Sat, 20 Jan 2018شنبه 30 دي 1396
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2516
تعداد كل بازديدها تاكنون : 4859463
 
 
 

از خنساء بنت خدام أنصاري روايت است: (أن أباها زوجها و هي ثيب، فکرهت ذلک، فأتت رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرد نکاحها). «او بيوه بود و پدرش بدون رضايت او، او را به عقد کسي درآورد، نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  رفت و نکاحش را باطل کرد». مسلم (886)

******************

 پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (لاتنکح الأيم حتي تستأمر، ولاتنکح البکر حتي تستأذن، قالوا : يا رسول الله و کيف إذنها؟ قال : أن تسکت) «بيوه تا از او دستور نگرفتند ازدواج داده نشود، و دوشيزه هم تا از او اجازه گرفته نشود، به ازدواج کسي داده نشود. گفتند : اي رسول خدا، اجازه (رضايت) بکر چگونه است؟ فرمود : اين است که ساکت بماند». صحیح ابن ماجه (2100)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (لانکاح إلا بولي و شاهدي عدل) «ازدواج بدون ولي و دو شاهد عادل صحيح نيست».صحیح ابن ماجه (7557)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: (أيما امرأة لم ينکحها الولي فنکاحها باطل، فنکاحها باطل، فنکاحها باطل، فإن أصابها فلها مهرها بما أصاب منها، فإن اشتجروا فالسلطان ولي من لا ولي له) «هر زني که ولي او را ازدواج ندهد ازدواجش باطل است، ازدواجش باطل است، ازدواجش باطل است، پس اگر شوهرش با او نزديکي کرد بايد مهريه‌اش را به سبب نزديکي با او پرداخت کند، و اگر با هم مشاجره کردند حاکم سرپرست کسي است که سرپرست ندارد».ابن ماجه (1879)

******************

ابن عمر رضی الله عنه گفت : (نهي النبي صلی الله علیه وسلم  أن يبيع بعضکم علي بيع بعض، و لايخطب الرجل علي خطبة أخيه حتي يترک الخاطب قبله، أو يأذن له الخاطب). «پيامبر صلی الله علیه وسلم  از اينکه بعضي از شما بر معامله ديگري وارد شود، و يا اينه از زني خواستگاري کند که قبلاً برادرش (شخص ديگري) از او خواستگاري کرده، نهي کرده است مگر اينکه خواستگار اول منصرف شود يا به او اجازه دهد».بخاری (5142)

******************

از مغير بن شعبه روايت است: نزد پيامبر  صلی الله علیه وسلم رفتم و با او درباره زني که قصد خواستگاريش داشتم صحبت کردم، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (إذهب فانظر إليها، فإنه أجدر أن يؤدم بينکما) «برو او را نگاه کن چون اين امر رابطه بين شما را پايدارتر مي‌کند».نسایی (69/6) و ترمذی (1093)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

تفاوت فَسْخ و طلاق و خُلْع

بسم الله الرحمن الرحیم

تفاوت فَسْخ و طلاق و خُلْع

 

جدایی بین زوجین تنها به دو صورت رخ می ‌دهد: طلاق یا فسخ.

تفاوت بین این دو به این صورت است که: طلاق، پایان یافتن رابطه‌ ی همسری از طرف مرد است و الفاظ و صیغه‌ های مشخص و معروفی دارد.

اما فسخ یعنی نقض عقد ازدواج و قطع رابطه‌ ی همسری از اساس، گویی که انگار این رابطه وجود نداشته و از سوی قاضی یا به حکم شرع رخ می‌ دهد.

از جمله تفاوت‌ های این دو:

1. طلاق تنها با لفظ مرد و به اختیار و رضایت او رخ می ‌دهد. اما فسخ بدون لفظ مرد اتفاق می ‌افتاد و در آن رضایت و اختیار او شرط نیست.

امام شافعی می‌ گوید: «هر ازدواجی که در آن حکم به جدایی شود و [این جدایی] با گفته‌ ی مرد صورت نگیرد و آن را نخواهد ... این جدایی طلاق نامیده نمی ‌شود»[1].

