Fri, 04 Apr 2025جمعه 15 فروردين 1404
 
كليپهاي صوتي و تصويري: 599
تعداد كل مقالات : 2523
تعداد كل بازديدها تاكنون : 9445920
 
 
 

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (لايجمع بين المرأة و عمتها ولا بين المرأة و خالتها) «جمع بين زن و عمه‌اش، زن و خاله‌اش، جايز نيست».متفق عليه: بخاری (5109)، مسلم (1408)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (من کانت له امرأتان يميل مع أحدهما علي الأخري، جائ يوم القيامة وأحد شقيه ساقط) «هر کس دو زن داشته باشد و بين آنها عدالت برقرار نکند، روز قيامت در حالي به پيشگاه خداوند حاضر مي‌شود که يکي از پهلوهايش ساقط (افتاده) است».ابن ماجه (1969)، ولي تمايل قلبي بيشتر به يکي از آنان اشکال ندارد.

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود : (خيرکم، خيرکم لأهله، و أنا خيرکم لأهلي) «بهترين شما کسي است که با خانواده‌اش خوش‌رفتارتر باشد و من بهترين شما براي خانواده‌ام هستم».ترمذی (3985)

******************

از علي رضی الله عنه روايت است : (صنعت طعاما فدعوت رسول الله صلی الله علیه وسلم  فجاء فرأي في البيت تصاوير فرجع فقلت : يا رسول الله، ما أرجعک بأبي أنت و أمي؟ قال : إن في البيت سترا فيه تصاوير، و إن الملائکة لاتدخل بيتا فيه تصاوير). «غذايي را درست کردم و پيامبر صلی الله علیه وسلم  را دعوت نمودم، پيامبر آمد و چند عکسي را در خانه ديد و برگشت. گفتم اي رسول خدا! پدر ومادرم فدايت باد چه چيزي باعث شد که برگردي؟ فرمود : در خانه پرده‌هاي عکس‌داري(عکس ذي روح) بود و ملائکه به خانه‌اي که در آن عکس باشد داخل نمي‌شوند». ابن ماجه (3359)

******************

پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (إذا دعي أحدکم إلي طعام فليجب، فإن کان مفطرا فليطعم، و إن کان صائما فليصل : يعني الدعاء) «هرگاه يکي از شما دعوت شد، دعوت را اجابت کند، پس اگر روزه نبود غذا بخوردواگر روزه بود (براي صاحب عروسی) دعا کند». بیهقی (263/7) و مسلم (1431)

******************

پيامبر -صلى الله عليه وسلم- فرمود: (إذا دعي أحدکم إلي الوليمة فليأتها) «اگر يکي از شما به وليمه (عروسی که در آن امر خلاف شرع نباشد) دعوت شد، بايد براي آن بيايد». متفق عليه : بخاری (5173)، مسلم (1429)

******************

مشاهده كل احاديث

 
 
 

اسلام - قرآن و تفسیر
نوار اسلام
سایت جامع فتاوای اهل سنت
مهتدین
عصر اسلام
دائرة المعارف شبکه اسلامی
اسلام تيوب
اخبار جهان اسلام
سایت بیداری
کتابخانه
پاسخ به شبهات دینی
اسلام هاوس

اشكهاي حسرت

اشكهاي حسرت

بارالها! سوزش گناهانم و ترس از فرجام ناخوشايند، مرا به سوي تو آورد. پروردگارا! سرزنشهاي مدام وجدانم، مرا به سوي تو كشاند...http://alfadilasound.com/uploadedimages/1308218759.jpg

تازيانههاي ترس از روز هراس انگيز، قلبم را شعلهور نمود...

نزديك بود آه و فغان، روشنايي ديدگانم را از دست بگيرد...

( آه... خداي من بارگناهان چقدر بر دوشم سنگيني ميكند)

بارالها! هركس بر در توگريان آيد طرد نخواهد شد... اكنون من بر در تو آمدهام و داستانم  از اين قرار است... البته آنگونه كه تو از من شناخت داري خودم ندارم... تو بحال من آگاهتري

پروردگارا! من به سوي تو برگشتهام و از كرده پشيمانم... مرا ببخش... رسوايم مكن... مرا به حال خودم وامگذار...

