Fri, 04 Apr 2025جمعه 15 فروردين 1404
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2523
تعداد كل بازديدها تاكنون : 9445950
 
 
 

پيامبر صلی الله علیه وسلم  طولاني شدن شب نشيني (در عبادت) عبدالله بنعمر و دوري ازهمسرش را بر او انکار کرد و فرمود : (إن لزوجک عليک حقا) «همانا همسر شما بر شما حق دارد».متفق عليه :خ (1975)، مسلم (1159)

******************

اسماء بنت يزيد گفت : نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم  بودم، و گروهي از زنان و مردان کنار او نشسته بودند که فرمود : (لعل رجلا يقول ما يفعل بأهله و لعل امرأة تخبر بما فعلت مع زوجها؟ فأرم القوم فقلت : إي والله يا رسول الله : إنهن ليفعلن و إنهم ليفعلون. قال فلا تفعلوا، فإنما ذلک مثل الشيطان لقي شيطانة في طريق فغشيها والناس ينظرون) «شايد بعضي از مردان و زنان اسرار زناشوئي خود را بازگو کنند؟ مردم ساکت شدند، گفتم بله، به خدا قسم اي رسول خدا! زنان اين کار را مي‌کنند و مردان هم اين کار را مي‌کنند، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : اين کار را نکنيد چون اين کار مانند کار شيطاني نر است که شيطاني ماده را در راه مي‌بيند و در حاليکه مردم به آنها نگاه مي‌کنند با او آميزش مي‌کند».صحيح [آداب الزفاف البانی 72].

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم  مي‌ فرمايد : (والرجل راع في أهله و هو مسئول عن رعيته) «مرد سرپرست خانواده است ونسبت به آنان سؤال مي‌شود».متفق عليه : بخاری (893)، مسلم (1829)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (لايفرک مؤمن مؤمنة إنکره منها خلقا رضي منها آخر) «هيچ مرد مؤمني نبايد کينه زن مؤمني را به دل بگيرد، چون اگر رفتاري را از او نپسندد،رفتار ديگري را از او مي‌پسندد».مسلم (469)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم مي‌فرمايد : ) أکمل المؤمنين إيمانا أحسنهم خلقا، و خيارکم خيارکم لنسائهم ) «کاملترين مؤمنان از لحاظ ايمان،خوش اخلاقترين آنان‌اند و بهترين شما کساني هستندکه براي همسرانشان بهترند»ترمذی (1172)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم  که وقتي از او سؤال شد حق همسران ما بر ما چيست؟ فرمود : (أن تطعمها إذا طعمت و تکسوها إذا اکتسيت ولاتضرب الوجه و لاتقبح ولاتهجر إلا في البيت) «هرگاه غذا خوردي به او هم غذا بدهي، و هرگاه لباس خواستي براي او هم لباس فراهم کني (غذا و پوشاکش را فراهم کن)، و به صورت او نزني و به او ناسزا نگوئي و تنها در خانه بسترش را ترک کن».ابوداود (2128)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

وظیفه ی من با پدرم که من را از انجام عبادات دینی منع و مسخره می کند چیست؟ ‏

 

من جواني از آلمان هستم . الحمدلله بعد از هدايت از جانب الله پيش از 5 سال آغاز کردم که نماز بخوانم و به دستورات اسلام عزيز و فرمايشات رسول خدا صلی الله علیه وسلم  عمل کنم اما در عين حال مشکلات زيادي با پدرم دارم.اونميخواست که من حج بروم اما من رفتم و  پدرم نماز نميخواند و در رابطه با دين اسلام علاقه وآگاهي ندارد. من ريش گذاشتم براي رضاي خدا و مسوءليت احساس مي کنم که در دعوت و تبليغ دين اشتراک کنم . پدرم از هيچ گونه عمل براي تهديد و استهزاي من دست برنميدارد و بسيار ناراحت است از تغيراتي که در زنده گي من آمده است. او از هر نوع حرکت براي تبليغ و پيشرفت دين مي ترسد چون فکر مي کند که حيات فاميل از اين نگاه در خطر قرار مي گيرد ازينرو مي گويد من ريشم را بردارم چون ظاهر شدن دين در بيرون مورد پسند غيرمسلمانان قرار نميگيرد و آنها از اشخاص ريشدار مي ترسند و حيات فاميل در خطر ميباشد در حاليکه ريش ماندن اينجا نه تنها که جرم نيست بلکه حيات فاميل را هم در خطر قرار نميدهد. من چون در داخل خانه مسوءليت هاي زيادي دارم به خصوص در رابطه با خواهر و برادر کوچکم که آنها به بودن من و تعليمات ديني  من نياز دارند و در رابطه با مادرم که مريض و تنها است من نميتوانم خانه را ترک گفته از فاميل جدا زنده گي کنم درحاليکه تنها بودن برايم جسمآ و روحآ بسيار مفيد تمام خواهد شد چون واقعآ بسيار خسته شده ام و چهرهء پدر را نميخواهم ببينم زيرا او خودرا نزد من بسيار منفور قرار داده است همچنان من دانشجو در دانشگاه هستم و فشار روحي خانه در تعليمات مفيد تمام نشده است. پدرم بسيار دشنام و ناسزا مي گويد و من هم متآسفانه يک دوبار به بي احترامي با او صحبت کردم و نتوانستم خود را کنترول کنم وقتي لعنت به دين گفت من لعنت به پدر آنکسي گفتم که دين را دشنام ميدهد و اين سخنان من او را به قهر در آورد که حتا ميخواست حرکت جسمي انجام دهد. هرچه صحبت کرديم نتيجه نداد چون پدرم علماي دين را ملاهاي فاسد فکر مي کند و به اين عقيده است که اينها فاميل ها را در خون و آتش مي اندازند. ا و هر صحبت را سياسي ميسازد امکان ندارد که با او به آرامي و مناقشه و صحبت کرد. او ميگويد که او پدر است و من بچه و من بايد اطاعت کنم و اطاعت نکردن من را او بي احترامي تعبير مي کند. از شما راهنماي ميخواهم در اين رابطه. درمورد عروسي کردن من پدرم نيز مشکل ايجاد مي کند و مي گويد من بايد از فاميل زن بگيرم اما من ميخواهم زن موءمن داشته باشم نه زن که مسلمان به نام است نه به عمل. من تراشيدن ريش خود را و دست از همکاري در تبليغ و پيشرفت دين برداشتن را تسليم شدن به شيطان ميبينم ازينرو حاضر نيستم که در اين مورد از پدر اطاعت کنم. از شما ميخواهم که رهنمائي کنيد تا بتوانم از راهنماي شما مستفيد بگردم. از شما سپاسگذارم و اميدوارم که خدامند متعال به شما و دست اندرکاران شما جايگاه و منزلت عظيمي را در دنيا و آخرت عطا فرمايد.

