Fri, 04 Apr 2025جمعه 15 فروردين 1404
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2523
تعداد كل بازديدها تاكنون : 9445930
 
 
 

از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت است : (أن مرثد بن أبي مرثد الغنوي کان يحمل الأساري بمکة، و کان بمکة بغي يقال لها عناق، و کانت صديقته، قال : جئت إلي النبي صلی الله علیه وسلم  فقلت : يا رسول الله أنکح عناقا؟ قال : فسکت عني فنزلت : ) وَالزَّانِيَةُ لاَيَنکِحُهَا إلاَّ زَانٍ أو مُشرکٌ ( فدعاني فقرأها علي وقال : لاتنکحها) «مرثد بن ابي مرثد غنوي اسيران را به مکه حمل مي‌کرد، در مکه زن زناکاري به نام عناق که دوست مرثد بود زندگي مي‌کرد، مرثد گفت : نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم  رفتم و گفتم : اي رسول خدا! آيا عناق را به ازدواج خود درآورم؟ مرثد گويد : پيامبر در جواب من ساکت ماند، سپس اين آيه نازل شد:) وَالزَّانِيَةُ لاَينَکِحُهَا إلاَّ زَانٍ أو مُشرکٌ ( مرا صدا زد و آيه را برايم خواند، و فرمود : با او ازدواج نکن».ابوداود (2037)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (لايجمع بين المرأة و عمتها ولا بين المرأة و خالتها) «جمع بين زن و عمه‌اش، زن و خاله‌اش، جايز نيست».متفق عليه: بخاری (5109)، مسلم (1408)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (من کانت له امرأتان يميل مع أحدهما علي الأخري، جائ يوم القيامة وأحد شقيه ساقط) «هر کس دو زن داشته باشد و بين آنها عدالت برقرار نکند، روز قيامت در حالي به پيشگاه خداوند حاضر مي‌شود که يکي از پهلوهايش ساقط (افتاده) است».ابن ماجه (1969)، ولي تمايل قلبي بيشتر به يکي از آنان اشکال ندارد.

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (خيرکم، خيرکم لأهله، و أنا خيرکم لأهلي) «بهترين شما کسي است که با خانواده‌اش خوش‌رفتارتر باشد و من بهترين شما براي خانواده‌ام هستم».ترمذی (3985)

******************

از علي رضی الله عنه روايت است : (صنعت طعاما فدعوت رسول الله صلی الله علیه وسلم  فجاء فرأي في البيت تصاوير فرجع فقلت : يا رسول الله، ما أرجعک بأبي أنت و أمي؟ قال : إن في البيت سترا فيه تصاوير، و إن الملائکة لاتدخل بيتا فيه تصاوير). «غذايي را درست کردم و پيامبر صلی الله علیه وسلم  را دعوت نمودم، پيامبر آمد و چند عکسي را در خانه ديد و برگشت. گفتم اي رسول خدا! پدر ومادرم فدايت باد چه چيزي باعث شد که برگردي؟ فرمود : در خانه پرده‌هاي عکس‌داري(عکس ذي روح) بود و ملائکه به خانه‌اي که در آن عکس باشد داخل نمي‌شوند». ابن ماجه (3359)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (إذا دعي أحدکم إلي طعام فليجب، فإن کان مفطرا فليطعم، و إن کان صائما فليصل : يعني الدعاء) «هرگاه يکي از شما دعوت شد، دعوت را اجابت کند، پس اگر روزه نبود غذا بخوردواگر روزه بود (براي صاحب عروسی) دعا کند». بیهقی (263/7) و مسلم (1431)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

خلع و احکام آن

خلع و احکام آن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 1- تعريف خلع:

خلع در لغت از کلمه (خلع الثوب) يعني لباسش را درآورد، گرفته شده است؛ چون زن لباس مرد و مرد هم لباس زن است. خداوند متعال مي‌فرمايد :

) هُنَّ لِبَاسٌ لَکُم وَ أنتُم لِبَاسٌ لَهُنَّ ( (بقره : 187)

«آنان باري شما و شما براي آنان (همچون) لباس هستيد».