من با شيطان همه جا همسفر بودهام... بجز راه خدا كه درآن سفر ننموده ام... ابليس همه جا در بيراهگي كنارم بود... مرا براي رفاقت خود برگزيده بود... و من چقدر نادان بودم كه بودن دركنار او را پذيرفتم... شيطان سربازاني دور من گماشته بود... آنها مراگول زدند و با من فريبكاري كردند.

و چون به فكر توبه ميافتادم، به من ميگفتند: توبه لازم نيست، پروردگار به دلها مينگرد...

 ( آه... خداي من چقدر بارگناهان بر دوشم سنگيني ميكند)

پروردگارا! مرا ثروت، زيبايي، فراغت و جوانيام مغرور ساخت... شيادان، برايم سوزاندن حجابم را  نيك جلوه دادند...

چقدر احمق بودم... چگونه حاضرشدم لباسهاي تنم را تكه پاره كنم؟! عقلم كجا پريده بود؟! هنگاميكه درب و پنجره‌ي خانهام را به روي مدها گشودم... من هيچگاه در اين موردكه نامهي اعمالم را بدست راست خواهم گرفت يا دست چپ، فكرنكردم...

هيچگاه در مورد داغ شدن چهرهها و پهلوها- در دوزخ- فكر نكردم...

 ( آه خداي من! چقدر بار گناهان بر دوشم سنگيني ميكند)

بارالها! آنگاه كه ابليس مرا بسان بزغالهاي به گرگها سپرد، اصلاً به ياد روز حساب نيفتادم. چقدر نادان بودم، چگونه حاضر شدم شرفم را نابود كنم؟!من كه كشتن بيگناهان را نميپسنديدم؟!

بارالها! تنها تو به درد و به دواي دردم آشناهستي. من از طبيب ديگري دارو نميطلبم... تو از همه كس به من نزديكتري...

 ( آه خداي من! چقدربارگناهان بردوشم سنگيني مي كند)

بارالها! مرا به كسي كه تير- مياني- خيمهام را راست كند بسپار... امر وليام مرا در شگفت انداخته... نميدانم اوكودن و ساده است يا به دروغ چنين وانمود ميكند...

هيچگاه از من سؤال نكرد كجا بودهام و به كجا رفت و آمد دارم؟ برايش اصلاً مهم نبود، من با چه كساني سر وكار دارم...

با فراهم نمودن آب و آذوقه و مايحتاج زندگيم، در واقع مرا در امر گناه ياري ميكرد... راننده‌ي جوان بيگانه در اختيارم گذاشت... با او بازارها و خيابانهايشهررا بدون اينكه مزاحمي داشته باشم زيرپا ميگذاشتم...

راه رفتنم به راه رفتن ابلهان و بازيگران ميماند... عقل هر خردمندي را ميربودم... با عطر و ادكلن و سرخاب، آتش دوزخ را  با دستان خود برخويشتن ميافروختم...

 ( آه، خداي من! چقدر بار گناهان بر دوشم سنگيني ميكند)

بار الها! اي پذيرنده ي دعاها... اي بخشندهي گناهان...

از خطاهايم درگذر، تو بودي كه قلبم را از خواب غفلت بيدار ساختي... و من به عنوان يك زن مؤمن با تو عهد ميبندم كه از اين به بعد همواره در تسبيح، روزه و نمازم  بيني...

بارالها! بر در تو براي ابراز زبوني و اعتراف آمدهام...

من از تمامي راههاي انحراف دست كشيده و به عفت و پاكدامني چنگ زدهام... از امروز به بعد در راه خلاف حيا و عفت قدم نخواهم گذاشت... شيادان كوشيدند كه مرا برگردانند... حيله‌‌ها بكار بستند... هر چه از دستشان بر ميآيد بكنند... آرزوهايشان با قتل من نيز برآورده نخواهد شد...

بارالها! با همان لباس گناه به تو روي آوردهام...

و من از پروردگار شنوا، توانا، محسن و پاسخگويم، اميد لباس تميز و شايسته دارم... اي خداي بخشنده و مهربان! گريهها و حسرتهايم را ناديده مگير... و قلم عفو را برگناهانم بكش...

سایت خانواده خوشبخت

BlestFamily .Com 

=================

 


بازگشت به ابتدا

بازگشت به نتايج قبل

 

ارسال مقاله به دوستان

چاپ مقاله

 

     

  معرفي سايت به دوستان  |   درباره ما   |  تماس با ما

All Rights Reserved For BlestFamily.com © 2010

كليه حقوق مادي و معنوي سايت محفوظ است.