 

الحمد لله،

هرگاه انسانها به الله و آيين وي ايمان آوردند، بلافاصله از طرف اطرافيان و منکران دين مورد سرزنش و تهديد قرار گرفتند و اين امر در زمان مبعوث شدن پيامبر صلي الله عليه وسلم و دعوت ايشان نيز وجود داشت، لذا شما نيز از اين امر مستثني نبوديد. اين امر يک امتحان و آزمايش الهي است تا صادقان از ضعيفان جدا گردند، الله تعالي مي فرمايد:

«أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ * وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ»(عنکبوت 2-3)

يعني: آيا مردم گمان کردند همين که بگويند: «ايمان آورديم»، به حال خود رها مى‏شوند و آزمايش نخواهند شد؟!ما کسانى را که پيش از آنان بودند آزموديم (و اينها را نيز امتحان مى‏کنيم)؛ بايد علم خدا درباره کسانى که راست مى‏گويند و کسانى که دروغ مى‏گويند تحقق يابد!

پس اين امر يک امتحان است که بايد در برابر آن از خود استقامت و صبوري نشان دهيم تا به لطف خداوند از آن پيروز درآييم.

«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ»(فصلت 30)

يعني: به يقين کسانى که گفتند: «پروردگارما خداوند يگانه است!» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند که: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى که به شما وعده داده شده است!

پس ما قبل از هر چيزي شما را به صبر و استقامت دعوت مي کنيم.الله تعالي مي فرمايد:

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ»(بقره 153)

يعني: اى افرادى که ايمان آورده‏ايد! از صبر (و استقامت) و نماز، کمک بگيريد! (زيرا) خداوند با صابران است.

«فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ»(هود 49)

يعني: صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهيزگاران است.

«َمن يَتَّقِ وَيِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ»(يوسف 90)

يعني: هر کس تقوا پيشه کند، و شکيبايى و استقامت نمايد، (سرانجام پيروز مى‏شود؛) چرا که خداوند پاداش نيکوکاران را ضايع نمى‏کند!»

اما در مورد وضعيتي که در آن بسر مي بريد بايد گفت که علما در مورد کسانيکه اهل ايمانند و در ميان کفار زندگي مي کنند مي فرمايند؛ بايد از آنجا يعني سرزمين کفار هجرت نمايند و به ميان مسلمانان بروند زيرا الله تعالي مي فرمايد:

الله تعالي مي‌فرمايد:‌ « إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (97)إِلا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلا يَهْتَدُونَ سَبِيلا (98)فَأُولَئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا (99)»

 (كساني‌كه فرشتگان [قبض ارواح] روح آن‌ها را گرفتند در حالي‌كه به خويشتن ستم كرده بودند، به آن‌هاگفتند: شما در چه حالي بوديد؟ گفتند: ما در سرزمين خود تحت فشار و مستضف بوديم، آن‌ها [فرشتگان] گفتند: مگر زمين الله پهناور نبود كه مهاجرت كنيد. آن‌ها عذري نداشتند و جايگاه‌شان در دوزخ است و سرانجام بدي دارند، مگر آن دسته از زنان و مردان و كودكاني كه براستي تحت فشار قرار گرفتند نه چاره‌اي دارند و نه راهي [براي نجات از محيط آلوده] مي‌يابند، اميد است الله آن‌ها را مورد عفو قرار دهد و الله، عفو كننده و غفور است). «نساء/97-99»

ماندن در سرزميني كه به مسلمانان اجازه داده نمي شود آشکارا به شعاير اسلام، عمل كنند، جايز نيست.

