Sun, 08 Feb 2026يكشنبه 19 بهمن 1404
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2523
تعداد كل بازديدها تاكنون : 10743908
 
 
 

پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: (إذا دعي أحدکم إلي الوليمة فليأتها) «اگر يکي از شما به وليمه (عروسی که در آن امر خلاف شرع نباشد) دعوت شد، بايد براي آن بيايد». متفق عليه : بخاری (5173)، مسلم (1429)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (شر الطعام طعام الوليمة، يمنعها من يأتيها، و يدعي إليها من يأباها، و من لم يجب الدعوة فقد عصي الله و رسوله) «بدترين عذا، غذاي وليمه‌اي است که فقراي نيازمند از آن منع و ثروتمندان بي‌نياز به آن دعوت شوند، وکسي که دعوت وليمه را اجابت نکند به راستي نافرماني خدا و رسول او را کرده است». متفق عليه : مسلم (1432)، بخاري و مسلم اين حديث را بصورت موقوف از ابوهريره روايت کرده‌اند، بخاری (5177).

******************

از انس روايت است : (ما رأيت رسول الله صلی الله علیه وسلم  أولم علي امرأة ما أولم علي زينب، فإنه ذبح شاة) «نديده‌ام که پيامبر صلی الله علیه وسلم  به اندازه‌اي که براي زينب وليمه داده، براي ساير زنانش بدهد، او براي زينب يک گوسفند ذبح کرد». متفق عليه: مسلم (1428)، اين لفظ مسلم است، بخاری (5171

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم  به عبدالرحمن بن عوف فرمود: (أولم ولو بشاة) «وليمه بده اگرچه گوسفندي باشد». متفق عليه : بخاری (5153)، مسلم (1427)

******************

بريده بن حصيب رضی الله عنه گفت: (لما خطب علي فاطمة رضي الله عنها قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم  : إنه لابد للعرس من وليمة) «وقتي که علي از فاطمه رضي الله عنها خواستگاري کرد، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : براي عروسي وليمه لازم است». صحیح ابن ماجه (2419)

******************

سنت است که مرد در هنگام آميزش با زن خویش بگويد : (بسم الله اللهم جنبنا الشيطان و جنب الشيطان ما رزقتنا) «به نام خدا، خداوندا! شيطان را از ما و از آنچه به ما عطا مي‌کني دور بگردان»، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (فإن قضي بينهما ولد لن يضره الشيطان أبدا) «اگر کودکي از آن دو متولد شود، شيطان هرگز به او ضرر نمي‌رساند». متفق عليه : بخاری (5165)، مسلم (1434)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

تفاوت فَسْخ و طلاق و خُلْع

بسم الله الرحمن الرحیم

تفاوت فَسْخ و طلاق و خُلْع

 

جدایی بین زوجین تنها به دو صورت رخ می ‌دهد: طلاق یا فسخ.

تفاوت بین این دو به این صورت است که: طلاق، پایان یافتن رابطه‌ ی همسری از طرف مرد است و الفاظ و صیغه‌ های مشخص و معروفی دارد.

اما فسخ یعنی نقض عقد ازدواج و قطع رابطه‌ ی همسری از اساس، گویی که انگار این رابطه وجود نداشته و از سوی قاضی یا به حکم شرع رخ می‌ دهد.

از جمله تفاوت‌ های این دو:

1. طلاق تنها با لفظ مرد و به اختیار و رضایت او رخ می ‌دهد. اما فسخ بدون لفظ مرد اتفاق می ‌افتاد و در آن رضایت و اختیار او شرط نیست.

امام شافعی می‌ گوید: «هر ازدواجی که در آن حکم به جدایی شود و [این جدایی] با گفته‌ ی مرد صورت نگیرد و آن را نخواهد ... این جدایی طلاق نامیده نمی ‌شود»[1].

