نافرمانى همسر (نشوز)
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر همسر ناشزه شود، يعنى شوهرش را نافرمانى كند و خود را از وى
دور بدارد و از اداء حقوق او خوددارى كند، شوهر بايد نخست او را نصيحت كند، اگر باز
نيامد، شب گذرانى را با وى ترك كند و تا سه روز (نه بيشتر) با وى حرف نزند. رسول
اللّه صلی الله علیه وسلم مىفرمايد: «لاَ يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يَهْجُرَ
أَخَاهُ فَوْقَ ثَلاَثِ لَيَالٍ» (متفق عليه).
«بيش از سه روز جايز نيست كه مسلمان با برادرش سلام و كلام را ترك
كند».
اما گاهي اين اقدام (ترک بستر) هم مؤثر واقع نميشود ... پس آيا در اينصورت خانواده
به حال خود رها شود تا از بين برود؟ در اين حال اقدام ديگري وجود دارد که اگرچه
شديدتر است ولي از اينکه کلاً خانواده متلاشي شود بهتر است.
خداوند در اين خصوص مىفرمايد:« وَاللَّاتِي تَخَافُونَ
نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ
فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ
عَلِيًّا كَبِيرًا (34) وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا
مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا يُوَفِّقِ
اللَّهُ بَيْنَهُمَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا» (النساء:(35-34).
«و زنانى كه
نافرمانى آنها را معلوم داريد، [در آغاز] به آنان پند دهيد و [آن گاه] در
خوابگاهها تركشان كنيد و در نهايت اگر باز نيامدند [به آهستگى] آنها را بزنيد. آن
گاه اگر از شما فرمان بردند، به زيان آنان [براى ستم به آنان] بهانه مجوييد.
خداوند بلند مرتبه بزرگوار است. و اگر از اختلاف ميان آن دو با خبر شديد، داورى از
خويشاوندان مرد و داورى از خويشاوندان زن تعيين كنيد، اگر [داوران] خواهند، اصلاح
[كنند] خداوند بين آن دو سازگارى برقرار خواهد كرد. خداوند داناى آگاه است».
)
واضربوهن
(
«و آنانرا بزنيد» توجه به تمام مفاهيم گذشته و هدف از تمام اين اقدامات مانع از اين
ميشود که اين زدن را عذابي بمنظور انتقام گرفتن از زن يا اهانتي بمنظور ذليل و
خوار کردن زن و وادار ساختن او به زندگياي که به آن راضي نيست، بدانيم. بلکه يک
وسيله تربيتي قلمداد ميشود که شوهر با عاطفهاي مربيگرانه آن را بکار ميگيرد،
کاري که پدر با فرزندانش و معلم با شاگردانش انجام ميدهد.
علت مباح شدن اين اقدامات اينست که از عواقب نافرماني زن و تبديل شدن آن به يک معضل
خانوادگي جلوگيري شود، ضمناً مردان هم از سوء استفاده از اين امر بر حذر داشته
شدهاند، و پيامبر اکرم
صلی الله علیه وسلم
با سنت عملي در خانوادهاش و توجيهات گفتاريش خود عهدهدار اين امر شده و در احاديث
خود بسياري از مفاهيم را تصحيح کرده است :
از معاويه بن حيده
رضی الله عنه
روايت است که گفت : اي رسول خدا! زنان بر ما چه حقي دارند؟ فرمود : (أن تطعمها إذا
طعمت، و تکسوها إذا اکتسيت، ولاتضرب الوجه، ولاتقبح، ولاتهجر إلا في البيت)ابن ماجه
«(حق همسرانتان بر شما آن است که) هرگاه غذا خوردي به او هم غذا بدهي، و وقتي لباس
خريدي براي او هم لباس بخري، و بر چهره و صورت او سيلي نزني، و با وي سخن بد نگوئي
و بستر او را ترک نکني مگر در خانهات».
از اياس بن عبدالله بن ابي ذباب
رضی الله عنه
روايت است که گفت : پيامبر
صلی الله علیه وسلم
فرمود : (لاتضربوا إماء الله) «زنان را نزنيد»سپس عمر رضی الله
عنه
نزد پيامبر صلی الله
علیه وسلم
آمد و گفت : زنان بر شوهرانشان جسور شدهاند؛ پيامبر
صلی الله علیه وسلم
اجازه زدن زنان را صادر کرد، پس از آن زنان زيادي به خانه پيامبر
صلی الله علیه وسلم
رفتند و از شوهرانشان شکايت کردند. پيامبر
صلی الله علیه وسلم
فرمود : (ولقد أطاف بآل بيت محمد نساء کثير يشکون أزواجهن، ليس أولئک بخيارکم)
«زنان زيادي پيش خانوادة محمد صلی الله علیه وسلم
مراجعه کرده و از شوهرانشان شکايت کردهاند، آنان، شوهران بهترين شما نيستند».ابن
ماجه
از عبدالله بن زمعه روايت است که گفت : از پيامبر صلی الله علیه وسلم
شنيدم که ميفرمود : (يعمد أحدکم فيجلد امرأته جلد العبد فلعله يضاجعها من آخر
يومه) «بعضي از شما همسرشان را مانند برده شلاق ميزنند، در حاليکه شايد در آخر
همان روز با او همبستر شوند».
متفق عليه
به هر حال براي اين اقدامات حد و مرزي است که نبايد از آن تجاوز کرد وهر وقت در يکي
از اين مراحل هدف تحقق يابد، در همان مرحله توقف کند :
)
فَإن أطَعنَکُم فَلاَتَبغُوا عَلَيهِنَّ سَبِيلاً
(
«پس اگر از شما اطاعت کردند بر آنان ستم نکنيد».
لذا هنگام تحقق هدف، وسيله از اعتبار ميافتد، و اين دلالت ميکند بر اينکه هدف از
اين اقدامات، مطيع ساختن زن است نه خوار و ذليل کردن او؛ چون با اين امر بنياد
خانواده که اساس جامعه است اصلاح نميشود.
نص آيه دلالت بر اين دارد که عبور از اين مراحل بعد از تحقق اطاعت، ظلم و تحکم و
تجاوز است :
)فَلاَتَبغُوا
عَلَيهِنَّ سَبِيلاً
(،
سپس بعد از اين نهي خداوند به همان روشي که قرآن در ترغيب و ترهيب دارد، بزرگي و
والا مقامي خود را يادآوري ميکني تا قلبها مطمئن و سرها فروهشته شوند، و احساسات
ظالمانه و غرورآميز از بين بروند.
الظلال : (358 / 362/2).
خلاصه اینکه؛اگر با روشهاى بيان شده اصلاح شد، بسيار خوب و اگر نه
با زدن بدون اينكه چهرهاش را مورد ضرب قرار بدهد، او را تنبيه كند. اگر اصلاح نشد،
داورى از طرف شوهر و نيز از طرف همسر انتخاب شود، داوران با شيوههاى ممكن و معروف
سعى و تلاش كنند تا پيوند زن و شوهر را برقرار كنند، اگر هيچگونه راه سازش و
هماهنگى پيدا نشد، آنگاه با يك طلاق بائن آنها را از هم جدا كنند.
وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.
|