من جواني از آلمان هستم .
الحمدلله بعد از هدايت از جانب الله پيش از 5 سال آغاز کردم که نماز بخوانم و به
دستورات اسلام عزيز و فرمايشات رسول خدا صلی الله علیه وسلم عمل کنم اما در عين
حال مشکلات زيادي با پدرم دارم.اونميخواست که من حج بروم اما من رفتم و پدرم نماز
نميخواند و در رابطه با دين اسلام علاقه وآگاهي ندارد. من ريش گذاشتم براي رضاي خدا
و مسوءليت احساس مي کنم که در دعوت و تبليغ دين اشتراک کنم . پدرم از هيچ گونه عمل
براي تهديد و استهزاي من دست برنميدارد و بسيار ناراحت است از تغيراتي که در زنده
گي من آمده است. او از هر نوع حرکت براي تبليغ و پيشرفت دين مي ترسد چون فکر مي کند
که حيات فاميل از اين نگاه در خطر قرار مي گيرد ازينرو مي گويد من ريشم را بردارم
چون ظاهر شدن دين در بيرون مورد پسند غيرمسلمانان قرار نميگيرد و آنها از اشخاص
ريشدار مي ترسند و حيات فاميل در خطر ميباشد در حاليکه ريش ماندن اينجا نه تنها که
جرم نيست بلکه حيات فاميل را هم در خطر قرار نميدهد. من چون در داخل خانه مسوءليت
هاي زيادي دارم به خصوص در رابطه با خواهر و برادر کوچکم که آنها به بودن من و
تعليمات ديني من نياز دارند و در رابطه با مادرم که مريض و تنها است من نميتوانم
خانه را ترک گفته از فاميل جدا زنده گي کنم درحاليکه تنها بودن برايم جسمآ و روحآ
بسيار مفيد تمام خواهد شد چون واقعآ بسيار خسته شده ام و چهرهء پدر را نميخواهم
ببينم زيرا او خودرا نزد من بسيار منفور قرار داده است همچنان من دانشجو در دانشگاه
هستم و فشار روحي خانه در تعليمات مفيد تمام نشده است. پدرم بسيار دشنام و ناسزا مي
گويد و من هم متآسفانه يک دوبار به بي احترامي با او صحبت کردم و نتوانستم خود را
کنترول کنم وقتي لعنت به دين گفت من لعنت به پدر آنکسي گفتم که دين را دشنام ميدهد
و اين سخنان من او را به قهر در آورد که حتا ميخواست حرکت جسمي انجام دهد. هرچه
صحبت کرديم نتيجه نداد چون پدرم علماي دين را ملاهاي فاسد فکر مي کند و به اين
عقيده است که اينها فاميل ها را در خون و آتش مي اندازند. ا و هر صحبت را سياسي
ميسازد امکان ندارد که با او به آرامي و مناقشه و صحبت کرد. او ميگويد که او پدر
است و من بچه و من بايد اطاعت کنم و اطاعت نکردن من را او بي احترامي تعبير مي کند.
از شما راهنماي ميخواهم در اين رابطه. درمورد عروسي کردن من پدرم نيز مشکل ايجاد مي
کند و مي گويد من بايد از فاميل زن بگيرم اما من ميخواهم زن موءمن داشته باشم نه زن
که مسلمان به نام است نه به عمل. من تراشيدن ريش خود را و دست از همکاري در تبليغ و
پيشرفت دين برداشتن را تسليم شدن به شيطان ميبينم ازينرو حاضر نيستم که در اين مورد
از پدر اطاعت کنم. از شما ميخواهم که رهنمائي کنيد تا بتوانم از راهنماي شما مستفيد
بگردم. از شما سپاسگذارم و اميدوارم که خدامند متعال به شما و دست اندرکاران شما
جايگاه و منزلت عظيمي را در دنيا و آخرت عطا فرمايد.
