ويژگيهاي دختر و پسر ايدهآل
الحمدالله رب العالمين، والعاقبه للمتقين، ولاعدوان الا علي الظالمين، والصلاه
والسلام علي محمد الذي ارسله ربه رحمه للعالمين و علي آله و صحبه اجمعين.
هر يك از مرد و زن دوست دارند كه در طرف مقابل برخي از صفات مانند صفات زير وجود
داشته باشد.
ويژگيهاي مرد ايدهآل:
مرد ايدهآل براي زندگي كسي است كه از ايمان وا خلاق و قوت شخصيت و مردانگي
برخوردار باشد. زيرا دينداري مرد و پرهيزكاري و حُسن اخلاق و رفتار او مايه امنيت و
آسودگي حال و آينده زنان به شمار ميآيد.
خداوند متعال ميفرمايد:
«
وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» (النساء / 19)
«با زنان به شيوهاي پسنديده رفتار كنيد».
و رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرموده است:
«هرگاه كسي به خواستگاري دختر شما آمد و از دين و اخلاق او رضايت داشتيد، دست رد به
سينه او ننهيد، اگر اين كار را نكنيد، فساد و تباهي گستردهاي در ميان شما به وجود
خواهد آمد».(
ترمذي و ابن ماجه وحاكم)
بر همين اساس مهمترين ويژگي خواستگار از نظر عاقلان و پرهيزكاران و دورانديشان،
اخلاق و دينداري است.
حسن بن علي رضی الله عنه فرموده است: «آدم ديندار را به همسري دختر خود انتخاب
كنيد، زيرا اگر او را دوست بدارد، به خوبي احترام او را نگاه ميدارد و اگر او را
دوست نداشته باشد، به او ستم نخواهد كرد».(فقه خانواده دکتر وهبة الزحیلی)
اما اينكه برخي از خانوادهها ملاك و معيارشان براي خواستگار ثروت و دارائي و مقام
و موقعيت اوست و برايشان مهم نيست كه خواستگار آدمي ناپرهيزكار و فاسق و بدكار است،
در واقع آدمهايي كمخرد و ظاهربين هستند. زيرا مال و ثروت دائمي و ماندگار نيست،
اما فسق و فجور و فساد مايه گرفتاري و پريشاني و قطع ارتباط همسري و باعث پشيماني
است.
ويژگيهاي زن ايدهآل:
مهمترين ويژگيها و صفات مطلوب در زنان و دختران چهارچيز هستند:
1- ايمان و اخلاق
مهمترين خصوصيتي كه زن و دختر بايستي از آن برخوردار باشند، ايمان و اخلاق است.
زيرا زن به سبب نداشتن ايمان و اخلاق خوب، به مسئوليتهاي ديني خود اهميت نميدهد و
زمينهساز دلمشغوليها و مشكلات فراواني ميگردد و ممكن است پس از مدتي مرد از
طريق طلاق يا رها كردن يا اذيت و آزارش درصدد نجات از دست او برآيد. خداوند متعال
ميفرمايد:
«
فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ» (النساء /
34)
«زنان خوب و صالحه آنهايي هستند كه فرمانبردار (اوامر شوهر به جز در موارد معصيت
خدا) بوده و اسرار خانوادگي را پنهان ميدارندن، زيرا خداوند به حفظ آنها دستور
داده است».
امام مسلم از عبدالله بن عمرو روايت نموده كه: «دنيا همهاش متاع و كالاست، و
بهترين متاع آن همسر پاك و پرهيزكار است».
همچنين رسول خدا صلی الله علیه وسلم در اين ارتباط مسلمانان را راهنمايي نموده و
فرموده است:
«(معمولاً) زنان به چهار دليل براي همسري انتخاب ميشوند. به خاطر ثروت، موقعيت،
زيبايي و دينداري. شما ديندار را انتخاب كنيد، زيرا مايه خير و بركت و آسودگي
است».(
اخرجه الجماعه الا ا لترمذي.)
معني اين فرموده رسول خدا صلی الله علیه وسلم اين است كه: معمولاً بسياري از
مردم هنگامي كه قصد ازدواج را دارند به دنبال زنان ثروتمند ميروند، اما ممكن است
همين ثروت و دارايي سبب انحراف و سركشي او بشود و برخي هم زنان و دختران
خانوادههاي مشهور و يا ثروتمند را برميگزينند، كه اين هم ممكن است سبب تكبر و
خودخواهي همسر و همچنين زمينهاي براي ناموفق بودن ازدواج بشود و برخي هم زنان
ودختران را تنها به دليل برخورداري از زيبايي انتخاب ميكنند، اما ممكن است همان
زيبايي مشكلساز بگردد و بسياري از ناهجاريها و اختلاف را به وجود بياورد.
اما چنانچه ملاك و معيار انتخاب همسر ايمان و اخلاق باشد، هرچند از مقام و مال
فراواني برخوردار نباشند، اما عشق و صفا و صميميت بر سر زندگي آنان سايه خود را
خواهد افكند. و انسانهاي عاقل و دورانديش در هر شرايطي سعي و تلاششان آن است كه
براي دوستي و همسايگي و شراكت ـ به ويژه شريك عمر و زندگي ـ انسانهاي اهل ايمان و
اخلاق را برگزينند.