و در شرع؛خلع عبارت است از اينكه زنى كه شوهرش را نمى‏پسندد بوسيله پرداخت مال به شوهرش خود را از قيد نكاح آزاد مى‏كند. يعنى مبلغى پول به شوهر مى‏دهد تا شوهر او را جدا كند. فقه السنة (253/2)، منار السبيل (226/2)، فتح الباري (395/9).

 

پس هرگاه اختلاف بين زن و مرد شدت گرفت و امکان ادامه زندگي بين آنان وجود نداشت، و زن مايل به جدايي از شوهرش شد، در اينصورت بايد مالي را بمنظور جبران ضرر ناشي از جدايي به شوهرش بدهد، و از او درخواست جدائي کند. خداوند متعال مي‌فرمايد :

) وَلاَيَحِلُّ لَکُم أن تَأخُذُوا مِمَّا آتَيتُمُوهُنَّ شَيئاً إلاَّ أن يَخَافَا أن لاَيُقِيمَا حُدُودَ اللهِ فَإن خِفتُم أن لاَيُقِيمَا حُدُودَ اللهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيهِمَا فِيمَا افتَدَت بِهِ ( (بقره : 229)

«و براي شما حلال نيست که چيزي از آنچه (مهر ايشان کرده‌ايد يا) بديشان داده‌ايد باز پس گيريد مگر اينکه، (شوهر و همسر) بترسند که نتوانند حدود خدا را پابرجا دارند. پس اگر بيم داشتيد که حدود الهي را رعايت نکنند گناهي بر ايشان نيست که زن فديه و عوضي بپردازد (و در برابر آن از او درخواست جدائي کند)».

 

 2- حكم خلع:

 اگر شرايط خلع تحقق پيدا كند، خلع جايز است.

از ابن عباس(رضی الله عنه) روايت است زن ثابت بن قيس كه از شوهر خود شاكى بود و مى‏گفت: يا رسول‏اللّه صلی الله علیه وسلم در ديانت و اخلاق او عيبى نمى‏بينم لكن دوست ندارم كه در حالت مسلمانى كفران نعمت كنم. رسول‏اللّه صلی الله علیه وسلم باو فرمود: «أَتُرُدِّيْنَ عَلَيْهِ حَدِيْقَتَهُ»؟ «آيا شوهرت تو را رها كند باغى را كه به تو داده است، باو پس مى‏دهى؟» زن گفت: آرى، آنگاه رسول‏اللّه صلی الله علیه وسلم خطاب به شوهرش، ثابت بن قيس فرمود: «اَقْبِلِ الْحَدِيْقَةَ وَطَلِّقْها تَطْلِيْقَةً» «باغ را قبول كن و در عوض يك طلاق به همسرت بده». (بخارى و نسائى).

 

پرهيز از خلع:

از ثوبان رضی الله عنه روايت است که پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (أيما امرأة سألت زوجها الطلاق من غير ما بأس فحرام عليها رائحة الجنة) «هر زني که بدون دليل از شوهرش تقاضاي طلاق کند، بوي بهشت بر او حرام است».ترمذی

و همچنين از ثوبان رضی الله عنه روايت است که پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود :

(المختلعات هن المنافقات)  «زناني که خواهان خلع هستند، منافق‌اند».ترمذی

 

تحذير مردان از عضل زنان:

عضل يعني بازداشتن، و در اينجا يعني اينکه مرد همسرش را در خانه نگه دارد که نه بعنوان يک همسر با او رفتار کند و نه به او اجازه ازدواج با ديگري را بدهد.