الحمد لله،
هرگاه انسانها به الله و
آيين وي ايمان آوردند، بلافاصله از طرف اطرافيان و منکران دين مورد سرزنش و تهديد
قرار گرفتند و اين امر در زمان مبعوث شدن پيامبر صلي الله عليه وسلم و دعوت ايشان
نيز وجود داشت، لذا شما نيز از اين امر مستثني نبوديد. اين امر يک امتحان و آزمايش
الهي است تا صادقان از ضعيفان جدا گردند، الله تعالي مي فرمايد:
«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن
يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا
الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا
وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ»(عنکبوت
2-3)
يعني: آيا مردم گمان کردند همين که بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها مىشوند
و آزمايش نخواهند شد؟!ما کسانى را که پيش از آنان بودند آزموديم (و اينها را نيز
امتحان مىکنيم)؛ بايد علم خدا درباره کسانى که راست مىگويند و کسانى که دروغ
مىگويند تحقق يابد!
پس اين امر يک امتحان است که بايد در برابر آن از خود استقامت و صبوري نشان دهيم تا
به لطف خداوند از آن پيروز درآييم.
«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ
عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا
بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ»(فصلت 30)
يعني:
به يقين کسانى که گفتند: «پروردگارما خداوند يگانه است!» سپس استقامت کردند،
فرشتگان بر آنان نازل مىشوند که: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به
آن بهشتى که به شما وعده داده شده است!
پس ما قبل از هر چيزي شما را به صبر و استقامت دعوت مي کنيم.الله تعالي مي فرمايد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ
اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»(بقره 153)
يعني:
اى افرادى که ايمان آوردهايد! از صبر (و استقامت) و نماز، کمک بگيريد! (زيرا)
خداوند با صابران است.
«فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ»(هود 49)
يعني:
صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهيزگاران است.
«َمن يَتَّقِ وَيِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ»(يوسف
90)
يعني:
هر کس تقوا پيشه کند، و شکيبايى و استقامت نمايد، (سرانجام پيروز مىشود؛) چرا که
خداوند پاداش نيکوکاران را ضايع نمىکند!»
اما در مورد وضعيتي که در آن بسر مي بريد بايد گفت که علما در مورد کسانيکه اهل
ايمانند و در ميان کفار زندگي مي کنند مي فرمايند؛ بايد از آنجا يعني سرزمين کفار
هجرت نمايند و به ميان مسلمانان بروند زيرا الله تعالي مي فرمايد:
الله تعالي ميفرمايد: « إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي
أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأرْضِ
قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ
مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (97)إِلا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ
الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلا
يَهْتَدُونَ سَبِيلا (98)فَأُولَئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ
اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا (99)»
(كسانيكه فرشتگان [قبض ارواح] روح آنها را گرفتند در حاليكه به خويشتن ستم كرده
بودند، به آنهاگفتند: شما در چه حالي بوديد؟ گفتند: ما در سرزمين خود تحت فشار و
مستضف بوديم، آنها [فرشتگان] گفتند: مگر زمين الله پهناور نبود كه مهاجرت كنيد.
آنها عذري نداشتند و جايگاهشان در دوزخ است و سرانجام بدي دارند، مگر آن دسته از
زنان و مردان و كودكاني كه براستي تحت فشار قرار گرفتند نه چارهاي دارند و نه راهي
[براي نجات از محيط آلوده] مييابند، اميد است الله آنها را مورد عفو قرار دهد و
الله، عفو كننده و غفور است). «نساء/97-99»
ماندن در سرزميني كه به
مسلمانان اجازه داده نمي شود آشکارا به شعاير اسلام، عمل كنند، جايز نيست.
بنابراين كساني كه
توانايي هجرت از اين ديار را دارند به دياري هجرت كنند كه بتوانند در آنجا شعاير
اسلام را اقامه كنند و با مسلمانان در نيكي و تقوي تعاون و همكاري داشته باشند و
جمعيت مسلمانان را بيشتر نمايند، و در آنجا نيز به آنان رزق و روزي خواهد رسيد، چرا
كه الله تعالي ميفرمايد:[ وَمَنْ
يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (2) وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا
يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ
بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا (3)]
(هر كس از الله بترسد و پرهيزگاري كند، الله راه نجات از [هر تنگنايي] را براي او
فراهم ميسازد و به او از جايي كه تصور نميكند روزي ميرساند. هر كس بر الله توكل
كند الله او را بسنده است. الله فرمان خويش را به انجام ميرساند. و هر چه را
بخواهد بدان دسترسي پيدا ميكند. الله براي هر چيزي زمان و اندازهاي را قرار داده
است). «طلاق2، 3»
کسي که هجرت برايش از اين
گونه مکانها که براي مسلمان در آشکار نمودن شعائر دينش ممانعت وجود دارد، مقدور
باشد، هجرت واجب است و اگر در آنجا بماند، گناهكار است.
