Mon, 25 Jun 2018دوشنبه 4 تير 1397
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2522
تعداد كل بازديدها تاكنون : 5341987
 
 
 

پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (أحق ما أوفيتم من الشروط، أن توفوا به ما استحللتم به الفروج) «سزاوارترين شروطي که بايد به آن وفا کنيد شروط نکاح است». متفق عليه : بخاری (5151)، مسلم (1418)

******************

از انس بن مالک رضی الله عنه  روايت است : (أن عبدالرحمن بن عوف جاء إلي رسول الله صلی الله علیه وسلم  و به أثر صفرة فسأله رسول الله صلی الله علیه وسلم  فأخبره أنه تزوج امرأة من الأنصار، قال: کم سقت لها؟ قال : زنة نواة من ذهب، قال رسول الله صلی الله علیه وسلم  أولم ولو بشاة) «عبدالرحمن بن عوف نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمد در حاليکه آثار زردي (زعفران يا حنا) بر او ديده مي‌شد، پيامبر صلی الله علیه وسلم  از حال او پرسيد، (عبدالرحمن بن عوف) در پاسخ گفت که با زني از انصار ازدواج کرده است. پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : چقدر مهريه برايش قرار داده‌اي؟ گفت به اندازه وزن يک هسته خرما طلا، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : وليمه بده اگرچه گوسفندي باشد». متفق عليه : بخاری (5153)، مسلم (1427)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم وقتي ازدواج کسی را تبريک مي‌گفت مي‌فرمود : (بارک الله لکم و بارک عليکم، و جمع بينکما في خير) «خداوند خودتان و ازدواجتان را پربرکت و اجتماعتان را پرخير کند». ابن ماجه (1905)

******************

از ابن عباس روايت است: (أن جارية بکراً أتت النبي صلی الله علیه وسلم  فذکرت له أن أباها زوجها و هي کارهة، فخيرها النبي -صلى الله عليه وسلم). «دختري (بکر) نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  آمد وبه او گفت که : پدرش بدون رضايتش، او را به عقد کسي درآورده است، پيامبر صلی الله علیه وسلم  او را (در فسخ عقد) اختيار داد». صحیح ابن ماجه (4711)

******************

از خنساء بنت خدام أنصاري روايت است: (أن أباها زوجها و هي ثيب، فکرهت ذلک، فأتت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرد نکاحها). «او بيوه بود و پدرش بدون رضايت او، او را به عقد کسي درآورد، نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  رفت و نکاحش را باطل کرد». مسلم (886)

******************

 پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (لاتنکح الأيم حتي تستأمر، ولاتنکح البکر حتي تستأذن، قالوا : يا رسول الله و کيف إذنها؟ قال : أن تسکت) «بيوه تا از او دستور نگرفتند ازدواج داده نشود، و دوشيزه هم تا از او اجازه گرفته نشود، به ازدواج کسي داده نشود. گفتند : اي رسول خدا، اجازه (رضايت) بکر چگونه است؟ فرمود : اين است که ساکت بماند». صحیح ابن ماجه (2100)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

اسباب نافرمانی از والدین

اسباب نافرمانی والدین

نافرمانی از والدین دارای اسباب زیادی است که در اینجا چند مورد را بیان می‌نماییم:

1- جهل و نادانی: نادانی و جهالت یک مرض کشنده و از بین برنده انسان است و جاهل، دشمن خویش است اگر شخصی از عواقب نافرمانی والدین در حال یا آینده، ناآگاه باشد و همچنین از ثمرات نیکی و احسان به والدین در حال یا آینده اطلاعی نداشه باشد، ناآگاه او موجب نافرمانی والدین و دور شدن از نیکی و احسان به آنان می‌شود.

2- تربیت سوء بد: اگر پدر و مادر فرزندان خود را خوب تربیت نکنند و آن‌ها را به تقوی و نیکی و احسان و صله رحم و طلب مقام‌های رفیع تشویق ننمایند، نتیجه آن تمرد و سرکشی و نافرمانی والدین است.

3- اختلاف و تناقض در تعلیم فرزندان: گاهی پدر و مادر فرزند خود را تعلیم می‌دهند اما دقیقاً بر شکل و محتوای تعلیم خود واقف نیستند و چه بسا به آن‌ها تعلیم نادرست و خلاف اخلاق می‌دهند، که در نتیجه آن سرکشی و نافرمانی والدین است.

4- همنشین بد برای فرزند: داشتن همنشین بد، سبب فساد و هلاکت فرزند می‌شود و او را بر نافرمانی والدین جدی و سرکش می‌کند، زیرا دوست بد، فرزند را به نافرمانی والدین تشویق می‌نماید.

5- نافرمانی والدین از پدر و مادر خود: این مورد یکی از مهمترین علل نافرمانی والدین است هنگامی که والدین نافرمانی پدر و مادر خود را کرده باشند، به خاطر این رفتار سزای عمل خود را می‌چشند و فرزندان ایشان هم والدین خود را نافرمانی می‌کنند و این هم به دو دلیل است:

الف) فرزندان در این کار از پدر و مادر خود تقلید می‌کنند.

ب) جزای کار والدین نیز از جنس عمل خودشان است.