هرگاه مرد همسرش را دوست نداشته باشد و بنا به دلايلي از او ناراضي باشد، بايد او را به طور شايسته، همانطور که خداوند متعال امر فرموده از خود جدا کند، جايز نيست که او را حبس کند و يا به او ضرر برساند طوريکه زن مجبور شود که با پرداخت مالي خودش را نجات دهد، خداوند متعال مي‌فرمايد :

)وَ إِذَا طَلَّقْتُمْ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لاَتُمْسِکُوهُنَّ ضِرَاراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ يَفْعَلْ ذَلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَ لاَتَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُواً وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَ مَا أَنزَلَ عَلَيْکُمْ مِنْ الْکِتَابِ وَالْحِکْمَةِ يَعِظُکُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ(  (بقره : 231)

«و هنگامي که زنان را طلاق داديد و به عده خود رسيدند، يا به طرز صحيح و عادلانه‌اي آنان را نگاه داريد يا آنان را به طرز پسنديده و دادگرانه‌اي رها سازيد، و بخاطر زيان رسانيدن بديشان و تعدي کردن بر ايشان هيچگاه ايشان را نگاه نداريد، وکسي که چنين کند بي‌گمان به خويشتن ستم کرده است، و آيه‌هاي خدا را به استهزاء نگيريد و نعمت خدا را بر خود و آنچه را که از کتاب و حکمت بر شما نازل کرده است و شما را با آن پند مي‌دهد بخاطر بياوريد و از خدا بپرهيزيد و بدانيد که بيگمان خداوند از هر چيزي آگاه است».

همچنين مي‌فرمايد :

) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَيَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ کَرْهاً وَ لاَتَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالمَعرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَي أَنْ تَکْْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً کَثِيراً ( (نساء : 19)

«اي کساني که ايمان آورده‌ايد! براي شما درست نيست که زنان را (همچون کالايي) به ارث ببريد، حال آنکه چنين کاري را نمي‌پسندند، و وادار بدان مي‌گردند، و آنانرا تحت فشار قرارندهيد؛ تا بدينوسيله برخي از آنچه را که بديشان داده‌ايد دوباره به دست آوريد؛ مگر اينکه آنان دچار گناه آشکاري شوند. و با زنان خود بطور شايسته معاشرت کنيد و اگر هم از آنان کراهت داشتيد، (شتاب نکنيد و زود تصميم به جدايي نگيريد) زيرا که چه بسا از چيزي بدتان بيايد و خداوند در آن خير و خوبي فراوان قرار بدهد».

 

خلع فسخ است، طلاق نيست:

اگر زني در مقابل پرداخت مالي، خود را از شوهرش آزاد کرد و جدا شد، مالک نفس خود مي‌گردد و مرد نمي‌تواند اورا بدون رضايتش بازگرداند. اين جداي اگر با لفظ طلاق هم واقع شود، طلاق محسوب نمي‌گردد بلکه فسخ عقد است به خاطر مصلحت زن برابر مالي که خودش را با آن آزاد کرده است.

ابن قيم جوزيه(ره) مي‌گويد :

«آنچه دلالت بر اين دارد که خلع، طلاق نيست اين است که خداوند متعال در طلاق بعد از دخول، و قبل از وقوع طلاق سوم سه حکم را قرار داده، که هيچکدام از آنها در خلع وجود ندارند :

1- در طلاق شوهر اختيار به بازگرداندن زن را دارد.

2- طلاق مذکور جزء سه طلاق محسوب مي‌شود. لذا بعد از تمام شدن سه طلاق، زن براي شوهرش حلال نمي‌شود مگر بعد از ازدواج با مردي ديگر و همبستر شدن با او.

3- عده در طلاق، سه طهر است.

با نص و اجماع ثابت شده که در خلع رجوع کردن نيست (شوهر حق بازگرداندن زن را ندارد).

و با سنت اقوال صحابه ثابت شده که عده در خلع يک حيض است.

و با نص ثابت شده که بعد از دو طلاق، خلع جايز است و بعد از اين خلع، طلاق سوم واقع مي‌شود.