اما اگر کسي که در ميان کفار زندگي مي کند بشرطيکه جهت دعوت و تبليغ در آنجا بماند
و اين توانايي را نيز داشته باشد که آشکارا يا در خفا به دعوت دين بپردازد، در
اينصورت ماندن وي گناه نيست.
اما بر
او واجب است كه از فرصت دعوت پنهاني به دين استفاده كند، اميد است كه الله كساني را
آماده نمايد كه دعوتش را قبول نموده و با او همكاري نمايند.
اما
هركسي بتواند به كشورهاي اسلامي هجرت كند اما اين كار را نكند
(و به دعوت نيز مشغول نيست ) و براي خود ميپسندد كه در سرزمين كفار ناتوان و ضعيف زندگي كند و
يا با سازش به حساب دين خود در آن جا بماند، اين فرد به خود، دين و مسلمانان بدي
كرده است لذا به چنين فردي وعده داده شده كه جايش جهنم است و جهنم بدترين جايگاه
است.
پس اگر شما توانايي اين را داريد که به دعوت و تبليغ دين بپردازيد مي توانيد در
آنجا بمانيد و در اينصورت شايسته است از روشي نيکو جهت دعوت ديگرا از جمله پدر و
مادرتان استفاده نماييد،الله تعالي مي فرمايند:
«ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ
وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن
سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»(نحل 125)
يعني:
با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر
است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر مىداند چه کسى از راه او
گمراه شده است؛ و او به هدايتيافتگان داناتر است.
پس بايد در برابر پدر و مادرتان صبور باشيد و با نرم خويي و روشي زيبا دعوت نماييد
و هرگز اسباب عصبانيت را برايشان فراهم نسازيد ولي بياد داشته باشيد که
شما بايد با پدرت مهربان باشي و به او نيکي کني و با بهترين سخنان با او حرف
بزني،امّا فقط در کار خوب اطاعت از او بر تو واجب است، چون پيامبر صَلَّى اللَّهُ
عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مي فرمايد:
« إِنَّمَا الطَّاعَةُ
فِي الْمَعْرُوفِ»{بخاري 7145 و مسلم 1840{
فقط
در کار خوب بايد اطاعت کرد، و مي فرمايد: « لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ
اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»« از مخلوق در کاري که معصيت الله است نبايد اطاعت کرد.» (احمد 1/131،129،94(
و منظور از کار خوب، امر
به اعمال شرعي است و در غير اينصورت شما نبايستي از آنها اطاعت کنيد هرچند که پدر و
مادرتان باشد زيرا آنها به اموراتي امر مي کنند که مخالف امر الله تعالي است و
هميشه امر الله تعالي در ارجحيت است.بنابراين حال که شما بحمدالله خود را مقيد
نموديد که همانند يک مسلمان ظواهر اسلامي داشته باشيد نبايد تسلين سرزنش و تهديد
اطافيان گرديد مگر اينکه در آن ضرري براي دينتان وجود داشته باشد و معمولا اگر در
مورد دين و اعتقادات اسلامي به بدي سخن به ميان آمد شما آن مجلس را ترک کنيد تا
زمانيکه دست از چنين سخناني برمي دارند.
در ضمن ازدواج کردن با زن
کافر يا تارک الصلاة يا مشرک حرام است و اصلا نکاح باطل است و اگر کسي چنين کند
مرتکب زنا گرديده است و بنابراين شما بايد با زني مومن و نمازخوان ازدواج کنيد و
تسليم ديگران نشويد. و صبر داشته باشيد تا اينکه الله تعالي شرايط را براي شما
آسانتر مي کند چرا که خود مي فرمايد:
«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ
يُسْرًا»(شرح 6) يعني: (آرى)براستي که با (هر) سختى آسانى است،
والله اعلم
وصلي الله وسلم علي محمد و علي آله و اتباعه الي يوم الدين
سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com |