2. طلاق اسباب گوناگونی می ‌تواند داشته باشد و حتی بدون سبب، مانند آنکه مرد راغب به جدایی از همسرش باشد.

اما فسخ حتما سببی دارد که جدایی را واجب یا مباح می ‌کند.

از مثال‌ هایی که فسح عقد را اثبات می‌ کند:

ـ کفو نبودن مرد و زن، نزد آن دسته از علما که این را شرط لزوم عقد دانسته ‌اند.

ـ اگر یکی از زوجین ـ مرد یا زن ـ از اسلام برگردد و مرتد شود و دوباره به اسلام باز نگردد.

ـ اگر مرد مسلمان شود اما زنش حاضر به اسلام آوردن نشود و مشرک باشد، و کتابی (یهودی یا نصرانی) نباشد.

ـ وقوع لِعان بین مرد و زن.

ـ اعسار مرد و ناتوانی او از دادن نفقه، در صورتی که زن به این سبب، خواهان فسخ عقد شود.

ـ وجود عیبی در یکی از زوجین که مانع از لذت بردن یا باعث تنفر و جدایی آن دو شود.

3. بازگشت مرد به زن پس از فسخ امکان ندارد مگر با عقد جدید و با رضایت زن.

اما در مورد طلاق، تا وقتی که زن در حال عده‌ ی طلاق رجعی است، همچنان همسر آن مرد است و می ‌تواند پس از طلاق اول و طلاق دوم بدون عقد جدید او را باز گرداند، چه زن راضی باشد یا نباشد.

4. فسخ در تعداد طلاق ‌هایی که مرد مالک آن هست به شمار نمی ‌آید.

امام شافعی رحمه الله می ‌فرماید: "هر فسخی که بین زوجین رخ دهد طلاق نیست، نه یکی و نه بیشتر از آن"[2].

ابن عبدالبر رحمه الله می فرماید: "تفاوت میان فسخ و طلاق این است که هرچند هر دو جدایی بین زوجین هستند، اما در فسخ اگر دوباره زوجین به ازدواج بازگردند بر همان عصمت نخست خواهند بود و زن نزد شوهرش بر همان سه طلاق هست (یعنی حق سه بار طلاق دادن به دست مرد است) و اگر طلاق بود و سپس به نزد او بازگشت دو طلاق خواهد داشت"[3].

5. طلاق حق شوهر است و در آن رأی قاضی شرط نیست و می ‌تواند با رضایت زن و مرد باشد.

اما فسخ به حکم شرع یا حکم قاضی رخ می ‌دهد و فسخ به مجرد رضایت دو طرف حاصل نمی‌ شود مگر در خُلع.

ابن قیم رحمه الله می فرماید: "به اتفاق علما لازم نیست که فسخ نکاح بلا عوض (یعنی خلع) از روی رضایت دو طرف باشد"[4].

6. فسخ اگر پیش از دخول رخ دهد دادن مهریه به زن واجب نمی ‌شود، اما طلاق پیش از دخول، نصف مهریه‌ ی نام برده شده را برای زن واجب می ‌سازد.

اما خلع این است که زن از همسرش بخواهد مقابل یک مبغل مالی یا در مقابل گذشت از مهریه یا بخشی از آن، از وی جدا شود.

علما درباره ‌ی اینکه خلع، فسخ است یا طلاق اختلاف نظر دارند، اما نزدیک ‌تر آن است که خلع نوعی فسخ است[5].

والله اعلم.

 

برگرفته از: https://islamqa.info با اندکی تصرف

ام احمد

 

 



[1] الأم: 5/128

[2] الأم: 5/199

[3] الاستذکار:6/181

[4] زاد المعاد: 5/59

[5]برای بیان فرق ها از این منابع استفاده شد: المنثور في القواعد: 3/24، الفقه الإسلامي وأدلته: 4/595، الموسوعة الفقهية الكويتية: (32/107- 113) (32/137)، فقه السنة: 2/314 


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.