2. طلاق اسباب گوناگونی می ‌تواند داشته باشد و حتی بدون سبب، مانند آنکه مرد راغب به جدایی از همسرش باشد.

اما فسخ حتما سببی دارد که جدایی را واجب یا مباح می ‌کند.

از مثال‌ هایی که فسح عقد را اثبات می‌ کند:

ـ کفو نبودن مرد و زن، نزد آن دسته از علما که این را شرط لزوم عقد دانسته ‌اند.

ـ اگر یکی از زوجین ـ مرد یا زن ـ از اسلام برگردد و مرتد شود و دوباره به اسلام باز نگردد.

ـ اگر مرد مسلمان شود اما زنش حاضر به اسلام آوردن نشود و مشرک باشد، و کتابی (یهودی یا نصرانی) نباشد.

ـ وقوع لِعان بین مرد و زن.

ـ اعسار مرد و ناتوانی او از دادن نفقه، در صورتی که زن به این سبب، خواهان فسخ عقد شود.

ـ وجود عیبی در یکی از زوجین که مانع از لذت بردن یا باعث تنفر و جدایی آن دو شود.

3. بازگشت مرد به زن پس از فسخ امکان ندارد مگر با عقد جدید و با رضایت زن.

اما در مورد طلاق، تا وقتی که زن در حال عده‌ ی طلاق رجعی است، همچنان همسر آن مرد است و می ‌تواند پس از طلاق اول و طلاق دوم بدون عقد جدید او را باز گرداند، چه زن راضی باشد یا نباشد.

4. فسخ در تعداد طلاق ‌هایی که مرد مالک آن هست به شمار نمی ‌آید.

امام شافعی رحمه الله می ‌فرماید: "هر فسخی که بین زوجین رخ دهد طلاق نیست، نه یکی و نه بیشتر از آن"[2].

ابن عبدالبر رحمه الله می فرماید: "تفاوت میان فسخ و طلاق این است که هرچند هر دو جدایی بین زوجین هستند، اما در فسخ اگر دوباره زوجین به ازدواج بازگردند بر همان عصمت نخست خواهند بود و زن نزد شوهرش بر همان سه طلاق هست (یعنی حق سه بار طلاق دادن به دست مرد است) و اگر طلاق بود و سپس به نزد او بازگشت دو طلاق خواهد داشت"[3].

5. طلاق حق شوهر است و در آن رأی قاضی شرط نیست و می ‌تواند با رضایت زن و مرد باشد.

اما فسخ به حکم شرع یا حکم قاضی رخ می ‌دهد و فسخ به مجرد رضایت دو طرف حاصل نمی‌ شود مگر در خُلع.

ابن قیم رحمه الله می فرماید: "به اتفاق علما لازم نیست که فسخ نکاح بلا عوض (یعنی خلع) از روی رضایت دو طرف باشد"[4].

6. فسخ اگر پیش از دخول رخ دهد دادن مهریه به زن واجب نمی ‌شود، اما طلاق پیش از دخول، نصف مهریه‌ ی نام برده شده را برای زن واجب می ‌سازد.

اما خلع این است که زن از همسرش بخواهد مقابل یک مبغل مالی یا در مقابل گذشت از مهریه یا بخشی از آن، از وی جدا شود.

علما درباره ‌ی اینکه خلع، فسخ است یا طلاق اختلاف نظر دارند، اما نزدیک ‌تر آن است که خلع نوعی فسخ است[5].

والله اعلم.

 

برگرفته از: https://islamqa.info با اندکی تصرف

ام احمد

 

 



[1] الأم: 5/128

[2] الأم: 5/199

[3] الاستذکار:6/181

[4] زاد المعاد: 5/59

[5]برای بیان فرق ها از این منابع استفاده شد: المنثور في القواعد: 3/24، الفقه الإسلامي وأدلته: 4/595، الموسوعة الفقهية الكويتية: (32/107- 113) (32/137)، فقه السنة: 2/314 


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.