بنابراين كساني كه توانايي هجرت از اين ديار را دارند به دياري هجرت كنند كه بتوانند در آنجا شعاير اسلام را اقامه كنند و با مسلمانان در نيكي و تقوي تعاون و همكاري داشته باشند و جمعيت مسلمانان را بيشتر نمايند، و در آنجا نيز به آنان رزق و روزي خواهد رسيد، چرا كه الله تعالي مي‌فرمايد:[ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (2) وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا (3)]

(هر كس از الله بترسد و پرهيزگاري كند، الله راه نجات از [هر تنگنايي] را براي او فراهم مي‌سازد و به او از جايي كه تصور نمي‌كند روزي مي‌رساند. هر كس بر الله توكل كند الله او را بسنده است. الله فرمان خويش را به انجام مي‌رساند. و هر چه را بخواهد بدان دسترسي پيدا مي‌كند. الله براي هر چيزي زمان و اندازه‌اي را قرار داده است). «طلاق2، 3»

کسي که هجرت برايش از اين گونه مکانها که براي مسلمان در آشکار نمودن شعائر دينش ممانعت وجود دارد، مقدور باشد، هجرت واجب است و اگر در آنجا بماند، گناهكار است.

اما اگر کسي که در ميان کفار زندگي مي کند بشرطيکه جهت دعوت و تبليغ در آنجا بماند و اين توانايي را نيز داشته باشد که آشکارا يا در خفا به دعوت دين بپردازد، در اينصورت ماندن وي گناه نيست. اما بر او واجب است كه از فرصت دعوت پنهاني به دين استفاده كند، اميد است كه الله كساني را آماده نمايد كه دعوتش را قبول نموده و با او همكاري نمايند. اما هركسي بتواند به كشورهاي اسلامي هجرت كند اما اين كار را نكند (و به دعوت نيز مشغول نيست ) و براي خود مي‌پسندد كه در سرزمين كفار ناتوان و ضعيف زندگي كند و يا با سازش به حساب دين خود در آن جا بماند، اين فرد به خود، دين و مسلمانان بدي كرده است لذا به چنين فردي وعده داده شده كه جايش جهنم است و جهنم بدترين جايگاه است.

پس اگر شما توانايي اين را داريد که به دعوت و تبليغ دين بپردازيد مي توانيد در آنجا بمانيد و در اينصورت شايسته است از روشي نيکو جهت دعوت ديگرا از جمله پدر و مادرتان استفاده نماييد،الله تعالي مي فرمايند:

«ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ»(نحل 125)

يعني: با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر مى‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است.

پس بايد در برابر پدر و مادرتان صبور باشيد و با نرم خويي و روشي زيبا دعوت نماييد و هرگز اسباب عصبانيت را برايشان فراهم نسازيد ولي بياد داشته باشيد که شما بايد با پدرت مهربان باشي و به او نيکي کني و با بهترين سخنان با او حرف بزني،امّا فقط در کار خوب اطاعت از او بر تو واجب است، چون پيامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  مي فرمايد:

« إِنَّمَا الطَّاعَةُ فِي الْمَعْرُوفِ»{بخاري 7145 و مسلم 1840{

 فقط در کار خوب بايد اطاعت کرد، و مي فرمايد: « لَا طَاعَةَ لِمَخْلُوقٍ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ»« از مخلوق در کاري که معصيت الله است نبايد اطاعت کرد.» (احمد 1/131،129،94(

و منظور از کار خوب، امر به اعمال شرعي است و در غير اينصورت شما نبايستي از آنها اطاعت کنيد هرچند که پدر و مادرتان باشد زيرا آنها به اموراتي امر مي کنند که مخالف امر الله تعالي است و هميشه امر الله تعالي در ارجحيت است.بنابراين حال که شما بحمدالله خود را مقيد نموديد که همانند يک مسلمان ظواهر اسلامي داشته باشيد نبايد تسلين سرزنش و تهديد اطافيان گرديد مگر اينکه در آن ضرري براي دينتان وجود داشته باشد و معمولا اگر در مورد دين و اعتقادات اسلامي به بدي سخن به ميان آمد شما آن مجلس را ترک کنيد تا زمانيکه دست از چنين سخناني برمي دارند.

در ضمن ازدواج کردن با زن کافر يا تارک الصلاة يا مشرک حرام است و اصلا نکاح باطل است و اگر کسي چنين کند مرتکب زنا گرديده است و بنابراين شما بايد با زني مومن و نمازخوان ازدواج کنيد و تسليم ديگران نشويد. و صبر داشته باشيد تا اينکه الله تعالي شرايط را براي شما آسانتر مي کند چرا که خود مي فرمايد:

«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا»(شرح 6) يعني: (آرى)براستي که با (هر) سختى آسانى است،

 

والله اعلم

وصلي الله وسلم علي محمد و علي آله و اتباعه الي يوم الدين

سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت

IslamPP.Com

بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.