6- قِلَت یا نداشتن تقوا و ترس از الله تعالی در هنگام طلاق: بعضی از والدین هنگامی که بین آن‌ها طلاق انجام می‌گیرد از الله عزوجل هیچ‌گونه ترسی ندارند و طلاق هم بین آن‌ها با احسان واقع نمی‌شود بلکه هر یک، فرزندان را علیه دیگری تحریک می‌کند هر گاه فرزند به نزد مادر می‌رود او تمامی مصیبت‌ها و مشکلات خود را برای فرزندش بازگو می‌نماید و او را علیه پدر تحریک می‌کند تا او را ترک کند همچنین هنگامی که به نزد پدر می‌رود مشکلات را برایش بازگو می‌کند و او را علیه مادرش تحریک می‌کند و نتیجه این کار چیزی جز نافرمانی والدین نیست و سبب آن هم خود والدین هستند چنان‌که ابوذویب الهذلی در شعری گفته است:

فلا تغضبنّ في سیرة أنت سرتها

 

وأوّل راض سنّه من یسیرها

بر آن روشی که خود آن را پایه‌گذاری کرده‌ای ناراحت مباش زیرا هر کس بر هر روشی که پایه‌گذاری می‌کند باید راضی باشد.

7- تفرقه بین فرزندان: این کار سبب اختلاف و بغض و حسادت بین فرزندان می‌شود. طوری که هر یک از دیگر متنفر می‌شود و حتی سبب خشم والدین می‌گردد و فرزندان آن‌ها را ترک می‌کنند و در هیچ کاری با والدین مشورت نمی‌کنند.

8- ترجیح دادن راحتی و ترک کردن والدین: بعضی از اشخاص که پدر و مادر بیماری دارند مایلند که به نحوی از زحمت مراقبت از آن‌ها آسوده شوند یا آن‌ها را به خانه سالمندان می‌سپارند یا در جایی دور از والدین سکونت می‌گزینند و یا به دنبال چاره‌‌ی دیگری هستند در حال که آسودگی و آرامش و در کنار والدین لذت‌بخش است و نیکی کردن به آنان در انسان ایجاد می‌کند.

9- تنگ نظر بودن: بعضی از فرزندان آن قدر تنگ نظر هستند که نمی‌خواهند کسی در خانه خطایی انجام دهد مثلاً اگر کسی شیشه‌ی خانه را بشکند یا اثاث منزل را درهم بریزد، بسیار عصبانی می‌شوند و بر آن شخص خشم می‌گیرند و خانه را بر سرش خراب می‌کنند که این کار سبب ناراحتی و رنجش والدین می‌گردد و حتی بین آن‌ها کدورت واقع می‌شود.

همچنین گاهی اوقات بعضی از فرزندان از اوامر والدین خود سرپیچی می‌کنند و خصوصاً هنگامی که یکی از آن دو یا هر دو غضبناک و سخت‌دل باشند در مقابل، فرزند هم با تنگ نظری در برابر آنان قرار می‌گیرد.

10- کمک نکردن والدین به فرزند خود در انجام کارهای نیک و احسان: بعضی از والدین در انجام کارهای نیک به فرزندان خود کمک نمی‌کنند و در هنگام انجام کارهای نیک آن‌ها را ترغیب و تشویق نمی‌نمایند در حالی که بر انسان واجب است که در حق والدین احسان و نیکی کند هنگامی که فرزندان ترغیب و تشویق را از جانب والدین احساس نکنند، چه بسا خسته می‌شوند و احسان و نیکی را ترک می‌کنند یا در انجام آن کوتاهی می‌نمایند.

11- بد اخلاق بودن همسر: بعضی از افراد، همسران بسیار بد اخلاقی دارند که ترسی از پروردگار ندارند و حقوق زن و شوهری را رعایت ‌نمی‌کنند. گاه در دل شخص نسبت به پدر و مادرش کینه ‌ایجاد می‌کنند و گاه شوهر خود را به سرکشی و سرپیچی از اوامر والدین تحریک می‌کنند و آن‌ها را مجبور می‌کنند که پدر و مادر خود را ترک کنند و به آن‌ها احسان و نیکی نکنند و تمام توجه خود را به زن خود معطوف کنند.

12- احساس پدر و مادری نکردن: بعضی از پدر و مادرها، احسان پدر و مادر بودن را ندارند. به همین علت، اغلب اوقات، اگر از فرزندشان عمل خلافی سر بزند او را سرزنش نمی‌کنند. مثلاً در مورد اعمالی مثل تأخیر در آمدن به منزل، دور بودن از والدین، آزار والدین و سایر نافرمانی‌هایی که فرزند انجام می‌دهد، عکس‌العملی نشان نمی‌دهند.

علل و اسبابی که ذکر شد، موجب نافرمانی والدین می‌شود که موظفیم به آن‌ها توجه کنیم و فرزندانمان را نیز به آن‌ها متوجه گردانیم. الله متعال همه‌ی ما را اهل اصلاح و تزکیه و تقوا قرار دهد آمین.

در صفحات گذشته بیان شد که حق والدین بسیار بزرگ است و ترغیب و تشویق در مورد نیکی و احسان به والدین و تحذیر از نافرمانی والدین بسیار مؤثر است و انواع و اسباب نافرمانی والدین نیز بیان شد.

چقدر شایسته است که هر شخص عاقل، به خاطر انتظار ثواب و پاداشی که از  الله تعالی دارد و همچنین به خاطر ترس از عذاب پروردگار، بر احسان و نیکی به والدین خود حریص باشد و نهایت تلاش خود را در این مورد به کار ببرد و از نافرمانی والدین اجتناب کند.

با این توضیحات، انسان باید معنای نیکی و احسان به والدین را بداند و آداب آن را بشناسد و از اموری که انسان را به انجام آن یاری می‌کند، آگاه باشد.

منبع: برگرفته از کتاب: نافرمانی والدین اسباب و راه علاج، تألیف: محمد بن ابراهیم الحمد، مترجم: عبدالحمید گل مهرآبادی.

 

 

 


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.