پند و اندرز دهيد - اگر فرمانبردار نشد - در بستر از ايشان دوری کنيد - و اگر تأثير نکرد - آنان را بزنيد}[22].

همچنین می فرماید: {ای کسانی که ايمان آورده ايد! خودتان و خانواده ی ‌تان را از آتشی که هيزم آن مردم و سنگهاست حفظ کنید}[23].

ابن کثیر رحمه الله می فرماید: (و قتاده گفته است: آنان را به اطاعت از الله امر و از معصیت الله نهی کند. با امر الهی آنان را سرپرستی نماید و به اطاعت از دستورات الهی فرمان دهد و در این راه آنان را کمک و یاری کند. هرگاه ببیند که مرتکب معصیت الله می شوند آنان را باز دارد و تنبیه کند.

و همچنین ضحاک و مقاتل گفته اند: حق مسلمان است که به خانواده اش از جمله نزدیکان، کنیزان و بردگانش آنچه را که الله فرض کرده و آنچه را که نهی نموده یاد دهد)[24].

و‌.      خدمت کردن زن به شوهرش: دلایل زیادی در این باره وجود دارد.

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می فرماید: (خدمت نیکو کردن به شوهرش بر او واجب می شود که بر اساس تنوع احوال، نوع خدمت نیز فرق می کند پس خدمت کردن شخص روستایی با شخص شهری فرق می کند و خدمت کردن فرد قوی با فرد ضعیف متفاوت است)[25].

ی. معاشرت نیکو با شوهر: الله تبارک و تعالی می فرماید: {و برای زنان حقوقی بر مردان است همان طور که مردان بر آنان حقوقی دارند و باید با نیکویی ادا کنند}[26].

قرطبی رحمه الله می فرماید: (و از او – یعنی ابن عباس رضی الله عنهما – همچنین آمده است: برای زنان حق همنشینی و معاشرت نیکو بر شوهرانشان است همان طور که بر زنان اطاعت کردن از آنچه که در حق شوهرانشان بر آنان واجب شده، ملزم هستند.

و گفته شده: همانا بر شوهرانشان است که به آنان ضرر نرسانند همان طور که زنان نیز موظف به این امر هستند. این را طبری گفته است.

و ابن زید گفته است: تقوای الهی را در حق زنان پیشه کنید همان طور که آنان تقوای الله عزوجل را در حق شما پیشه می کنند.

این معانی نزدیک به هم هستند و آیه شامل تمام حقوق زناشویی می شود)[27].

 

ترجمه همراه با تصرف

ام احمد

http://islamqa.info

 



[1] {وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً} نساء:4

[2] {لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً} بقره:236

[3] {وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ} بقره:233

[4] عن عائشة قالت: دخلت هند بنت عتبة امرأة أبي سفيان على رسول الله صلى الله عليه وسلم فقالت: يا رسول الله إن أبا سفيان رجل شحيح لا يعطيني من النفقة ما يكفيني ويكفي بنيَّ إلا ما أخذت من ماله بغير علمه فهل علي في ذلك من جناح؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: خذي من ماله بالمعروف ما يكفيك ويكفي بنيك. روایت بخاری و مسلم.

[5] "فاتقوا الله في النساء فإنكم أخذتموهن بأمان الله واستحللتم فروجهن بكلمة الله، ولكم عليهن ألا يوطئن فرشكم أحدا تكرهونه، فإن فعلن ذلك فاضربوهن ضربا غير مبرح، ولهن عليكم رزقهن وكسوتهن بالمعروف" روایت مسلم.

[6] {أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ} طلاق:6

[7] {فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۖفَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۚذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَلَّا تَعُولُوا} نساء:3

[8] {وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ} نساء:19

[9] {وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ} بقره:228

[10] "استوصوا بالنساء" روایت بخاری و مسلم.

[11] (عن زينب بنت أبي سلمة حدثته أن أم سلمة قالت: حضت وأنا مع النبي صلى الله عليه وسلم في الخميلة فانسللت فخرجت منها فأخذت ثياب حيضتي فلبستها، فقال لي رسول الله صلى الله عليه وسلم: أنفستِ؟ قلت: نعم، فدعاني فأدخلني معه في الخميلة

قالت: وحدثتني أن النبي صلى الله عليه وسلم كان يقبلها وهو صائم، وكنت أغتسل أنا والنبي صلى الله عليه وسلم من إناء واحد من الجنابة). روایت بخاری و مسلم.

[12] "وَاللهِ لَقَدْ رَأَيْتُ رَسُولَ اللَهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: يَقُومُ عَلَى بَابِ حُجْرَتِي، وَالْحَبَشَةُ يَلْعَبُونَ بِحِرَابِهِمْ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، يَسْتُرُنِي بِرِدَائِهِ لِكَيْ أَنْظُرَ إِلَى لَعِبِهِمْ، ثُمَّ يَقُومُ مِنْ أَجْلِي حَتَّى أَكُونَ أَنَا الَّتِي أَنْصَرِفُ، فَاقْدِرُوا قَدْرَ الْجَارِيَةِ الْحَدِيثَةِ السِّنِّ حَرِيصَةً عَلَى اللَّهْوِ" روایت بخاری و مسلم.

[13] (عَنْ عَائِشَةَ رضی الله عنها، أُمِّ الْمُؤْمِنِينَ: أَنَّهَا لَمْ تَرَ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم يُصَلِّي صَلاةَ اللَّيْلِ قَاعِدًا قَطُّ، حَتَّى أَسَنَّ، فَكَانَ يَقْرَأُ قَاعِدًا حَتَّى إِذَا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ قَامَ فَقَرَأَ نَحْوًا مِنْ ثَلاثِينَ آيَةً أَوْ أَرْبَعِينَ آيَةً، ثُمَّ رَكَعَ ثُمَّ يَفْعَلُ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ مِثْلَ ذَلِكَ، فَإِذَا قَضَى صَلاتَهُ نَظَرَ: فَإِنْ كُنْتُ يَقْظَى تَحَدَّثَ مَعِي، وَإِنْ كُنْتُ نَائِمَةً اضْطَجَعَ) روایت بخاری.

[14] "لا ضرر ولا ضرار" روایت ابن ماجه از طریق عباده بن صامت.  آلبانی آن را در "غایة المرام" صحیح دانسته است. روایت حاکم از طریق ابو سعید خدری و گفته است: اسنادش بر اساس شرط مسلم صحیح است. همچنین امام احمد و ابن صلاح نیز آن را صحیح می دانند.

[15] یعنی: چوب دندان مال. مسواک است و آن چوبی ست که در وقت نماز خواندن و غیر آن بر دندانها می مالند.

[16] https://islamqa.info/ar/41199

[17] {وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ۚوَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ} بقره:228

[18] {الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّـهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ} نساء:34

[19] تفسیر ابن کثیر:1/492

[20] "إذا دعا الرجل امرأته إلى فراشه فأبت فبات غضبان عليها لعنتها الملائكة حتى تصبح" بخاری و مسلم.

[21] "لا يحل للمرأة أن تصوم وزوجها شاهد إلا بإذنه، ولا تأذن في بيته إلا بإذنه.." روایت بخاری و مسلم.

[22] {وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ} نساء:34

[23] {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ} تحریم:6

[24] تفسیر ابن کثیر:4/392

[25] الفتاوی الکبری: 4/561

[26] {وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ} بقره:228

[27] تفسیر القرطبی: 3/123-124


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.