حديث ديگري اين موضوع را مورد تأكيد قرار ميدهد و ميفرمايد: «زنان را تنها به
خاطر زيبايي انتخاب نكنيد، زيرا ممكن است اين زيبايي سبب انحرافشان بشود و به خاطر
دارائي با آنان ازدواج نكنيد، زيرا ممكن است ثروت سبب سركشي آنها بگردد. بلكه
ديندار را براي شريك زندگي انتخاب كنيد، و زن برده و سياهپوستي ديندار بسيار بهتر
است (از زني كه از دينداري و پرهيزكاري برخوردار نيست)». (ابن ماجه و
بزار و بيهقي)
2- دختر يا بيوه؟
بهتر آن است كه از دختر خواستگاري شود، زيرا عشق و علاقه متقابل از استحكام بيشتري
برخوردار خواهد بود و آمادگي مناسبتري را براي تولد فرزند دارد و امكان تفاهم و
سازگاري با او بيشتر است.
از جابر روايت شده كه رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرموده است: «جابر با دختر
ازدواج كردهاي يا بيوه زن؟ گفت: با بيوه. فرمود: چرا با دختري ازدواج نمودي كه
بيشتر با هم به شوخي و سرگرمي بپردازيد».(
اخرجه الجماعه.)
اما اين سفارش به ازدواج با دختران، به هيچوجه به معني اهمال ازدواج با زنان بيوه
نيست و رسول خدا صلی الله علیه وسلم كار جابر را مورد تأييد قرار داده و از طرف
ديگر زنان بيوه براي اداره منزل و تربيت فرزندان از توانايي و تجربه بيشتري
برخوردارند.
3- اهل عشق و محبت
بهتر آن است كه زن يا دختر مورد نظر خوش اخلاق و شاداب بوده و به ازدواج رغبت داشته
باشد. زيرا محبت دوطرفه زمينه ثبات و استحكام زندگي مشترك و معاشرت مطلوب و تربيت
فرزنداني سالم و شايسته است.
از معقل بن يسار روايت شده كه گفته است: مردي به نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم
آمد و گفت: خانمي زيبا را از خانوادهاي محترم براي ازدواج در نظر گرفتهام، اما او
زني نازاست. اجازه ميفرمائيد با او ازدواج نمايم؟ رسول خدا صلی الله علیه وسلم
فرمود: نه من راضي نيستم. براي بار دوم و سوم آن مرد مراجعه كرد و در نهايت رسول
خدص فرمود: «با زني مهربان كه فرزندان زيادي را برايتان به دنيا بياورد ازدواج
كنيد، زيرا من به جمعيت فراوان شما افتخار ميكنم».(
ابوداود و نسايي)
4- عقيم نبودن
از طريق تحقيق در مورد تعداد خانواده آنها و خواهران و نزديكان او ميتوان به اين
موضوع پي برد، زيرا وجود فرزند حلقه ارتباطي بسيار محكمي ميان زن و مرد و عطر و گل
باغچه و مايه استقرار زندگي مشترك است. رسول خدا صلی الله علیه وسلم ميفرمايد:
«بهترين زن كسي هست كه اگر آنان را نگاه كني شادمان شوي و هرگاه به او دستوري
بدهي، اطاعت نمايد و انتظارات تو را برآورده كند و چنانچه حضور نداشته باشي از مال
و ناموست پاسداري كند».(نسايي)
شايستگي (همشأن بودن) و تناسب
زن و مرد
به خاطر آنكه زن و مرد در زندگي مشترك دچار اختلاف و ناهنجاري نشوند، در پارهاي
از امور بايستي با هم تناسب داشته باشند. مالكيه ميگويند در «ديانت و سلامت»
بايستي با هم متناسب باشند. اما اكثريت علما بر اين باورند كه دختر و پسر يا زن و
مردي كه قرار است با هم ازدواج نمايند بايستي در موارد زير با هم كفائت و تناسب
داشته باشند. در دين و اخلاق و پاكي و پرهيزكاري، نسب و خانواده، حرفه و شغل و
تحصيل و ثروت و مقام.
از نظر مذاهب چهارگانه وجود كفائت و تناسب جزو ملزومات ازدواج هستند، اما عدم كفائت
مانع صحت ازدواج به شمار نميروند. و دليل ضرورت وجود كفائت احاديث ضعيفي هستند؛ از
جمله اين حديث ابن عمر رضی الله عنه كه: «برخي از مردم عرب با برخي ديگر و
قبيلهاي با قبيلهاي ديگر و مردي با مرد ديگر و بردگان هم به همين صورت با هم
همشأن هستند».(
اخرجه الحاكم)
واقعيت اين است كه دليل مراعات شايستگي (همشأن بودن)و تناسب به عرف رايج و
هماهنگي ميان مصالح مرد و زن برميگردد. زيرا آدم باشرافت و با كرامت حاضر به زندگي
با آدم پست و بيشخصيت نيست. لازم به يادآوري است كه موضوع كفايت و تناسب بايستي در
ارتباط با مرد مورد ملاحظه قرار گيرد، نه در ارتباط با زن. زيرا در اين صورت عقد
نكاح به خاطر درخواست اولياء و پيشگيري از عيب و عار دچار فسخ ميشود. هرگاه زني با
كسي كه در شأن او نيست، ازدواج نمايد عقد او صحيح است و اولياي او حق دارند به او
اعتراض كنند و تقاضاي فسخ عقد را بنمايند، مگر آنكه به اختيار خود از اين حقشان
صرفنظر نمايند.
رأي برتر از نظر حنفيه اين است كه نكاح انسان طبيعي و سالم با كسي كه در شأن او
نيست، به خاطر امكان بروز ناهنجاريهاي مختلف فردي و اجتماعي ـ جايز نيست.
وصلی الله وسلم علی نبینا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین.
وآخر دعوانا أن الحمدلله رب العالیمن.
|