بسيار واضح است که خلع، طلاق نيست خداوند متعال مي‌فرمايد :

) الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَيَحِلُّ لَکُم أن تَأخُذُوا مِمَّا آتَيتُمُوهُنَّ شَيئاً إلاَّ أن يَخَافَا أن لاَيُقِيمَا حُدُودَ اللهِ فَإن خِفتُم أن لاَيُقِيمَا حُدُودَ اللهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيهِمَا فِيمَا افتَدَت بِهِ ( (بقره : 229)

«طلاق دو بار است نگهداري به گونه شايسته يا رها کردن با نيکي، و بر شما حلال نيست که چيزي از آنچه بديشان داده‌ايد باز پس گيريد مگر اينکه، بترسند که نتوانند حدود خدا را پابرجا دارند؛ پس اگر بيم داشتيد که حدود الهي را رعايت نکنند گناهي بر ايشان نيست که زن فديه و عوضي بپردازد».

اين حکم، به زن دو بار طلاق داده اختصاص ندارد، هم او را شامل مي‌شود و هم ديگران را، و جايز نيست که ضمير به کسي برگردد که ذکر نشده و کسي که ذکر شده را شامل نشود، بلکه يا بايد به مذکور اختصاص پيدا کند و يا شامل مذکور و غيرمذکور گردد. سپس مي‌فرمايد :

) فَإن طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَه مِن بَعدُ ( (بقره : 230)

«پس اگر او را طلاق داد از آن به بعد زن بر او حلال نخواهد بود».

و اين قطعاً زني را شامل مي‌شود که بعد از دوبار طالق و فديه، طلاق داده شود؛ چراکه در آيه قبلي چنين زني ذکر شده است، بنابراين بايد لفظ شامل آن بشود، و ترجمان قرآن (عبدالله بن عباس) که پيامبر صلی الله علیه وسلم براي او دعا کرد تا خداوند به او تفسير ياد دهد و بدون شک اين دعا در حقش مستجاب شده، آيه را چنين فهميده است. و از آنجائيکه احکام فديه (خلع) متفاوت با احکام طلاق است در مي‌يابيم که فديه از جنس طلاق نيست و اين مقتضاي نص و قياس و اقوال صحابه است».

 

 

 3- شرايط خلع:

1- كراهيت و ناپسنديدگى از ناحيه همسر باشد. اگر كراهيت و ناراضگى از طرف شوهر است، شوهر نمى‏تواند چيزى از همسر بگيرد. او بايد صبر كند و اگر احتمال ضرر وجود دارد، بدون دريافت مال او را طلاق دهد.

 

 2- همسر حق تقاضاى خلع را ندارد مگر زمانى كه كراهيت و ناراضگى به حدى برسد كه ادامه نكاح منجر به عدم رعايت حدود اللّه شود، چه در حق همسر يا در حق شوهر.

 3- شوهر قصد آزار و اذيت همسر را نكند تا خواسته باشد با ضرر رساندن به همسرش با وى خلع كند، احيانا اگر بدين منظور اذيتش كند، گرفتن هر گونه معاوضه برايش حرام است و او با چنين قصد و اراده عاصى و گناه كار است. خلع، يك طلاق باين محسوب مى‏شود. شوهر بعد از آن حق مراجعت ندارد. فقط با تجديد عقد مى‏شود دوباره زن و شوهر شوند.

 

 4- احكام خلع:

1- مستحب است كه شوهر بيش از آنچه كه به عنوان مهريه به همسرش داده است، پس نگيرد. زيرا ثابت بن قيس در جريان خلع با همسرش تنها همان باغ را پس گرفت كه به عنوان مهريه باو داده بود. و آن هم بدستور رسول اكرم صلی الله علیه وسلم.

 2- خلع اگر بوسيله صيغه و لفظ «خلع» صورت گرفته است، يك حيض عده او محسوب مى‏شود، مانند مستبرئه (كنيز خريده شده) او نيز براى مشخص شدن، كه آيا از مالك قبلى حامله است يا خير، فقط يك حيض عده دارد. و اگر خلع با واژه «طلاق» صورت گرفته، جمهور بر اين باوراند كه عده‏اش سه حيض است.

 3- بعد از خلع شوهر حق رجوع به همسرش را ندارد.

 4- پدر مى‏تواند به وكالت از دختر نابالغ خود معامله خلع را انجام دهد، مشروط بر اينكه عدم فرقت موجب ضرر و زيان شود.

 

وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.‏


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.